
عصر پنجشنبه بيست و ششم ارديبهشت ماه جمع بزرگي از اهالي فرهنگ و هنر و علاقه مندان به نويسنده مردمي ميهن مان علي اشرف درويشيان در محل نشر ثالث گرد هم آمدند تا نام او كه عمري را در تكاپو براي بهروزي مردم نوشت گرامي بدارند.
مراسم با اشاره به زندگي و آثار درويشيان و كارنامه ي مبارزاتي او آغاز شد و پس از آن علي اشرف درويشيان كه به تازگي از بستر نقاهت برخاسته با طنز هميشگي خود از خاطراتش گفت و از دشواري هاي مسيري كه تا به امروز پيموده است.

علی اشرف درویشیان -خسرو گلسرخی - فریدون تنکابنی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سهیل آصفی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سهیل آصفی
|

تحصیل، حق سهیل آصفی است - دکتر پرویز داورپناه- وبلاگ احترام آزادی
ادوارنیوز: از ادامه تحصیل سهیل آصفی روزنامه نگار، در دانشگاه سوره ممانعت به عمل آمده است.
"ثبت نام ترم آخر من در دانشگاه به دستور حراست لغو شده است و از ادامه تحصيل اينجانب در ترم آخر بدون اعلام هيچگونه توجيه و موجب قانوني از سوي نهاد حراست دانشگاه جلوگيري به عمل آمده است."
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سهیل آصفی
|

دست توست
دستی که کار را می شناسد.
کودک و لبخند را می شناسد.
رودخانه و صبح و ستاره را می شناسد.
دستی که بر زخم رفیق
یک پارچه نوازش است
دستی که پرچم خون بر می گیرد
در رگبار پیش می رود
در خون می غلتد...
از نمایش "عباس آقا کارگر ایران ناسیونال" اثر زنده ياد سعید سلطان پور

+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سهیل آصفی
|
بي كار هستم .و همچنان سخني گفته نمي شود يا كه فرصتي از كار كردن كه به معاش اين روزهاي سخت ياري رساند.بي كار. نه زير چتر "دو خرداد" و اكناف. كه "مستقل" و "آزاد".
و اين هزينه ي كار همه ي آنهاست كه بوده اند و هستند در شماره هر چند قليل.
با خود مي انديشم. پر مي شوم و خالي در اين روزها. روزهايي كه به توالي خاكستري رنگ مي خورند و ريز كه مي شوم در "ما" جز هاله اي از بودن هاي متناوب هيچ نمي يابم تا كه "دستي ياري دهنده" يا "كلامي مهر آميز" را به "خانه" ميزبان شويم.
جز درشتي و ترور شخصيت و غوطه خوردن در دور باطل دگر انديش كشي با آن پيشنه ي بلند نهاد استبدادي "من" چيزي نديده ام در همه ي اين سالها كه گذشتند و قلم زديم و انگار كه چه تند از مرز ده سالگي گذر كرد كارنامه حرفه ي روزنامه نگاري ام و اين خانه ي مجازي كه سه ساله شد و نفس مي كشد همچنان با زمهرير فصل تموزي كه در آن سلول گذشت و روايت نشده است هنوز و تب تند باراني را كه ميزبان شد و تا حال. همه ي روزهايي كه با نام حال رقم مي خورند و نيست حالا مجال كاري و روزنه اي كه باشد تنها براي معيشت و گذران روزها.
نبوده است و نيست روزنه اي براي كار حرفه اي روزنامه نگاري از براي همه ي آن اهالي قلم و روزنامه نويسان كه در طول كار حرفه اي خبر رساني و اطلاع رساني خود با باور به اصل گردش آزاد اطلاعات دل در گرو اين جناح و ان جناح نسپرده اند و كار خود فارق از همسويي با بادهاي مخالف سرا و يا موافق روز همچنان بر لبه ي باريك ادامه مي دهند.
تجربه اين را خوب ثابت كرده است بر ما و همه ي آنان كه در راه ارزش هاي دمكراتيك و حقوق بشري در اينجا و آنجا كوشا هستند كه جماعت شهره ي روزنامه نگاران"دو خردادي" به رغم همه ي آن شعارها و حرف و سخن كه بر پيشاني كاغذها نشانده اند همه از دموكراسي و دگر انديش پذيري و فغاني بجا از مهميزها اما نه بر تافتند و نه بر مي تابند آن دسته از روزنامه نگاران به واقع "مستقل" را كه در بازار مكاره ي اكنون "انتخاب" كرده اند و خواستند كه "ديگر" باشند و زير علم "مشاركتي" و "كارگزاراني" و "مجاهد انقلاب اسلامي" و فلاني و بهماني و در يك كلام "دو خردادي" سينه نزنند و نشوند "راست " و "چپ" آن جماعت آشنا.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سهیل آصفی
|
و روزهايي كه من نمي نويسم اينجا.روزهايي كه راه رفتن بر اسفالت خيابان هم مجوز مي خواهد. دانشگاه رفتن و نرفتن و نفس كشيدن كه تو گويي كه تنها تاريخ ميهنم پيش چشم رژه مي رود و لام تا كام نفسي نمي گشاييم ما. و هستيم و همچنان. بهروز كريمي زاده را خوب ديدم. و خوشحال تر كه انقدر خوب است. پسرك خوب پر شر و شور كه تازه رهيده است از بند و حديث بي قراري است اين روزهاي نخست ازادي براي همه كه هر يك بگونه اي طعمش را چشيده اند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سهیل آصفی
|