تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
اينجا مي توانيد گفتگوي من با دكتر محمد سيف زاده را در"روز" بخوانيد.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت   توسط سهیل آصفی  | 


 

 

 

 

 

 

 

نامه مادر بهکیش ، مادر معینی و مادر لطفی به زرافشان و گنجی

به اعتصاب غذای خود پایان دهید

 

ما بسیاری قربانی در راه آزادی مردم ایران نثار کرده‌ایم، دیگر بس است. ما تحمل مصیبتی دیگر را نداریم. هر چند ما عمیقاً به تصمیم فرزاندنمان احترام می‌گذاریم، اما فکر می‌کنیم که اگر فرزندانمان زنده بودند می‌توانستند منشاء اثراتی به مراتب بیشتر باشند. ما از فرزندان شهیدمان نخواستیم که به اعتقادات انسانی‌شان پشت کنند، از شما نیز نمی‌خواهیم. ما در کنار شما برای تحقق این اهداف ایستاده‌ایم. ما تنها از شما می‌خواهیم به اعتصاب غذای خود خاتمه دهید. ما انتظار داریم تا دستان گرم شما را در دستانمان بفشاریم و شما را در کنار خودمان داشته باشیم.

به فرزندان گرامی‌مان ناصر زرافشان و اکبر گنجی

اعتصاب غذای شما و تجمع مردم در مقابل زندان اوین، ما را به روزهای قبل از انقلاب و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی برای احقاق حقوق از دست رفته شان و اعتصاب غذای ما خانواده ها در دادگستری برای کمک به موفقیت این اعتصاب غذا انداخت. ما را به روزهای وحشت سال های شصت باز گرداند. هر روز که برای ملاقات می‌رفتیم، انتظار خبری دهشت انگیز زانوهایمان را سست می‌کرد. تجمع ما در کنار دیوارهای زندان اوین که فرزندان مان در پشت دیوارهای آن شکنجه و اعدام شده بودند، بسیار حزن انگیز بود.

فرزندان عزیزمان،
ما بسیاری قربانی در راه آزادی مردم ایران نثار کرده‌ایم، دیگر بس است. ما تحمل مصیبتی دیگر را نداریم. هر چند ما عمیقاً به تصمیم فرزاندنمان احترام می‌گذاریم، اما فکر می‌کنیم که اگر فرزندانمان زنده بودند می‌توانستند منشاء اثراتی به مراتب بیشتر باشند. ما از فرزندان شهیدمان نخواستیم که به اعتقادات انسانی‌شان پشت کنند، از شما نیز نمی‌خواهیم. ما در کنار شما برای تحقق این اهداف ایستاده‌ایم. ما تنها از شما می‌خواهیم به اعتصاب غذای خود خاتمه دهید. ما انتظار داریم تا دستان گرم شما را در دستانمان بفشاریم و شما را در کنار خودمان داشته باشیم.
ناصر عزیز ما روزشماری می‌کنیم که از زندان رها شوی و در دادخواهی فرزندانمان وکیل ما باشی. در محاکمه‌ای که از عدالت در آن خبری نیست، و اکبر عزیز تو را نیاز داریم تا همراه با ما، دردهای ناگفته‌مان را بگویی. این‌ها را از ما دریغ نکنید.

با قلبی سرشار از محبت
مادر بهکیش ، مادر لطفی ، مادر معینی
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

   

 

اینجا می توانید گفتگوی من با سخنگوی اتحاد دموکراسی خواهان ایران را در "روز" هم بخوانید.

 

در پیوند با تحولات سالهای اخیر در ایران و روند رو به گسترش موج دموکراسی خواهی و حقوق بشر خواهی در میان بخش بزرگی از کنشگران سیاسی و اجتماعی ما ، نیروهای سیاسی مختلف با پندگیری از تجارب ناکام پیشین ، اینجا و آنجا گرد هم آمدند و خواستند تا با لحاظ کردن اشتراکات حداقلی خود کارزاری واحد و فراگیر را برای نیل به اهدافشان سامان دهند . در همین پروسه بود که نام دو "اتحاد" بیش از پیش شنیده شد . اتحاد جمهوری خوهان ایران و اتحاد دموکراسی خواهان ایران . پیرامون اتحاد اول تا به امروز حرف و سخن فراوان بوده ، هر چند ابهامات فراوانی هنوز در رابطه با مواضع و مکانیزم های عمل این اتحاد برای ناظران صحنه موجود است . اما در رابطه با اتحاد دموکراسی خوهان ایران ، به دلیل پراکندگی بیشتر نیروهایش، کمتر حرف و سخن بوده. سازماندهی موفق و گسترده یک هفته تحصن برای آزادی دکتر ناصر زرافشان و کلیه زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین توسط این "اتحاد" و پایان یافتن نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، فرصت مناسبی بود تا با مواضع این اتحاد نسبت به مسائل جاری و برنامه های آتی آن بیشتر آشنا شویم . در همین ارتباط با خانم شهلا انتصاری ، سخنگوی اتحاد دموکراسی خواهان ایران و عضو کمیته برگزاری تحصن گفتگویی انجام داده ام که در پی از نظرتان می گذرد .

  •  خانم انتصاری ،انگیزه تشکیل اتحاد دموکراسی خواهان ایران چه بوده است؟

پس از اتفاقات دهه شصت و بعد از آن مثل دستگیری های وسیع ، سرکوبها ، دوم خرداد و ... بخشی از روشنفکران و نیروهای سیاسی به فکر تشکیل چنین اتحادی افتادند . آنها مرتب دنبال راهکار هایی می گشتند که متناسب با شرایط روز  کشور ما ،منطقه و جهان باشد . این لابی ها آنها را به اینجا رساند که نیاز جامعه ما ایجاد بستری برای آغاز یک روند دموکراتیک است .  دیدند گروههای مختلف که هستند، اما آنچه می تواند فصل مشترک آنها قرار گیرد دموکراسی است .

  • پا گرفتن دوباره یا تشکیل احزاب و سازمان های سیاسی همیشه در کشور ما با مخاطرات زیادی همراه بوده ، شاید راههای غیر مستقیم تر در یک برهه زمانی خاص بیشتر پاسخگو باشد.

بله ،در شرایطی که زدن احزاب و تشکیلات جرم است و مسائل خاص خود را دارد ، باید شیوه های جدید سازماندهی به کار گرفته شود.

  • در چه تاریخی اتحاد دموکراسی خواهان اعلام موجودیت کرد ؟

با گفتگوهایی که صورت گرفت ، در تیرماه ۸۲ ، اتحاد دموکراسی خواهان با یک بیانیه ۱۲ ماده ای اعلام موجودیت کرد .

  • و اهم مسائل مطرح شده در بیانیه 12 ماده ای چه بود ؟

در مقدمه این بیانیه شرایط آن زمان (تیرماه ۸۲)  مورد بررسی قرار گرفته است . بیانیه ای که در حال حاظر هم جامع به نظر می رسد. روی انرژی هسته ای تاکید شده ، روی دخالت نیروهای خارجی و به درستی در بند اول آن گفته می شود که باید در جهت تعقییر قانون اساسی ، تشکیل مجلس موءسسان و همه پرسی حرکت کرد .

