
«"مهرگان" به معنی مهر و محبت و پیوستن است و نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسی و آن بودن آفتاب عالمتاب است در برج میزان که اپتدای فصل خزان است و نزد پارسیان،پس از جشن و عید نوروز،از این بزرگتر جشنی نمی باشد.» "برهان قاطع" روایتمان می کند که پارسیان در این روز،جشن می سازند و عید می کنند،بنابر آنکه فریدون در این روز،ضحاک را در بابل گرفت،به دماوند فرستاد و به بند کشید... باری، ضحاک همچنان همان و فریدون نیز. پس به پیشواز "مهرگان" می رویم در آغازین روزهای پاییز یک هزار و سیصد و هشتاد و چهار خورشیدی.
*"مهرگان"، جشن پیمانها
گفته اند که در آشیان آریایی،ایرانیان، سال را به دو بخش بزرگ تقسیم می کردند: بخش تابستانی و بخش زمستانی. در آغاز بخش تابستانی و به هنگام اعتدال بهاری،جشن نوروز با آواز و دهل بر پا می شده است.جشنی که جشن کشت بهاره بوده است. شروع بخش زمستان که اعتدال زمستانی نام دارد،جشن "مهرگان" یا جشن کشت پاییزی خوانده می شود. نوروز و مهرگان مشترکات زیادی دارند.نظامی گنجوی در خسرو و شرین نام سی لحن از الحان موسیقی ایرانی را که باربد ساخته بود،نقل کرده که نام لحن بیست و یکم مهرگانی بوده است.. در مهرگان روز، خوشه ها به دم تیز داس ها سپرده می شود.خرمن ها انباشته و انبارها محل ذخیره گندم و جو و حبوبات و سایر آذوقه ها برای زمستان سردی که در پیش روست می شود. حالا زحمتکشان ایران،شبانان و کشتکاران گرد هم حلقه زده و مهرگان روز را جشن می گیرند.سپاس خویشتن را به آستان اهورامزدا می رسانند و با سرودهای شیوا،"مهر"،ایزد نگهدارنده دشتها و خرمن ها و ستوران را به همپایی در پایکوبی فرا می خوانند. جابر عناصری در "اساطیر و فرهنگ عامه ایران" روایت می کند که "مهرگان" ایام جشن مهر درخشان،ایزد پر صلابت مهرورزی و آشنایی به شمار می رفت.چرا که ایزدان فرمانبردار اهورا مزدا را،پرستندگان چون جان دوست داشتند و هرگز قهر و خشمی از سوی آنان ندیده بودند. به دیگر سخن،"مهرگان" جشن دهقانان و شبانان زحمتکش دیار ما بوده است در دل تاریخی دور و دراز. درو پایان می گرفت و محصول دست انسان گرامی دانسته می شد. عناصری بر اشاره به این منشا تقویمی و تاریخی مهرگان،به منشا اجتماعی ان نیز اشاره می کند. گویا "مهرگان" جشن پیمانبندی قبیله ها برای حفظ دوستی و آشتی بین خود نیز به شمار می رفته. و اما جشن مهرگان در "مهرورز"(روز شانزدهم) از ماه مهر برگزار می شده. این جشن مخصوص ایزد مهر بوده است. « مهر میانجی بین تاریکی شب و روشنی روز،میانجی میان دلها،نگاه دار پیمانها،پاسدار عشق و دوستی و ایزدی از ایزدان محبوب ایران باستان.واسطه میان خالق و مخلوق و گواه راستگویان و کیفر دهنده عهد شکنان...» در گات ها نیز ،مهر، به معنی پیمان و پیوند و پیوستگی به کار رفته و پاسبان عهد و پیمان راستین خوانده شده است.
*کسی می آید
آنگونه كه محقق و فیلسوف فقید ایرانی،احسان طبری اشاره می کند، پژوهنده بلژيكى «كومن» در پژوهش هاى تاريخى خود پيرامون اسطوره مهر آورده مهر نخست از صخره اى در غارى با چهره فروزنده بر جمعى از شبانان ظاهر مى شود و شبانان از طلعت فريباى آن فرشته او را مى شناسند و نيايشش مى كنند.
گفته اند كه افسانه ظهور مهر در غار موجب آن شده است كه مهرپرستان، معابد يا ميتوئوم هاى خود را در غارها و يا در زيرزمين ها بسازند.
از مهر به عنوان خداى شفيع و خداوند منتقم نيز ياد شده است و به واقع اگر از دید دين باوران به محتواى كيش مهرپرستى نگريسته شود، به نوعى مهر شبيه همان ناجی است كه وعده مسيحايى می دهد! وعده آمدن كسى تا بيايد و زمين را از عدل و داد پر كند و از ستمگران انتقام كشد. چیزی شبیه "امام زمان" مسلمانان با وجوهی زمینی تر.