  • اما شما هم مکانیزم های اجرایی را باز مبهم می گذارید .

این به دلیل شرایط خاص زمانی و مکانی ماست . ولی در همین مدت با همین شکل سازماندهی ، یک سری حرکتهایی انجام گرفت برای تاثیرگذاری روی جریانات موجود .

  • بخش اعظم بنیانگذاران این اتحاد سوابق سیاسی روشنی دارند ، به نظر می آید تجربه انقلاب بهمن و پروسه گذار از وقایع دهه شصت برای این گروه مثمر ثمر بوده است . اینطورنیست ؟

بله ، دقیقا. ما توانستیم در شرایط اختناق به شکلی رشد پیدا کنیم و به گونه ای آگاهی خود را افزایش دهیم که در همین شرایط بتوانیم تاثیرگذاری باشیم و پایگاههای اجتماعی لازم را تقویت کنیم.

  • درست همپای این حرکت در درون مرز ما شاهد شکلگیری اتحاد جمهوری خواهان ایران در برون مرز هم هستیم ...

 همزمان با گفتگوهایی که برای تشکیل اتحاد دموکراسی خواهان ایران جریان داشت ، اتحاد جمهوری خواهان نامی نیز پس از بیست و شش سال توسط بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور تشکیل شد.

  • و اعضا اتحاد دموکراسی خواهان راهی همایش اتحاد جمهوریخواهان در برلین شدند .

ما فکر کردیم شرکت در یک همایش سه روزه با حضور افراد و سازمان ها، بهترین موقعیت برای تبادل نظر و همفکری است . اعضای اتحاد دموکراسی خواهان از ایران به برلین رفتند . در همایش شرکت کردند. ما مواضع خودمان را مطرح کردیم .تحلیلمان را با توجه به شرایط روز . بدنه هم استقبال کرد و رای اول را آوردیم .

  • افراد شرکت کننده از ایران چه کسانی بودند؟

آقای منصور اسانلو ، حمید بی آزار و بنده .

  • و هدف اصلی شرکت شما در همایش برلین چه بود ؟

یکی از اهداف ما نزدیکی اپوزیسیون ایران و خارج بود . دوم ، تعقییر آن نگاه های سنتی بود . و سوم اینکه اتحاد دموکراسی خواهان هم خود بخشی از جریان دموکراسی خواهی در ایران است و باید این ها به هم پیوند بخورند . مدت این سفر کوتاه بود اما ما توانستیم با حرکتها و لابی گری هایی که در همین فرصت کوتاه شد تاثیرگذار باشیم.

  •  فکر می کنید دور بودن دوستان  اتحادجمهوری خواهان از صحنه واقعی بازی ، تا چه حد در سیاستهای یک و بام و دو هوای آنها تاثیر گذار بوده ؟

به دلیل اینکه دوستان و یاران ما از جریانات دور بوده اند ، ایراداتی به فعالیتشان وارد است . همان انتقاداتی که من در گفتگو با "شهروند" بیان کردم .  بودن در صحنه ایران بسیار مهم است .

  • خب، استنباط من این بود که شما در آن گفتگو بیشتر بر وجه ناآگاهی این دوستان انگشت گذاشته بودید . اما با توجه به آزادی ها و امکاناتی که در آن سوی مرزها وجود دارد ، گمان نمی کنم عنصر ندانستن  یا ناآگاهی بتواند به راحتی توجیه گر انفعال آنها باشد...

اتفاقا تصور ما این بود که چون این دوستان ما بعد از مهاجرت در جاهایی بودند که مهد دموکراسی بوده ، ما می توانیم کمک فکری زیادی از انها بگیریم ، ولی متوجه شدیم که اینطور نیست . دوری از ایران ، با وجود گستردگی رسانه های جمعی ، مشکل اصلی آنها است . ما فهمیدیم ، نیروهای داخل ایران علی رغم وجود اختناق رشدی کرده اند که اصلا با سالهای پیش و اول انقلاب که مهاجرین رفته اند قابل قیاس نیست.

·         تفاوت های عمده مواضع اتحاد دموکراسی خوهان با اتحاد جمهوری خواهان را در کجا می بینید ؟

در مواضع آنها نسبت به اقتصاد .  تفاوت موضع ما و آنها نسبت به کارگران و زحمتکشان،نیروهایی که واقعا باید به جنبش بپیوندند و... ولی به هر حال هر شکلی از حرکتهای ائتلافی برای ما قابل احترام است . چون آنها در خارج از کشور هستند ، می توانند نقش خاص خود را ایفا کنند. انتقاد بزرگی که به آنها وارد است این است که باید با نیروهای داخل ایران هماهنگ و هم راستا حرکت کنند.

·         موضع این اتحاد نسبت به نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری چه بود؟

اتحاد دموکراسی خواهان ایران به دلیل تعاملاتی که داشته و نیروهایی که در میان مردم دارد ، و با پایگاه اجتماعی میان زنان ، زحمتکشان ، کارگران ، معلمان ، پرستاران و دانشجویان ، به این نتیجه رسید که اصلاح طلبی درون ساختاری یا حکومتی دیگر پاسخگوی و ضعیت فعلی ما نیست . این اتحاد در روزهای اول فروردین امسال اطلاعیه خود را منتشر کرد با این تیتر که اتحاد دموکراسی خواهان ایران با تحریم فعال انتخابات به جنبش رفراندوم می پیوندد.

·         چطور شد که این اتحاد رفراندوم آقای سازگارا را امضا کرد؟

ربطی به آقای سازگارا ندارد .  علت اینکه اتحاد دموکراسی خواهان ایران طرح رفراندوم را امضا کرد دقیقا به خاطر این بود که آقای دکتر ناصر زرافشان ، یکی از امضا کنندگان اصلی آن بود. بعد اگر شما به ترکیب آن هشت نفر نگاه کنید ، تقریبا نمایندگان طیف های فعال در جامعه را می بینید . آقای افشاری ، آقای دلبری ، از دانشجویان ...

·         ولی در این مورد اشخاص اهمیت زیادی ندارند . مهم، حمایت یا عدم حمایت جریانهای سیاسیست که در این رابطه کمترین مشورتی با آنها صورت نگرفت...

ببینید من باید چیزی را خدمتتان عرض کنم . جامعه ما که یک جامعه دموکراتیک نیست. در حال گذار است . ما مشغول تمرین و آموزش هستیم . اصلا در یک جامعه استبدادزده نمی توانید از من یا دیگری انتظار خاصی داشته باشید. همانطور که در سازمانهای سیاسی هم با وجود آن نظم خاص تشکیلاتی و آن اعتقادات آهنین باز نمی شد کاملا بگوییم دموکراتیک عمل می کردند . بیشتر آن سانترال بودنش می چربید. مساله ای که شما می فرمایید انتقاد ما هم  به جریان رفراندوم بود .

·         خب ، عملا چه کردید در این رابطه ؟

در همان فرصت کوتاهی که آقای زرافشان از زندان مرخصی آمده بودند ما توانستیم ایشان را ببینیم. صحبتهای مفصلی داشته باشیم. حضور ایشان در امضا کردن طرح رفراندوم بسیار تاثیر داشت . این هم در یک شب اتفاق نیفتاد .