به گفته احسان طبری، برخى پژوهندگان، افسانه مهر را كه از آسمان به زمين مى آيد و به مثابه انسانى در ميان انسان ها مى زيد و سپس بار ديگر به آسمان ها عروج مى كند و در زمره جاويد انسان لاهوت وارد مى گردد، از خانواده افسانه هاى مربوط به «خدايان ميرنده و رستاخيزنده» مى شمارند كه در نزد بسيارى از اقوام و خلق ها وجود دارد.
خدايگانى كه به ميان مردمان مى آيند و درباره مرگ و رستاخيزشان حرف و سخن فراوان است. او به افسانه فنيقى و يونانى آدونيس، افسانه مصرى اسيريس، افسانه يونانى ديونيس، افسانه آيتس متعلق به آسياى صغير و… در این ارتباط اشاره می کند. رشن (ايزد دادگرى)، ارشتاد (ايزددرستى و راستى)، پارند (ايزد نيك بختى و فراوانى)، اش يا ارت (ايزد توانگرى و دارايى)، همه و همه ايزدان پارسى اند هم پيالگان ناهید میهن ما(آناهیتا)، كه در ركاب مهر، شب نهادان را به چالش مى طلبند، پروايشان نيست، نه بيمى! نه هراسى! نعره گزمگان را، حتى "اگر به هياهو، شمشير در پرندگان نهاده باشند تا ماه بر نيايد" به هيچ مى انگارند… و اما مهر اين دادگستر هميشه، گله ها و رمه ها را نيز پاس مى دارد!
او را حافظ گله و رمه ها نيز دانسته اند. «هر گاه چهارپايى از گله خود جدا مانده يا ربوده شود، ناله اش به مهر مى رسد. ايزد مهربان چراگاه ها و رمه ها به ياريش مى شتابد. او ايزد نگهبان كشتزار ها خرمن ها را مى پايد. ناظر كشتكاران است و لحظه اى و لمحه اى چشم بر هم نمى نهد.
*آیا مهر پرستی پس از تسلط اسلام بر ایران فرو مرد؟
طبری در اثر سترگش،"برخی بررسی ها درباره جهانبینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران"،ضمن واگویی این مهم که «مردمى كه در فلات ايران زندگى مى كنند، دو بار توانستند كيش جهانى پديد آورند. يك بار در مورد مهرپرستى و بار ديگر در مورد مانى گرى. هر دو اين كيش ها نيز اين پيام دل انگيز را با خود همراه داشت كه ابناى انسان در زير يك انديشه واحد بايد به خاندانى بزرگ بدل شوند ...» اشاره می کند که از دیر باز،ترکیبات و اسامی زیادی در السنه اوستایی،پارسی باستانی،پهلوی و دری از ریشه مهر وجود داشته است. مانند مهر دروغ،مهر زیان،مهر جنگ،مهربان،مهرگسار،مهرگان،مهرک،مهرین،مهرنوش،در مهر( پرستشگاه زرتشتی)،مهر بند گشا،مهرداد،مهران،مهراب،مهرگشنسب،مهربد،مهربراز،مهربوزید،بزرگمهر،مهرگیاه،مهر ترسه و غیره. او در اثری که سالها صرف تحقیق و کار مستمر روی آن کرد پرسشی کلیدی را مطرح می کند و آن اینکه،«آیا اندیشه مهر پرستی پس از تسلط اسلام بر ایران فرو مرد؟» او پاسخ می دهد،« سخت بعید به نظر می رسد. احتمال زیاد می رود که آئین مهر در تکامل طولانی خود به جهان بینی گسترده ای همانند جهانبینی عرفانی بدل شده بود.تاثیر آیین مهر پرستی در گنوستی سیسم و تاثیر متقابل آن در مهر پرستی و رابطه مهر پرستی با مکتب نو افلاطونی که هر دو از جریانات مهم دوران هلنیسم است،امریست در خور مطالعه...» این فیلسوف سفر کرده ایرانی یکی از یادگارهای مهرپرستی را جشن "مهرگان" عنوان می کند. وی می گوید که جشن آغاز شش ماهه زمستان(زیه نه) است،چنان که نوروز جشن آغاز شش ماهه تابستان(هه مه) است.« نیروهای ملی دموکراتیک و انقلابی عصر ما به حق سنت جشن مهرگان را احیا کرده اند.» او از حافظ یاد می کند،« کم تر از ذره نئی،پست مشو،مهر بورز / تا به خلوتگه خورشید رسی رقص کنان» .
*"مهریه" و "مهر گیاه"
و اما "مهر" نمودراری از خلق و خوی ایرانی و مزدایی را نیز هویدا می کند. او دشمن بی امان دروغ و دروغگویان است. گفته اند که مهر،دروغگویان و ناراستان را به سختی کیفر می دهد و جنگاوران با ایمان را یاری. « ای مهر، تو ما را یار باش،ای مهر،که به تو دروغ نتوان گفت.دشمن ما را به بیم و هراس در افکن،چون تویی که می توانی نیروهایشان را باز ستانی و درمانده شان سازی...» سنت "مهریه" برای ازدواج در فرهنگ ایرانی نیز از همین جا ریشه گرفته است. در ایران باستان برای نوعروسان،"مهریه" تعیین می کردند.چرا که ایزد مهر، پیوند دهنده قلبهاست و مجری مقصود اهورایی.زنان برای اینکه عزیز کرده شوهرانشان باشند و به اصطلاح "سپید بخت" شوند"مهرگیاه" همراه خود نگه می داشتند. چه بسیار نامهای ایرانی که با پیشوند و پسوند "مهر" ساخته می شوند.
"مهرگان" در کردستان
این کردستان زخمی ایران است که هنوز و همچنان به پیشواز مهرگان می رود. آغاز پاییز کردی در مناطق عشایری ایران "گوران" و "قلخانی" و کوهپایه های "دالاهو" با جشن خرمن و برداشت محصول همراه است و بزرگترین جشن تقویم زندگی عشایری آنجاست. گفته اند که جشن مهرگان در کردستان،در دهکده "جاماز" رو به دشت سینه بازی در دامنه دلاهو برگزار می شود. زنان و مردان زحمتکش کرد دست در دست هم به پایکوبی می پردازند. در ایام این جشن، پرچم های سبز و سفید و سیاه بر فراز صخره ای بر افراشته می شود. بیرقهایی که راهنمای میهمانان به "قدمگاه" است. راه طولانی باید پیموده شود تا به "میعادگاه" برسند. تپه ها و دشتهای وسیع کردستان، حالا مملو از رنگ می شود، زنان،مردان و دختران،دسته دسته با لباسهای رنگی کردی و کوله بارهایی بسته بر پشت چهارپایان به سوی "میعادگاه" روانه می شوند. حالا این آسمان صاف و بلند کوهستان است که با صدای ساز و دهل، خدا را میزبان می شود.خلق را میزبان می شود... زنان، دیگها را بر اجاقها بار گذاشته اند.. آنها روی ساج های آهنی نان می پزند،جوانان اسب می تازند و مردان و زنانی هم دست ها در هم حلقه کرده و با ساز و دهل به پایکوبی و رقص مشغولند. عناصری، از بازار مکاره ای که در این روز برگزار می شود می گوید.« ... پای هر درخت،در شکاف هر صخره،دکانی است.عجیب اینکه معاملات بر اساس "پول" نیست و پول زیاد دست به دست نمی گردد. وقتی معامله انجام شد،می بینیم که به جای پول، جنس است که رد و بدل می شود.یک روسری به ازاء یک کاسه گندم،خرما در برابر یک کیل جو و...»آنگونه که محققان اشاره کرده اند در بسیاری دیگر از نقاط ایران از جمله سنگسر و شهرهای شرقی گیلان نیز همچنان آیین پاسداشت مهرگان انجام می گیرد. محققان، "علم واچینی" کوه نشینان شرق گیلان را هم همان جشن خرمن زرتشتیان ایران باستان پیش از حمله لشکر اسلام به ایران عنوان کرده اند. مراسمی که بعد از ورود اسلام به ایران رنگ مذهبی به خود گرفت.
*"مهرگان"، یادآور مبارزه
از «مهرگان» و از ايام جشن ايزد مهر و صلح و پيمان، روايات گوناگونى نقل شده است. از زمين كه ديگر بار ز شخمى تازه برمى خيزد و از زمين كه آسمان را فرمانروا مى شود و دستان معجزه گر انسان!
بسياران را اين باور است كه جشن مهرگان، يادآور مبارزات مردمان آزاده ايران زمين است.
«مردمى كه تسلط خويشتن بر طبيعت را از يك سو و پيروزى بر ظلم و ستم را از جانب ديگر جشن مى گرفتند، طبيعت را مهار مى كردند، سينه زمين را مى شكافتند، بذر در شيار ها مى پاشيدند، آب از چشمه ها بر گذرگاه هاى آب رو مى انداختند، چشم انتظار مى ماندند و خوشه هاى سرسبز گندم و عدس و ... را مى ديدند. اما چه سان بايد با ستمگرانى كه انبار هاى آذوقه اين زحمتكشان را تهى مى ساختند، مى بايستى مبارزه كرد؟ چگونه بايد از قيد و بند و ستم، خويشتن و خانمان خويشتن را رهاند؟...» به هر روى، جشن "مهرگان" آنگونه كه پيش از اين نيز اشاره شد، حتى پس از فتح ايران توسط اعراب همچنان رونق و اهميت خود را حفظ كرده است.
به گونه اى كه ريشه تاريخى مراسم «قالى شويان» كاشان را نیز به نوعى از سنت هاى به جا مانده از همين جشن "مهرگان" دانسته اند.