·          انتخابات زیاست جمهوری به پایان رسید . اولین برنامه این اتحاد در چشم انداز نزدیک برای حرکت رو به جلو چه چیز است ؟

برنامه اصلی اتحاد دموکراسی خواهان ، هم اکنون تشکیل جبهه دموکراسی خواهی است . برای این کار با وجود موانع ذهنی و عینی که وجود داشته حرکتهایی شده است . البته هنوز ما نمی توانیم کاملا نمود عینی آن را ببینیم .  اما به دلیل همان انحصار طلبی ها ، و پیشینه های غیر دموکراتیک ، هنوز بسیاری از نیروهای شاخص ما علی رغم اینکه در شمار نیروهای آزادیخواه هستند ولی در این گفتگوها قوائد دموکراسی را رعایت نمی کنند .  برنامه ما حمایت و پیگیری اتحاد میان جریانهایی است که در راستای دموکراسی خواهی حرکت می کنند.

·         و اهمیت حرکات سندیکایی و کارگری اخیر در روندهای آتی....

اتحاد دموکراسی خواهان از اولین جریاناتی بود که حرکات سندیکایی اخیر را حمایت کرد و در یکی از بندهای بیانیه خود محور حرکت جامعه را بر خلاف جمهوری خواهان و برخی جریانات دیگر که مساله را مبهم گذاشتند ، حرکت زحمتکشان و کارگران عنوان کرد . چراکه ما معتقدیم، کارگران بنیانی ترین  نوع دموکراسی را گسترش خواهند داد .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

 

«جمهوري» در واژه نامه فرانسوي لاروس  اينگونه تعريف شده است: «كشوري كه توسط نمايندگان منتخب مردم اداره ميشود».در فصل سوم قانون اساسي و همچنين بيانيه هاي جهاني كه جمهوري اسلامي نيز آن ها را امضا و به رعايت آن ها متعهد شده است، پيش نيازهاي برگزاري انتخابات آزاد و سالم مشخص شده است. در اين اصول، مجموعه حقوق و آزادي هاي سياسي و اجتماعي تصريح شده است. به عنوان نمونه، اصل بيست و سوم "ممنوعيت تفتيش عقايد"، اصل بيست و چهارم "آزادي مطبوعات"، اصل بيست و ششم "آزادي فعاليت احزاب و انجمن هاي صنفي" ، اصل بيست هفتم "آزادي تشكيل اجتماعات و راهپيمايي ها"، اصل سي و هفتم "اصل برائت" و اصل سي و هشتم "ممنوعيت هرگونه شكنجه"، اصول سي و دوم و سي و نهم "حقوق و حفظ حرمت متهمان" مورد تأكيد قرار گرفته است.
آزادي بيان، اجتماعات و مطبوعات كه در اصول فوق تصريح شده است، گردش آزاد اطلاعات را در جامعه تأمين مي كند و در چنين فضايي است كه نقد قدرت و عملكرد مسؤولان توسط آحاد ملت و صاحب نظران امكان پذير مي شود.هم از اين روست كه يكمين نخست وزير مستعفي نظام اسلامي ، تنها دو سال پس از برگزاري سومين دوره انتخابات رياست جمهوري در اين نظام، در فرازي از سخنان خود يادآوار شد ،«... از پشت اين تريبون اعلام مي نمايم كه انتخابات خالي از آزادي و نظارت ملي و مجلس حاصل از آن فاقد كم ترين اثر براي اهداف فوق و عاري از اعتبار و ارزش از نظر شرعي و قانوني و حقوقي بوده و هر اكثريتي كه آورده شود و هر ادعايي كه از استقبال مردم بنمايند، مردود و باطل است...»(20/5/62). و اما،
دهمين روز از ماه هفت يك هزار و سيصد و شصت خورشيدي ، سومين دوره انتخابات رياست جمهوري در نظام تازه تاسيس ، كه تنها سه سال از استقرار آن مي گذشت بر گزار  مي شود. در كشاكش وقايع مشهور دهه شصت و در ميانه رودررویی نظام اسلامي با نيروهاي سياسي آن دوران ، هشتمين روز از ماه شهريور سال شصت بود كه رئيس جمهور وقت ، محمد علي رجايي در انفجاري بزرگ جان خود را از دست داد . بلافاصله پس از اين همه بود ، كه مقدمات برگزاري انتخابات سومين دوره رياست جمهوري فراهم شد. انتخاباتي كه با حضور چهار نامزد به مرحله اجرايي رسيد ، در تب و تاب بحران و نياز بيش از پيش حاكميت براي ورود به فاز تثبيت ، چندان رنگ و بوي رقابت به خود نديد . حالا ، فصل ، فصل ميدان داري حزب روحاني محور "جمهوري اسلامي" بود . گر چه فضاي سياسي ايران هنوز آنگونه كه بايد باب ميل حزب پيروز دهه شصت خورشيدي نبود ، اما ميدان دار صحنه سياسي ايران در سومين دوره انتخابات رياست جمهوري نظام اسلامي ، فردي نبود و نمي توانست باشد ، جز دبير كل اين حزب ، آيت الله سيد علي حسيني خامنه اي.  ورود آيت الله خامنه اي به صحنه سياسي براي كسب كرسي رياست جمهوري در حالي عملي شد ، كه پس از ترور محمد علي رجايي ، آیت الله خمینی ، شرط غير روحاني بودن رئيس جمهور را بر داشته و با اين اقدام راه جلوس روحانيون در پست هاي اجرايي نظام جمهوري اسلامي را هموار كرد. دوره سوم انتخابات، درست در تاريخ ۱۰ /۷/60 برگزار شده است. در اين انتخابات 22439930 نفر واجد شرايط شركت بوده اند كه از اين تعداد ، 16846715 نفر ، يعني طبق آمار رسمي دولتي ،  تقريبا معادل 26/74 % شركت كرده اند. اين در حالي است كه در انتخاباتي كه در سومين سال استقرار حكومت ديني در ايران برگزار شد ، از ميان ۴۶ نفر داوطلب ، تنها صلاحيت چهار نفر از سوي فقهاي شوراي نگهبان تائيد شده است . اكبر پرورش ، نماينده مجلس شوراي اسلامي و عضو متنفذ موئتلفه اسلامي ، كه با 338294 راي، معادل با 2./2 % آراء ،حسن غفوري فرد ، وزير نيرو، با 80545 راي ، معادل 48/.% آراء  و  سيد رضا زواره اي ،ديگر عضو موئتلفه اسلامي و معاونت وزارت كشور ، كه در سال هاي استقرار نظام اسلامي همواره پاي ثابت كانديداتوري هر انتخاباتي بوده است با 59058  راي معادل با 38/.% آراء  ، همگي بازي را به دبير كل حزب جمهوري اسلامي واگذار مي كنند . جالب آنكه طبق نمودارهاي آماري موجود ، در طول بيش از دو دهه از استقرار نظام اسلامي در ايران ، به جز دكتر عباس شيباني و محمود كاشاني ، همه افرادي كه حاضر به دوبار آزمودن شانس خود براي تصدي مقام رياست جمهوري شده اند ، عضو يا متمايل به موئتلفه اسلامي بوده اند. و اما آيت الله خامنه اي، نماينده شوراي انقلاب و معاون وزير دفاع ، طبق آمار رسمي با ۱۵۹۰۵۹۸۷ راي يعني معادل 95/. % آراء طبق آمار دولتي پيروز سومين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام مي شود . تعداد آرا باطله ماخوذه در اين دوره ، ۳۹۳۴۹۷ راي بوده است . جالبترين نكته در اين دوره از انتخابات شايد مربوط به انصراف روحاني متنفذ جمهوري اسلامي ، آيت الله مهدوي كني از كانديداتوري باشد . اين درحالي است كه طي 8 دوره ي انتخابات رياست جمهوري يك هزار و550 نفر داوطلب براي شركت در انتخابات رياست جمهوري ثبت نام كردند كه از اين ميان بيشترين تعداد با 814 داوطلب به هشتمين دوره و كمترين تعداد با 46 داوطلب به سومين دوره از انتخابات رياست جمهوري اختصاص دارد . در اين دوره انتخابات ، علي موحدي ساوجي و علي اكبر ولايتي نيز از جمله داوطلبان بوده اند اما وارد ميدان رقابت نشدند . پس از اعلام پيروزي آيت الله خامنه اي در انتخابات ، كه همزمان بود با آغازين سالهاي جنگ هشت ساله ايران و عراق ، طبق روال معمول انتخابات در نظام اسلامي ، در تاريخ ۱۷/۷/۶۰  حكم رياست جمهوري ايشان ، توسط رهبر نظام مورد تنفيذ قرار گرفت . و اما سومين دوره رياست جمهوري ، بي آنكه حادثه اي خاص چون فرار يا ترور و... ( مانند دو دوره پيشين ، بني صدر و رجايي) روي دهد تا سال ۱۳۶۴ ادامه پيدا كرد . لازم به يادآوري است كه به هر حال کمترین تعداد شرکت کنندگان مربوط به دوره سوم است که ۴۶ نفر برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند .

 

 

 

 هاشمی رفسنجانی ، به همراه محسن رضایی و سید احمد خمینی برنامه ها را با آیت الله خمینی هماهنگ می کردند . جنگ هنوز جريان داشت و گروه ، گروه نوجوانان و جوانان ايراني عازم جبهه ها. در چنين اوضاع و احوالي بود كه مقدمات برگزاري چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوري در نظام اسلامي فراهم شد . حالا آيت الله خامنه اي ، پس از چهار سال رياست  ،  با عزم ماندن در اين مقام براي چهار سال دیگر ، دوباره پا به ميدان انتخابات مي گذارد . در راستاي پيگيري هر چه بيشتر حضور روحانيت در ساختار اجرايي قدرت ، و معرفي نخست وزير مناسب با خط فكري جريان حاكم از سوي رئيس جمهور آينده به مجلس ، چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوري با حضور سه نامزد ، در تاريخ 25/5/1364 به مرحله اجرايي مي رسد. در اين انتخابات از ميان ۵۰ نفر داوطلب كانديداتوري ، تنها ۳ نفر توسط شوراي نگهبان تاييد صلاحيت مي شوند. نكته جالب توجه حضور مهندس بازرگان (نماينده مجلس) ، براي شركت در انتخابات بود كه سرانجام از شركت در انتخابات باز ماند . در دوره چهارم ، ۲۵۹۹۳۸۰۲ نفر واجدين شرايط شركت در انتخابات بوده اند كه از اين تعداد طبق آمار رسمي ، ۱۴۲۳۸۵۸۷  نفر ، معادل تقريبا 78/54 %شركت نموده اند.سيد محمود مصطفوي كاشاني ، استاد دانشكده حقوق  و فرزند آيت الله ابواقاسم كاشاني ، با ۱۴۰۲۹۵۳ راي ، معادل 85/9 % آراء و حبيب الله عسگر اولادي مسلمان ، عضو موئسس بنياد پانزده خرداد و جمعيت موئتلفه اسلامي كه از سربازان وفادار بنيان گذار نظام اسلامي محسوب مي شد ، با ۲۷۸۱۱۳ راي تقريبا معادل 95/1 %آراء ، به ترتيب پس از آيت الله خامنه ايي قرار گرفتند . تعداد آراء باطله ماخوذه در اين انتخابات ۳۵۲۵۰۹ راي بوده است .و بدين ترتيب بود كه رئيس جمهور وقت و رهبر فعلی جمهوری اسلامی ، آيت الله سيد علي حسيني خامنه اي با ۱۲۲۰۵۰۱۲ راي ، يعني طبق آمار منتشره دولتی که از سوی مقامات نظام اعلام شده، ۸۵ ٪ آرا در مسند رياست جمهوري براي چهار سال پیاپی دیگر باقی ماند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

اینجا می توانید مطب امروز من درباره دوره پنجم و ششم انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی را در "شرق" بخوانید. البته، تیتر مطلب مال من نیست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

اینجا می توانید گفتگوی من با دکتر محمد ملکی را درباره نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و  طرح رفراندوم در "روز" هم بخوانید. ملکی هم حرف و حدیث خود را دارد.او نخستین سرپرست دانشگاه تهران بود پس از انقلاب ۵۷ ، همزمان با "انقلاب فرهنگی" و... شاید یک روزی بیشتر در این باره بنویسم . آن روزها که "بامداد" با "عقیق و سبزه و آینه " به بام شد  برای "گوهرمراد" اما داسی سرد بر آسمان گذشت که پرواز کبوتر ممنوع است ! .../صنوبرها به نجوا چیزی گفتند / و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند / ماه بر نیامد.

  

در روزهای باقیمانده تا برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، به سراغ دکتر محمد ملکی ، فعال سیاسی و نخستین سرپرست دانشگاه تهران پس از انقلاب 57 رفته ایم و نقطه نظرات او را پیرامون روند اعتراضات مدنی اخیر ، انتخابات ریاست جمهوری ، و طرح ملی رفراندوم ، که او یکی از هشت امضاء کننده اولیه آن بوده است جویا شده ایم . این گفتگو در پی از نظرتان می گذرد.

  • آقای دکتر ملکی ! ، شما در اکثر روزهای تحصن برای آزادی زندانیان سیاسی و دکتر زرافشان روبه روی اوین حضور داشتید ...

بله ،من سعی داشتم در این مدت مرتب یک سری به اینجا بزنم. دلم می خواست می توانستم بیشتر اینجا باشم. اما گرفتاری ها و کارهای علمی زیاد است .اما به محض اینکه فرصت می کنم می آیم.

  • فکر می کنید برداشته شدن این حائل ها میان نیروهای سیاسی ، یعنی حضور یک ملی مذهبی برای یک مارکسیست و بالعکس ، تا چه میزان نوید بخش فضای سیاسی جدید ایران امروز است؟

اولا به شما بگویم من به عنوان یک فرد ملی مذهبی اینجا نیامده ام . من مدتهاست که ارتباطم با این آقایون قطع است و  اصولا کارهای آنها را قبول ندارم.  کارهای آنها را دور از اخلاق می دانم . خصوصا کار اخیرشان را. دوم اینکه، در مورد ظلم ، بی عدالتی ، تقاضای آزادی ، اجرای حقوق بشر و... فرقی بین هیچ کس نیست . حالا یکی افکار چپ دارد. یکی راست و یکی ...