«... نكته قابل توجه اينكه، اين نخستين موردى است در حوزه سنت شيعى كه وفات امام زاده اى (يا پيرى يا بزرگى را) به تاريخ شمسى مى گيرند نه قمرى. برخلاف همه قتل ها و عزاها و عيد هاى مذهبى- روز شهادت امام زاده سلطان على كه همان روز قالى شويان باشد به تقويم شمسى زراعى نگه داشته مى شود. تاريخ قمرى چنين شهادتى را (حتى سنت و اخبار و احاديث) نشان نمى دهد »
*جشن ناهیدی
منتشر شد:
آرش شماره ۹۲ و ۹۳

ويژهنامهي جنبشِ كارگري
- جنبشِ طبقهي كارگر ايران، در سالي كه گذشت پرويز قليچخاني
- تشكلهاي مستقل كارگري محمود صالحي
- نقاط ضعف و قوتَ جنبش كارگري در چيست؟ بهروز خباز
- منافع مشترك صنفي پاسخ دوستي از فعالان كارگري در ايران
- پايان دادن به فقر، فساد، تبعيض، و... محسن حكيمي
- جنبش كارگري و موانع پيشِ رو عليرضا ثقفي
- عدم موفقيت، در عقب راندن تعرضات كارفرمايان جليل محمودي
- راه حلِ واحدي نيست رضا مقدم
- كم و كيف اعتراضات كارگري در سالي كه گذشت عباس فرد
- ريختنِ خون حيات، به شريان انباشت سرمايه ناصر پايدار
- مبارزاتِ كارگران، تهاجمي يا تدافعي؟ نادر شكيبا
- جنبش كارگري بنا بر ذات خويش، جنبشي است جهاني بهمن شفيق
- مبارزات كارگران در فاصلهي اول مه 83 تا مه 84 بهرام رحماني
- ديداري در آنسوي خط قرمز مهدي كوهستاني
- چرا روشنفكران نتوانستهاند ..... محسن حكيمي
مقالات و گفت و گو
- يادِ كودكِ دور در ترافيكِ تجدد بهروز شيدا
- در بارهي ادبيات داستانيِ معاصر ايران علي اشرف درويشيان
- ديدار با دبير كل پيشين حزب كمونيست فلسطين هايده مغيثي
- مصاحبهي رميهرهرا با سمير امين ترجمهي تراب حق شناس
- گزارشي از ژيلپاري لوموند 29 اوت 2005 ترجمهي سعيد رهرو
- سرنوشت مقدّر مايكل فيتز جرالد ترجمهي ناصر رحمانينژاد
- تفاوت ميان روش ماركس و هگل سهراب مختاري
- آخرين پيام راديويي سالوادور آلنده به مردم ترجمهي علي شفيعي
- «موكراسي مشاركتي» در .... مارگريتا لوپز مايا ترجمه ي بهزاد مالكي
- گفتو گوي پرويز قليچخاني با: تراب حقشناس، مهدي خانبابا تهراني، محمد رضا شالگوني و سودابه اردوان؛
و گفتو گوي جواد طالعي و پرويز قليچخاني با ناصر كاخساز
- يك گام به پيش، چند گام به عقب الهه اماني
- هذيانهاي شكست فرهاد قابوسي
ويژهي سمينار زندانيان
- بازماندگان كُشتار تابستان 67 آرش
– مقدمه و هدف سمينار مژده ارسي
- خاوران، جاودانه است
- سمينار و آرزوهايي كه در دل ميپروراند ستاره عباسي
- گزارش سمينار سه روزه زندانيان سياسي مهدي اصلاني
- نقش شخصيت در مقاومت سعيد يوسف
- اينسوي ديوار، آن سوي ديوار مينا زرين، فيروز مستعان
- انتقال به زندان اصفهان عباس مظاهري
- نقش ديكتاتوريهاي سلطنتي و جمهوري اسلامي اردوانِ زيبرم
- تأثير جنبش مسلحانه در زندانهاي دههي 50 فريبرز سنجري
- نسل كُشي به شيوه اسلامي را فراموش نشايد! امير جواهري لنگرودي
نقد و بررسي كتاب و شعر
- نقدهايي از: رحمان دُركشيده، مهدي استعدادي شاد، مهدي اصلاني،بهروز فراهاني
- شعرهايي از: مانا آقايي، منصور خاكسار، حسن حسام، مهرداد فلاح، فريده ابلاغيان، عليرضا زرين، عباس صفاري، مجيد نفيسي و كوروش همهخاني
ويژهي كنفرانس بنياد پژوهشهاي زنان
- گزارش كنفرانس بنياد پژوهش زنان ايراني فرزانه عظيمي
- مسئولين بنياد بايد نظارت بيشتري داشته باشند شهين نوايي
- بايد عهدهدار پژوهش در امور زنان بود فريمهر همايوني
- تجربه ي بزرگي بود شيوا بديهينژاد
- اختلاف نظر جديِ سياسي هايده درآگاهي
- مشكل اصلي تناقض بنياد است عزيزه شاهمرادي
- نياد، حتا يك پژوهش ارائه نداده شهين عليايي زند
- وهشگر (يا) كارگزار رژيم اسلامي؟ شادي امين
- گفت و گو با شهرزاد ارشدي آرش
--------------------------------------
مدير مسئول و سردبير: پرويز قليچخاني
دبير تحريريه: نجمه موسوي
مسئولين صفحات شعر: منصور خاكسار و مجيد نفيسي
تلفن : 3103956993+كد آمريكا
*****
همكاري شما آرش را پُر بارتر خواهد كرد
براي ما، خبر، مقاله، شعر، داستان و عكس و طرح بفرستيد
حك و اصلاح مقالات با موافقت نويسنده است
آراء و عقايد نويسندگان، لزوماً نظر آرش نيست
پس فرستادن مطالب امكان پذير نيست
ما مطالبي را كه فقط براي درج در آرش ارسال شده باشد، چاپ خواهيم كرد. اميدواريم كه دوستان اين پرنسيب را رعايت نمايند.
پس از چاپ در آرش، چاپ آن در سايتها و نشريات با ذكر منبع آزاد است.
تلفن و فاكس سردبيري
تلفن : 25 62 12 20 6 +كُد فرانسه
فاكس و تلفن : 139831657+كُد فرانسه
دبير تحريريه : 685895438 +كُد فرانسه
E -mail
نشاني پستي آرش
ARASH
Maison des Associations
7 Place du petit Martroy
95300 Pontoise FRANCE
آرش نشريهاي است فرهنگي، سياسي و اجتماعي كه از بهمن ماه 1369 ( فوريه 1991) در فرانسه منتشر ميشود
اشتراك سالانه براي شش شماره
اروپا: چهل (40) يورو، ساير نقاط جهان معادل 55 دلار آمريكا
روي جلد : كارِ سودابه اردوان
(به مناسبت كُشتار تابستان 67)
با تشكر از اسعد عزيز به خاطر كمكهاي فنيِ بيدريغاش براي بهتر شدنِ آرش.
كمكهاي رسيده براي اين شماره :
دوست عزيزمان فرودِ فرانكفورت، هزار يورو، بيژنِ پاريس 120 يورو، رضا پاريس، 260 يورو، هوشنگ 40 يورو
تك فروشي اين شماره 9 يورو
به نقل از "عصرنو"

اینجا می توانید مطلب را در "روز" هم بخوانید.
«با یک جوان کرد تحصیل کرده احساساتی دارای هزاران امید و آرزو چه می توان کرد؟ چگونه می توان به او گفت:پسرم،دخترم، آرام باش، همه چیز درست می شود!...» اینها را نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی می گوید.بیش از یک ماه از ناآرامی های گسترده در کردستان و مناطق کردنشین کشور در پی سالگرد جانباختن دکتر عبدالرحمان قاسملو و کشته شدن یکی از جوانان فعال کرد"شوانه قادری" در ارتباط با همین تحولات گذشته است.تعداد زیادی از بازداشت شدگان، همچنان در وضعیت نامعلومی به سر می برند و هیچ خبر موثقی نیز از وضعیت فعالین سیاسی و روزنامه نگاران کرد بازداشتی هنوز در دست نیست. کردستان به ظاهر آرام است. اما این آرامش تا چه وقت خواهد پایید؟!... جعفر آئین پرست نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی و رئیس پیشین شورای اسلامی استان آذربایجان غربی که از اعضای اصلی هیات اعزامی برای کشف دلایل ناآرامی های اخیر به کردستان بود،در گفتگو با "روز" به پرسش هایی درباره آخرین تحولات ناآرامی های کردستان پاسخ گفته است.این گفتگو در پی از نظرتان می گذرد.
*گزارش هیات اعزامی ،پشت درهای بسته
*آقای آئین پرست،اپتدا به ما بفرمایید که رسیدگی های دولتی به ناآرامی های اخیر کردستان و مناطق کردنشین ایران بالاخره به کجا رسید؟
همانطور که خودتان مستحضرید، چندی پیش،ناآرامی های گسترده ای در مهاباد و مناطق کردنشین ایران به وقوع پیوست.این ناآرامی ها که از مهاباد شروع شد به صورت یک موج سراسری تمام کردستان و مناطق کردنشین کشور را در بر گرفت.در پی این ناآرامی ها هیات هایی در دو مرحله با سرپرستی وزارت کشور و کمیسیون امنیت ملی،متشکل از وزارت اطلاعات،ناجا،تعدادی از نمایندگان فراکسیون کرد و اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس و دادستانی کل کشور به مراکز کردنشین آذربایجان غربی و کردستان،سنندج و سقز و... اعزام شدند.آنها از نزدیک با شوراهای تامین مراکز استانها و اصناف و بازاریان و مردم و جوانان و فرهیختگان و روزنامه نگاران کرد دیدار کردند و از زبان مردم،علت وقوع ناآرامی ها را شنیدند.
*شنیدند و چه شد؟
هیچ،تا به حال حتی یک بیانیه رسمی از طرف هیاتهای اعزامی به مناطق، صادر نشده است.گزارش این دیدارها و گفتگوها،کاملا در پشت درهای بسته، به صورت محرمانه تجزیه و تحلیل شده است.چرا نتیجه این مذاکرات به سمع و نظر مردم نرسید؟! البته مصاحبه های کوتاهی با برخی از اعضا هیات اعزامی در جراید کشور انجام شد که اصلا کافی نبود. باید به مردم احترام می گذاشتیم. وقتی نتایج این سفرها در هیچ جا به مردم ابلاغ نشد تا مردم به زندگی امیدوار شوند،طبیعی است که مساله برای مردم سوال برانگیز باشد.