  • با این تفسیر ، موضع شما نسبت به "جبهه دموکراسی وحقوق بشر" دکتر معین که بخشی از ملی مذهبی ها و نهضت آزادی از آن حمایت می کنند روشن است ...

بله ، من معتقدم اینها شعارهای قبل از انتخابات است. مساله جبهه فراگیر دموکراسی و حقوق بشر سالهاست مطرح شده. از سوی دانشجویان ، دفتر تحکیم وحدت و.... آن موقع آقایون عنایتی به مساله نکردند. حالا که انتخابات است ، آقایون اصلاحاتی ها که خودشان و آنها که در راسشان هستند ، از زیر پاگذارندگان حقوق بشر هستند و کشندگان دموکراسی برای گرفتن رای مردم چنین چیزی را مطرح کرده اند و آنقدر مساله شور بوده که حتی مورد اعتراض خودی هایشان هم قرار گرفته . شما دیدید که آقای آرمین به شدت به مساله اعتراض کرد و گفت چرا نشستید ، باید بحث شود و... به نظر من این "اتحاد" یک عمل تبلیغاتی برای انتخابات است و درست شب روز جمعه با پایان انتخابات همه چیز تمام می شود. هم دموکراسی آتها . هم حقوق بشر.

  • در این سوی بازی اما ، ما شاهد فعالیت "اتحاد دموکراسی خواهان ایران" هستیم . در این رابطه چه نظری دارید؟

 اتحاد دموکراسی خواهان ایران ، گروه فعالی است . در جریان دفاع از حقوق زندانیان سیاسی ، به خصوص ناصر زرافشان ، اکبر گنجی ، پیمان پیران ، و... بسیار فعال بودند . الان هم می بینید هم حرف می زنند ، هم عمل می کنند .

  • خود را عضوی از این اتحاد نمی دانید ؟

من خود را عضو هیچ جبهه و گروهی نمی دانم. آدم مستقلی هستم و همه این را می دانند. من از هر کسی که حق بگوید دفاع می کنم .به هرکس ظلم شود ، از او دفاع می کنم .

  • آقای دکتر ملکی ، به گمان شما، راه برون شد از بحران فعلی چیست؟ ، آنچه دگراندیشانی چون زرافشان وگنجی می گویند یا ...

ما از مدتها پیش راه برون شد از وضع کنونی را رفراندوم اعلام کردیم و معتقدیم که باید شرایطی در مملکت به وجود بیاید تا یک رفراندوم آزاد برگزار شود . اصولا قانون اساسی فعلی را مغایر با دموکراسی می دانیم و معتقدیم باید تعقییراتی بنیادی و زیر بنایی در حاکمیت بوجود بیاید تا مردم بتوانند راهی به سوی دموکراسی بیابند .

  • به هر حال اگر منظور شما از رفراندوم، پروژه "شصت میلیون دات کام" است که این پروژه عملا با ناکامی مواجه شد ...

نخیر . هیچ همچین چیزی نیست . با ناکامی مواجه نشد . دارد راه خود را طی می کند. البته هر جریانی بالا پایین دارد . الان تحت تاثیر این انتخابات آرام شده . ما معتقدیم جریاناتی که در این انتخابات می گذرد ، خواه و ناخواه همه گروههای دلسوز ایران را به این نتیجه می رساند که جز آن، راه دیگری نیست .

  • ببینید آقای دکتر ، رفراندوم که حرف جدیدی نیست . شکلگیری و رشد جنبش رفراندوم نیازمند یک گفتمان ملی ست . آن هم نه فقط با افراد ، با جریان ها ، احزاب و سازمانهای شناسنامه دار.  چیزی بسیار فراتر از آنچه تا به حال حول وحوش این پروژه گفته و نوشته شده است .  طیف وسیعی از نیروهای سیاسی در همان اپتدا از روند شکلگیری پروژه رفراندوم ابراز بی اطلاعی کردند . از ملی مذهبی ها بگیرید تا چپها . از پیمان تا عمویی و بسیاری دیگر ...

بله ، مساله رفراندوم سالها در این مملکت مطرح بوده . من پنج سال پیش مطرح کردم . آقای امیر انتظام مطرح کردند . دانشجویان مطرح کردند . در دانشگاه پلی تکنیک هم مساله طرح شد . مدتها روی آن بحث شد . بعد، یک عده ای آمدند استارت آن را زدند. شما اگر به سایتها مراجعه کنید تا به حال بیش از هزار مقاله ، از سوی موافقین و مخالفین طرح نوشته شده است . اما از دو نفر نام بردید که با انها صحبت نشده. من آقای عمویی را نمی دانم . ولی قبل از اینکه روی سایت برود با آقای دکتر پیمان صحبت شده بود . حتی اصلاحاتش را هم ایشان انجام دادند . متاسفانه ، بعد منکر این جریان شدند . با بسیاری از گروهها صحبت شده بود . من کاملا این طرح را موفق می دانم .

  • و نقش فردی مانند آقای سازگارا در این میان ...

آقای سازگارا هم یک فرد است از این هشت نفر که این را امضا کرده . هیچ تفاوتی بین بنده ، ناصر زرافشان ، خانم کار و دانشجویان با آقای سازگارا نیست.

  • چطور تفاوتی بین دکتر زرافشان و سازگارا نیست ؟ خواستگاه طبقاتی ، این ها هریک نگاه خاص اقتصادی و سیاسی خود را دارند ...

من از نظر رفراندوم عرض کردم ...

  • از نظر رفراندوم هم . آیا واقعا در این طرح بر اساس حداقل ها هم حتی توانسته اجماعی صورت بگیرد ؟

شما ایرادتان به آقای سازگارا چیست ؟ این که یک روزی با این حکومت همکاری می کرده ؟ خب آقای سازگارا یک زمانی همکاری می کرده و بعد از این حاکمیت بریده . مگر اکبر گنجی هم مدتها با این حاکمیت همکاری نمی کرد...

  • مقصود من مساله ای که شما طرح می کنید نیست . آیا گنجی هم پای ثابت مذاکره مایکل لدین ، روزنامه نیویورک سان و موئسسه امریکن اینترپرایز شده است ؟ به هر حال ، شما بهتر می دانید که این ها همگی شناسنامه خود را دارند آقای ملکی . پرسش من از شما به عنوان یکی از اولین امضاکنندگان طرح "رفراندوم ملی" این است که چرا رایزنی ها برای شکلگیری طیفی وسیع از نیروهای سیاسی صورت نگرفت تا مساله ای با این حد از اهمیت به راحتی نسوزد ؟...

 

ببینید مساله نسوخته، به راه خو ادامه می دهد . چهار تا اسم خارجی را مرتب نگویید . این یک پیشنهاد بود که شد . حالا اگر بیگانگان از آن پشتیبانی کردند ، اشکال دارد؟ مگر  در گوادالوپ ، امریکا و اروپا ننشستند و ... مگر همین بی بی سی نبود که مرتب در زمان انقلاب .... این ها دلیل نمی شود.

  •  خب ،یعنی ما باید یک تجربه را دوبار تکرار کنیم ؟..