*شما فکر می کنید سیاستگذاران جمهوری اسلامی بعد از این همه سال بالاخره برای پاسخگویی به مطالبات مردم کردستان به کجا رسیده اند؟
سیاستگذاران جمهوری اسلامی،به خوبی می دانند که مطالبات مردم را باید چگونه پاسخ داد.
*پس چرا وضع اینگونه می شود؟
به دلیل برخی تصمیم گیری های غیر حکیمانه وضع چنین می شود. همین عدم سیاستگذاری های غیر معقول و غیر منطقی است که مردم را نسبت به وضع موجود بدبین کرده است.
*فرهنگ و تاریخ کردستان
*وقتی که از سیاستهای "غیر منطقی" و"غیر معقول" سیاستگذاران کشور می فرمایید باید به این نکته مهم هم توجه کرد که تاریخ و فرهنگ کردستان،بسیار خاص و پر حرف و حدیث است. منظورم حد بالای حساسیتها در منطقه است...
بله،دقیقا همین طور است.اصلا ریشه همه این ناآرامی ها در مناطق کردنشین تاریخی است.مردم کردستان دارای تاریخ بسیار مدون و روشنی در زمینه های مبارزات سیاسی،اجتماعی و فرهنگی هستند. هویت آنها از سوی نظامهای سیاسی حاکم همیشه به رسمیت شناخته شده است اما در تصمیم گیری ها، این مردمان فرهیخته را به حساب نمی آورند. ما خود را ایرانیانی اصیل می دانیم و به ایرانی بودن خود افتخار می کنیم.ما می خواهیم در سرنوشت سیاسی خود سهیم باشیم.اگر مردم کردستان را در تصمیم گیری ها دخالت بدهند، آنها راغب تر و امیدوارتر به زندگی و حکومت خواهند شد.مردم حق دارند مطالباتشان را از مسولین نظام جمهوری اسلامی بخواهند.
*اما چه در ناآرامی های اخیر و چه در سالهای گذشته، مانند همیشه، تنها با عنوان "آشوبگر" "اغتشاشگر" و... از معترضین و مخالفین در کردستان یاد شده است...
باید به شما بگویم هر چقدر حکومت ما را به خود نزدیکتر کند برای خودش و ما بهتر است.مردم مناطق کردنشین خواهان آزادی،استقلال و جمهوریت هستند،طرفدار"اغتشاش" نیستند. اصلا اوباش گری و این حرفهایی که می زنند در ذات مردم کرد نمی گنجد. اینها فقط تلقی برخی مسولین کشور است.
*فرهیختگان کرد چه می گفتند در جریان ناآرامی های اخیر؟
فرهیختگان کرد فقط خیر کردستان و ایران را می خواهند. آنها به غیر از اینکه بخواهند مردم کرد هم شهروند درجه یک محسوب شوند خواسته دیگری ندارند.
*حمایت کردها از دکتر عبدالرحمان قاسملو و داستان شوانه قادری
*آقای آئین پرست،به گفته شاهدان عینی و فعالین سیاسی در کردستان، کلید این ناآرامی ها درست در سالگرد قتل دکتر عبدالرحمان قاسملو،دبیرکل جانباخته حزب دموکرات کردستان ایران، در مهاباد زده شد.خیلی ها معتقدند جدا از بسترهای آماده موجود، اصلا انگیزه این خیزش در آستانه شروع به کار آقای احمدی نژاد،ماجرای "شوانه قادری" و...دقیقا همین مساله بوده،شما به عنوان نماینده مردم مهاباد در مجلس در این باره چه می گویید؟
خب،باید این واقعیت را بپذیریم. هرساله برای ایشان مراسم مفصلی در کردستان برگزار می شود.این مساله جدیدی نیست. اما امسال به دلیل کشته شدن جوانی که از سوی قوه قضاییه و نیروی انتظامی،تحت تعقیب بود،همه چیز ملتهب تر شد. همه مناطق به حالت تعطیل در آمدند و... این یک واقعیت است که دکتر قاسملو و سران احزابی که به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی فعال بودند،در داخل و خارج از کشور هوادار دارند.آنها ادعای دموکراسی دارند و مردم هم از آنها حمایت می کنند. امسال هم در سالگرد قتل دکتر قاسملو،مردم به نشانه حمایت از او مغازه ها و بازار را تعطیل کردند.
*ماجرای قتل شوانه قادری و اصلا اینکه او بالاخره چه کاره بوده و چه می کرده به کجا رسید؟ چون برخی از مسولین رسمی کشور، بارها در مصاحبه های خود هویت سیاسی این جوان را انکار کردند و حتی در برخی اظهارات او "متجاوز"،"بزهکار" و... خوانده شد...
او هم بالاخره جوانی بوده،مانند همه جوانانی که در این کشور زندگی می کنند.این جوان هم نسبت به مسائل ملی،سیاسی و مذهبی خود تعصباتی داشته است.او همچون بسیاری دیگر از جوانان کرد و ایرانی در مراسمهایی مانند چهارشنبه سوری،تحویل سال نو و... مشارکت داشته است. در زمان به ریاست جمهوری رسیدن جلال طالبانی در عراق هم این جوان به شکل فعال در جشنهای کردستان و در میان مردم شرکت داشته است. اتهاماتی به او زدند.حالا به هر اتهامی که متهم بوده باید ایشان را به شکل معقول دستگیر می کردند و تحویل مقامات قضایی می دادند تا بررسی حقوقی انجام شود و نهایتا حکمی قضایی صادر شود. اگر اینگونه می شد شاید مردم هم به آن شکل اعتراض نمی کردند.آن شکل دستگیری او را مردم کرد بی احترامی به هویت و اصالت خود می دانند.چرا باید با یک جوان کرد چنین کنند؟!...
*می خواهند از کردها حق توحش بگیرند!
*خب واقعا چرا؟ شما نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی هستید.به من بگویید چرا؟
به نظر من باید این واقعیت روشن را بپذیریم که عده ای از مسولان در جمهوری اسلامی علی رغم اینکه دارند از بیت المال حقوق می گیرند و خود را هم منتسب به نظام جمهوری اسلامی می دانند،در حال خیانت به مردم هستند! وقایع را وارونه جلوه می دهند.از کاه،کوه می سازند و همیشه دنبال ناآرام نشان دادن این مناطق بوده اند تا بلانسبت از ما حق توحش بگیرند! هر وقت یک کرد انتقادی می کند،بلافاصله به ما انگ تجزیه طلبی می زنند... برخی از مسولان در تلکسهای محرمانه خود، عمدا گزارشهای غلط درباره منطقه منتشر می کنند و... کلنگ هر طرح عمرانی که در کردستان به زمین زده می شود،مردم به وجد می آیند،احساس شادمانی می کنند.آنها ایرانی هستند. برخی مسولین مسائل را وارونه جلوه می دهند تا سیاستگذاران جمهوری اسلامی بگویند باید نگاه امنیتی بر کردستان حاکم شود... همین الان شما بروید به کردستان ،سفر کنید به آنجا ببینید چقدر آرام است. بروید ببینید...
*آینده ملتهب تر برای کردستان
*شما فرمودید که تاکنون هیچ گزارشی از سوی هیات اعزامی به کردستان رسما اعلام نشده، وضع مناطق کردنشین هم که به همان شکل است.حالا اگر وضع همچنان همین طور بماند،با این حساب بعد از این ناآرامی های گسترده چه چشم اندازی برای آینده کردستان می توان تصور کرد؟
دیدار هیات اعزامی انعکاس خوبی در میان مردم داشت،مردم گمان کردند کارگزاران نظام جمهوری اسلامی به فکر آنها هستند. اما اگر وضع به همین شکل ادامه پیدا کند،التهابات بیشتر از گذشته می شود.
*تعقییرات اخیر در عراق و حضور آقای طالبانی در مقام ریاست جمهوری هم در گسترش دامنه این مطالبات نقش خاصی بازی کرده .نه؟
قطعا. تعقییرات در کردستان عراق بر افکار و بینش مردم تاثیر گذاشته است.حالا با این وضع،با یک جوان کرد تحصیلکرده احساساتی دارای هزاران امید و آرزو چه می توان کرد؟! چگونه می توان به او گفت:پسرم! دخترم! آرام باش،همه چیز درست می شود!... مردم، عمل می خواهند.

اینجا می توانید گفتگو را در "روز" هم بخوانید.
در پیوند با فعل و انفعالات اخیر کشور و تحولات صورت گرفته در مجمع روحانیون مبارز ،کناره گیری مهدی کروبی از دبیرکلی این مجمع و حضور پر رنگ یکی از نزدیکترین افراد به بنیانگذار جمهوری اسلامی،موسوی خوِئینی ها در راس این مجمع، به سراغ حجت الاسلام رسول منتجب نیا،عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و از اعضای هیات موسس حزب تازه تاسیس مهدی کروبی،" اعتماد ملی" رفته ایم. منتجب نیا در گفتگو با "روز" بارها نسبت به خطر مستولی شدن جریان متحجر دینی پیرو تحولات اخیر کشور هشدار می دهد. این گفتگو در پی از نظرتان می گذرد.