خیر . من دارم برای شما توضیح می دهم که بحث و استدلالاتی شده . یک عده آمدند پا را جلو گذاشتند . دیگران جرات نداشتند . این هشت نفر این جرات را به خود داده اند که خطر بکنند . هزینه آن را هم بپردازند و جلو بیایند . اگر می خواهید ایرادی بگیرید از آنها بگیرید که جلو نیامدند. این صحبت هایی که از نظر اقتصادی و طبقاتی می کنید چیز های است که باید بعدا مطرح شود . فعلا باید به آرا عمومی مردم مراجعه کرد و دید نظر آنها نسبت به این نظام و قانون اساسی چیست.

  • با کدام سازوکارها و پیش نیازها مراحل طرح شما پیش می رود؟

پیش نیازهایی که ما ارائه کردیم ، این است که باید همه احزاب و گروهها حضور داشته باشند . زندانیان سیاسی عقیدتی ، همگی آزاد شوند ، روزنامه ها آزاد باشند ، رسانه ها در اختیار همه گروهها قرار گیرد و... سه الی شش ماه گروهها بیایند برنامه ها و نظرات خود را برای آینده ایران بگویند . متاسفانه غالب گروههای سیاسی ما برنامه ای ارائه نمی دهند . یکی از دلایل شکست اصلاحاتی ها هم این بود که هیچ برنامه ای نداشتند . یک سری شعار دادند . مردم سالاری ، قانونمداری و... باید هر کس که شناسنامه ایرانی دارد بیاید و نظرش را بگوید . گروههای سیاسی در کمال آزادی با تشکیل میتینگها و اجتماعات برنامه خود را تشریح کنند. بعد از پنج ، شش ماه که به مردم آگاهی دادند انتخاباتی زیر نظر سازمان های حقوق بشری برگزار شود برای تشکیل مجلس موئسسان. نمایندگان مردم از گروههای مختلف انتخاب شوند و گروهها بر حسب مقدار رای خود بتوانند به مجلس موئسسان نماینده بفرستند و مجلس موئسسان یک قانون اساسی نوین تنظیم کند. وقتی این کار صورت گرفت ، قانون اساسی نوین به رای عمومی و رفراندوم عمومی گذاشته می شود . این مراحلی است که ما برای رفراندوم در نظر گرفته ایم . بعضی ها فکر می کنند منظور ما از رفراندوم این است که فردا حکومت اسلامی بیاید رفراندوم کند که مرا می خواهید یا نمی خواهید! ...

·         ممکن است یک مثال عینی هم برای طرح خود بزنید ؟

ببینید تقریبا همان ترتیبی که بیگانگان در کشور عراق و افغانستان انجام دادند. ما معتقدیم که ملت ایران نیازی ندارد که بیگانگان برایش تعیین ، تکلیف کند. نه اینکه بیایند مثل افغانستان برایش لویی جرگه درست کنند، مثل عراق مجلس درست کنند . ملت ما خودش می تواند این کار را انجام دهد... آن زمان که غالب این کشورها مستعمره بودند ملت ما انقلاب مشروطه کرد...

·         تا چند روز دیگر بیست و هفت خرداد می آید ، انتخاباتی برگزار می شود و به هر حال یکی از همین گزینه ها به عنوان نهمین رئیس جمهور نظام، انتخاب می شود و تمام. حالا آنچه که شما تشریح کردید در میدان پراتیک و عمل با کدام ابزار، عملی خواهد بود؟ با ساختارهای حقیقی و حقوقی جمهوری اسلامی ؟

خب شما سنتان اقتضاء نمی کند . در سال 56 اگر کسی صحبت از انقلاب و رفتن شاه می کرد ، همه او را مسخره میکردند. شاه در اوج قدرت بود . همه دنیا طرفدارش بودند . توانسته بود سران جهان از جمله شوروی را در جشن های دوهزار و پانصد ساله در شیراز جمع کند . بزرگترین سازمان اطلاعاتی و امنیتی را داشت . بزرگترین ارتش منطقه را داشت . از سال 50 به بعد ،تمام گروههای مخالف را هم سرکوب کرده بود. در سال 56 اگر ما می گفتیم ، مردم علیه نظام قیام و انقلاب می کنند اتوپیا بود ، مسخره مان می کردند . ولی دیدیم مردم قیام کردند . با تظاهرات ، اعتصابات و...

·         خب ، پس هدف شما برای رسیدن به فاز دوم ، یعنی سازوکاری که برای برگزاری رفراندوم ،  تشکیل مجلس موئسسان و .. تشریح کردید ، قیام و انقلاب است .

اسمش را هر چه که می گذارید مهم نیست . انقلاب یعنی چه ؟ یعنی به وجود آوردن تحول. حتما نباید انقلاب خونین باشد.

·         مخملین باشد ؟

خیر . ملت ما ، ملت ویژه ای است . مملکت ما خصوصیات خود را داراست. من اصلا منظورم انقلابات مخملین و اینها نیست . ملت ما همین الان اعتراضات مدنی را شروع کرده. همین که روبه روی اوین جمع می شوند و اعتراض می کنند مهم است . همین که جلوی دانشگاه ، صدها خانم با آن شرایط سخت جمع شدند ، اعتراض مدنی است . اعتراض در کارخانه ها . همین که می بینید ملت مرتب کاغذهای انتخاباتی اینها را پاره می کند و می ریزد دور ، اعتراض مدنی است. این اعتراضات مدنی باید به مرور شکل بگیرد و سازماندهی شود. آن وقت به یک خواست عمومی تبدیل می شود . هیچ حکومتی هر چقدر هم که خشن باشد نمی تواند در برابر خواست عمومی مردم مقاومت کند.

·         در واقع میخواهید بگویید اتفاقات دهه شصت، دیگر تکرار شدنی نیست ...

بله ، جریان سال شصت دیگر امکان ندارد در ایران اتفاق بیفتد. آن کشت و کشتار و.... دنیا دیگر اجازه تکرار آن جریان را نمی دهد. ملت ما هم دیگر آن ملت نیست... نمونه آن را شما در سال 76 دیدید . برخلاف آنچه آقایون اصلاحاتی دارند تبلیغ می کنند ، اصلاحاتی ها سوار جریانی شدند که مردم ایجاد کرده بود . مردم "نه" بزرگ گفتند به گذشته . به حاکمیت . یک عده با شعارهایی سوارش شدند. ملت با هوشیاری بسیار به انها رای داد که بگوید در این ساختار امکان اصلاح وجود ندارد.

·         بله ، نمود همه اینها در تبلیغات انتخاباتی حال حاظر هم کاملا به چشم می آید . در این تبلیغات حتی برای سنتی ترین بخش جناح اقتدارگرا، دیگر از آن شعارهای سنتی اسلامی اثری دیده نمی شود ...

بله ، دیگر صحبت از حرفهایی که ده سال پیش می زدند نیست . از اسلام و اسلامیت و امام زمان و ... آقایون به جایی رسیدند که مجبورند برای تبلیغات خود، از دختر ها و پسرها استفاده کنند . این نشان دهنده تحول است . حتی آقای هاشمی رفسنجانی مجبور است وقتی می خواهد برای خودش تبلیغ کند از توسعه دموکراتیک بگوید. این مملکت دیگر به عقب نمی رود . جامعه ما در مسیری قرار گرفته است که به پیش می رود. برای مهیا کردن شرایط یک تعقییر زیربنایی صلح آمیز .

·         با این تفسیر، عملا برایند تحولات آتی، دیگر هیچ ارتباطی به آمدن یا نیامدن رفسنجانی ، معین یا هر کس دیگری ندارد...

بله ، خواه ناخواه در یک نظام ولایی ، نظامی که قدرت دست چند نفر است ، هیچ کس نمی تواند کاری انجام دهد . آقای معین که خود با "حکم حکومتی" آمده نمی تواند در مسند ریاست جمهوری با حکم حکومتی مخالفت کند .

·         برخی از اصلاح طلبان داخل حاکمیت ، "اصلاح طلبان پیشرو" ، و نیز بخشی از دگراندیشان لائیک خارج از حاکمیت ، می گویند که قهر کردن مردم با صندوق رای چاره کار نیست .آنها استدلال می کنند که با این کار راه برای بازگشت فضای سیاسی ،فرهنگی کشور به شرایط پیش از دوم خرداد هموار می شود و دستاوردهای کوچکی هم که در طول این هشت سال با دشواری و بهای سنگین به دست آمده همگی بر باد خواهند رفت . آنها در واقع باز هم انتخاب میان بد و بدتر را مطرح می کنند...

ببینید این دیگر ثابت شده که هیچ فرقی میان معین ، رفسنجانی و... وجود ندارد. شرایط هست که به آنها تحمیل می شود.

·         مقاومت منفی؟

بله ، مقاومت منفی شرایط را تحمیل می کند . این که می گویند اگر ما به آقای معین رای ندهیم ، هاشمی می شود ، به گذشته بازمی گردیم و... من می گویم به عقب باز نمی گردیم . دنیا ، دنیای بازگشت به گذشته نیست. و گذشته از این، در این نظام هیچ تفاوتی بین هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی و دیگران نیست . نظامی است بسته و هر کس که ریاست جمهوری را بر عهده گیرد خواه ناخواه مجبور است در این قالب کار کند . این چیزی هم که سر آقای معین در آوردند ، یک بازی بود برای اینکه نشان دهند در هر حال این حکم حکومتی است که در این مملکت حرف آخر را می زند. در این نظام  هیچ فرقی بین رفسنجانی ، معین ، آقای دکتر یزدی و... نیست . اینها هرکدام مشغول بازی نقشی برای حفظ نظام هستند .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

اینجا می توانید گزارش هفتمین روز تحصن برای آزادی زندانیان سیاسی و دکتر ناصر زرافشان را در "روز" بخوانید.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

"چه روزها که در زمان شاه و در سال ۶۷ زیر این درخت روبه روی اوین ننشسته ام . آن روزها که چشم انتظار انوش بودم و ...این درخت را می بینید که حالا به این بلندی شده؟ ،  او شاهد چه روزهایی بوده است ...."
 او "مادر لطفی" است . مادر انوشیروان لطفی ، از جان باختگان سال ۶۷ که در همان روز تیر باران با دستان خود خاک خاوران را کند ، پیکر انوش را در حالی که در سطح خاک مدفون بود، یافت و سنگی را به نشانه محل مزارش همان جا گذاشت .چهارمین روز از تجمع نیروهای سیاسی و خانواده دکتر ناصر زرافشان در مقابل درب اصلی زندان اوین و زیر همان درختی که "مادر" از آن می گفت برگزار شد . قرار تجمع به روال روزهای پیش راس ساعت ده صبح گذاشته شده بود . اما روز چهارم روزی دیگر بود نسبت به سه روز پیش. حوالی ساعت 10:30 صبح بود . هنوز تعداد تجمع کنندگان به ۱۰ ، ۱۵ نفر نرسیده بود که اتومبیلی روبه روی اوین توقف کرد و اکبر گنجی از آن پیاده شد . جمعیت اکبر را دوره کردند . خانم روزنامه نگاری گفت آفرین بر تو که اینگونه مرتب از زرافشان یاد کردی و گنجی گفت من از همه زندانیان سیاسی یاد می کنم . از زرافشان می گویم . از طبرزدی و از همه .  او گفت که از لحظه ورود به اوین اعتصاب غذای خود را شروع خواهد کرد . جمعیت در حالی که شعار می دادند ، درود بر زرافشان ، سلام بر گنجی ، زرافشان قهرمان حمایتت می کنیم گنجی را درست تا دم در زندان اوین همراهی کردند . لحظه رفتن اکبر به داخل بود که روزنامه نگار خانمی به همسرگنجی گفت من که نمی توانم اینجا ببوسمش ، حد اقل شما ببوسیدش از طرف ما . و معصومه شفیعی درست روبه روی اوین همسرش را در آغوش کشید . دستش را به علامت پیروزی بالا برد ، از مردم خداحافظی کرد و وارد اوین شد .


با همسر گنجی پیش از آمدن اکبر . روبه روی درب زندان اوین


• حضور شما در اینجا اعلام همبستگی با تجمع آزادی دکتر زرافشان است ؟
بله ، آمده ایم در حمایت از آقای زرافشان . قرار بود روزهای پیش بیاییم ولی به علت گرفتاری نشد ، امروز آمدیم .
• آخرین خبر از آقای گنجی چیست ؟
آخرین خبر همان نامه ایست که به رسانه ها دادیم . اکبر گفته دلیل همه این جنجالها نه مرخصی و تمدید مرخصی بوده ، نه گواهی پزشکی . فقط به دلیل اعلام نظراتم بوده در مصاحبه ها . آقای عبدی هم دیروز نامه ای دادند گفتند جنجال ها همه بر سر مصاحبه های اکبر بوده  .
• خب فکر می کنید این هم آوایی نیروهای سیاسی ، ملی مذهبی ها ، چپ ها و... نشان از به بار نشستن بخشی از حرفهای اکبر نیست ؟
ممکنه . ادامه آن هم بستگی به شرایط جاری دارد .
• نحوه برخورد مامورانی که چند شب پیش وارد خانه شماشدند چطور بود ؟
خیلی بد . چرا یک مرد باید وارد اتاق خواب دختر من شود؟ با کدام مجوز ؟ اصلا به ما فرصت ندادند بگوییم برای چه آمده اید. ما کاملا به این جریان مشکوکیم. نه ونیم شب می آیند دم در اصرار که می خواهیم با شما مذاکره کنیم . در جریان تب فوتبال آمدند و این برای ما مشکوک است .  به یک قاتل که چهار تا آدم را کشته ، آقایون آن همه مرخصی دادند ، چطور دنبال ایشان هم با دوازده تا آدم ، هایس پرده دار ، یک پژو ، یک پراید و... نرفتند؟ هایس پرده دار ! شما می دانید چند نفر را اینگونه با هایس برده اند و بعد چه شده ! ببینید آقای پوینده را چطوری بردند . آقای مختاری چطوری ناپدید شد ...
پس از ورود گنجی به اوین ، معصومه شفیعی ، همسرش به همراه یکی از افراد تیم وکلای زرافشان برای دقایقی موفق به ورود به اوین شدند.
• خانم شفیعی، اکبر در داخل چه می گفت ؟
هیچی داره میره تو بندش. گفت از الان اعتصاب غذایم را شروع کردم. صبح هم صبحانه نخوردم. در عین حال گفت دیروز هم نه نهار خورده ام ، نه شام . فردا آقای مولایی به او سر می زند . شخصیت آقای گنجی این طور است که وقتی فشاری می آورند به ایشان برای پذیرفتن امر ناحقی ، خود به خود درجه اعتماد به نفس ، مقابله و ظرفیت روحیشان بالا می رود .
• ولی بالاخره دفتر ورود به زندان را امضا کردند .
بله ، رفت جلو و خودش را به همه معرفی کرد. مشخص شد که تحویلش گرفتند.
• شما الان رفتید داخل ، آقای زرافشان را هم دیدید ؟
بله ، ایشان را هم دیدم . ایشان همچنان در اعتصاب غذا هستند. تنها کسی هستند که در بند ۳۵۰ اعتصاب غذا کردند . لاغر شده اند ، اما روحیه شان خوب است .
• برخورد پرسنل زندان چطور بود ؟
آنها همیشه خوب بوده اند . مشکل ما سعید مرتضوی است . باید ببینیم سعید مرتضوی دستور می دهد که آنها چه کار کنند. صحبت آقای مرتضوی در مورد متواری شدن اکبر ، خنده دار و مضحک است . همه مردم می دانند که مساله چیست . امیدوارم در روزهای آینده بتوانیم اخبار بیشتری از آقای گنجی بگیریم .
• مسائل اخیر نشان دهنده عدم صداقت چندین باره آقایون نیست؟
چندین باره نه . این آقایون بیست و پنج شش سال است دارند دروغ می گویند . این بار بر همه بیشتر اثبات شد .
 
با دکتر محمد سیف زاده ، عضو کانون مدافعان حقوق بشر ایران


• آقای دکتر، موضع رسمی کانون مدافعان حقوق بشر ایران نسبت به این تجمع چیست؟
به طور کلی کانون مدافعان حقوق بشر اعتقاد دارد کلیه این محکومیت ها مخالف قانون است و باید منجر به آزادی متهمین شود.
• و در مورد اعتصاب غذای ۲۵ زندانی چه می گویید ؟
خب خود نفس عمل مورد تایید کانون مدافعان حقوق بشر نیست ، اما به لحاظ اینکه تنها راهی است که آنها را به حقوق خودشان خواهد رساند ، مورد تایید ماست . از قوه قضاییه می خواهیم هم از لحاظ تفکیک زندانیان و طبقه بندی آنها که فشارهای زیادی را متحمل شده اند و جادادن آنها با مجرمین خطرناک و.. اقدامی به عمل بیاورند.
• خب درمان زندانی مگر از حقوق مسلم فرد در همین قوانین جاری جمهوری اسلامی نیست ؟
بله ، همین طور است . این جزء تکلیف قوه قضاییه است . حقوقی نیست که بخواهند به کسی بدهند.
• و در مورد پرونده شخص آقای دکتر زرافشان ؟
در مورد پرونده آقای زرافشان مساله بدتر است . آقای زرافشان را به اتهام اینکه وکیل پرونده های قتل های زنجیره ای بود تحت تعقیب قرار دادند. در محاکمه ای غیر عادلانه ،  و در دادگاهی غیر عادلانه محکومش کردند . این دادگاه از منظر حقوقی به هیچ عنوان صلاحیت رسیدگی به پرونده آقای زرافشان را نداشت .
• ممکن است بیشتر در زمینه صلاحیت دادگاه دکتر زرافشان بگویید؟
بله .کارهای عجیب و غریبی در مورد این پرونده انجام شد . شما می دانید که به استناد اصول ۱۵۹ و ۱۷۲ قانون اساسی ما دادگاههای عمومی را داریم و دادگاههای خاص نظامی . دادگاههای خاص نظامی رسیدگی به جرایم خاص را بر عهده دارند . آقای زرافشان ، نه نظامی بود و نه ... اتهام ایشان سیاسی بود . این رسیدگی نه در حضور هیات منصفه انجام شد ، نه در دادگاه عمومی . و  قاضی پرونده هم صلاحیت این کار را نداشت. چون هم دادرس دادگاه عمومی بود . هم دادگاه انقلاب ، هم دادگاه نظامی ! حکمی که علیه دکتر زرافشان صادر شده ، به هیچ وجه ارزش قانونی ندارد .
• در رابطه با حمایت نهادهای بین المللی حقوق بشری از پرونده های زرافشان و گنجی چقدر امکان مانور وجود دارد ؟
آنها که دارند کار خودشان را می کنند.ولی ما در محدوده قوانین ایران ، عمل می کنیم .
• خب اگر در این محدوده فعالیت ها ثمری ندادند؟ مانند پرونده دکتر زیبا کاظمی ...
زهرا کاظمی
• خودشان می گفتند زیبا . من هم ترجیح می دهم از نام زیبای "زیبا" استفاده کنم. به هرحال ، داشتید می گفتید که ...
ما در دادگاه گفتیم . در پرونده قتل زهرا کاظمی ما خواهان این نیستیم که به مراجع بین المللی مراجعه کنیم . این اعمال خلاف قانون قوه قضاییه است که ما را به این راه می کشاند . یعنی قوه قضاییه آن جانی و جنایتکار را زیر پوشش خود قرار داده و اجازه محاکمه اش را نمی دهد . هر کس که الفبای قضایی را بلد باشد ، می داند که اول باید نوع قتل روشن شود بعد صلاحیت . هنوز نوع قتل مشخص نشده ، بعد حکم صادر کرده اند! در ۳/۵/۸۴ دادگاه تجدیدنظر وقت تعیین کرده . اگر این دادگاه به اعمال خلاف قانون خود ادامه دهد ، قطعا از لحاظ حقوقی ما هیچ مشکلی برای شکایت به مراجع بین المللی نداریم .

با نرگس محمدی ، فعال ملی مذهبی


• خانم محمدی آخرین وضعیت پرونده ملی مذهبی ها چیست ؟
متهمان ، وکلا و خانواده ها مدعی هستند که حکم وجود ندارد و اساسا بازداشت غیر قانونی است . ولی دادستان جلوی آزادی آنها را گرفته و به اعتراضات ما تا امروز پاسخی داده نشده . تا قبل از بیست و چهار خرداد که دومین سالگرد بازداشت آنهاست اگر آزاد نشوند ، تحصن دوم را با یک فراخوان ملی آغاز می کنیم.
• شما فکر می کنید شکسته شدن این حائل ها ، یعنی حصضور ملی مذهبی ها در تجمع برای یک دگراندیش مارکسیست و بالعکس ، چقدر می تواند نوید بخش فصل جدیدی باشد؟
ببینید بحث تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر است . یکی از اصول بنیادی حقوق بشر حق آزادی بیان است . یعنی هر فرد فارق از اینکه چه گرایشی دارد ، چه عقیده ای و چه فکری ، باید حق بیان نظرات و افکار خود را داشته باشد . این حق شامل همه گرایشات است .  چپ ، مذهبی ، غیر مذهبی و... این نزدیکی ها باید انجام شود . اگر می خواهد جبهه دموکراسی و حقوق بشر