*آقای منتجب نیا،غالب نظرسنجی های رسمی و غیر رسمی که درست تا ساعاتی پیش از برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری منتشر می شدند،حکایت دیگری متمایز با آنچه نتیجه این انتخابات شد را نشان می دادند،اپتدا به ما بفرمایید این تعقییر و تحولات ناگهانی را چطور ارزیابی می کنید؟
پیشبینی ها و نظرسنجی هایی که شما به آنها اشاره می فرمایید بر اساس عوامل و پدیده های اجتماعی کشور انجام گرفته بود.یعنی بر اساس این پیشبینی ها به طور طبیعی پیروز این انتخابات باید فرد دیگری می بود. لکن چون اراده ای پشت بعضی جریانات وجود داشت،جریانی غیر عادی دخالت کرد و نتیجه چیز دیگری شد. وقتی می گویم جریانی غیر عادی،منظور معجزه یا دست امام زمان نیست. بلکه مراد از این گفته،دخالت هایی خارج از چهارچوب قانونی بود. به همین دلیل نتیجه چیزی بر خلاف پیشبینی صاحب نظران از کار در آمد.
*این امر خیلی غیره منتظره ای هم نبود البته.
بله. غیره منتظره نبود. در هر انتخاباتی اگر تصمیمی گرفته شود و جمعی ملزم به رای دادن به کاندیدایی خاص شوند،نتیجه جز این نمی شود. باید به این نکته توجه کرد که رای نیاوردن کاندیداهایی که به نظر می آمد شانس بیشتری دارند به معنای عدم اقبال آنها نیست. به دلیل دخالت های سازمان یافته غیر قانونی این اتفاق روی داد. تخریب هایی هم که صورت گرفت نقش عمده ای داشت.
*شما از معدود فعالین شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز هستید که پس از خروج آقای کروبی از مجمع با ایشان در حزب اعتماد ملیشان همراه شدید. خیلی ها معتقدند متضرر بزرگ مکانیزم فراقانونی که شما به آن اشاره کردید،شخص آقای کروبی بود.
بله، آقای کروبی ضمن اینکه خود را در این ماجرا مظلوم می دانند،معتقدند حقی ضایع شده است و اگر طبق قانون و عدالت رفتار می شد،قطعا ایشان برنده این انتخابات بودند. همان طور که آقای هاشمی هم چنین عقیده ای دارند. اما وقتی مسئولان نظام،بنا را بر این گذاشتند که انتخابات اخیر را با همه اما و اگرهای آن بپذیرند، نتیجه را بپذیرند و اعلام کنند، پیگیری آقایان نتیجه ای جز ایجاد اختلال در نظام و اذهان مردم نخواهد داشت،چه چاره ای وجود دارد؟
*شما از چاره می گویید، به من بفرماییداصلا پیگیری جدی هم در این رابطه مگر صورت گرفت؟
بله،اما وقتی بنا آنگونه گذاشته شده بود، پیگیری بیشتر، هیچ نتیجه ای نمی داد.
*حالا ممکن بود نتیجه عینی در حال حاظر به دست ندهد، اما برای ثبت در تاریخ که بد نبود. نه؟
به اندازه ثبت در تاریخ اعتراض شد. نامه های آقای کروبی به رهبری در تاریخ جمهوری اسلامی کم نظیر بود. اعتراضات آقای هاشمی هم تا حدی همینطور بود. اما هیچ نتیجه ای ندادند.
*کناره گیری آقای کروبی از دبیرکلی مجمع روحانیون را به رغم مخالفتهای زیادی که از سوی همراهان فکری ایشان صورت گرفت،چطور ارزیابی می کنید؟
کناره گیری ایشان موجب تاسف و تاثر عمیق ماست. ما این مساله را اقدام مبارکی نمی دانیم. این کار به زیان مجمع و مردم تمام شد. ایشان از تشکیلاتی که هفده سال برای آن رنج و زحمت کشیدند کناره گیری کردند. کناره گیری ایشان عمل درستی نبود،اما ایشان انجام دادند.
*اما خب همچنان عضو مجمع که هستند.
امیدواریم ایشان به عنوان عضو همچنان در مجمع حضور داشته باشند.
*بعد از کناره گیری ایشان چه تحولات عمده ای در مجمع اتفاق افتاد؟
دو اقدام مبارک صورت گرفت. یکی پذیرفتن مسئولیت شورا توسط آقای خاتمی بود.دیگر، پذیرش دبیرکلی مجمع توسط آقای موسوی خوئینی ها بود. اینها هر دو از چهره های اصیل و ریشه دار انقلاب هستند.
*از پرده به در آمدن دوباره آقای خوئینی ها در این مقطع معنای خاصی ندارد؟
حضور هر سه این افراد،آقایان خاتمی،کروبی و خوِئینی ها در این مقطع مهم است. زیرا ما معتقدیم در شرایط کنونی،دین اسلام و تشیع در یک چالش بزرگ گرفتار شده است. روندی که آینده ای سیاه را برای این دین جهانشمول ترسیم می کند. همه این آقایان دغدغه مبارزه با جریان متحجرانه را دارند و می خواهند که برای تنویر افکار عمومی فعالیت کنند.
*در همین رابطه بسیاری از همفکران شما،بارها به جان گرفتن دوباره انجمن حجتیه در تحولات اخیر کشور اشاره کرده اند.
به هر حال انجمن حجتیه یکی از جریانهای فکری ارتجاعی کهنه کشور ماست و امام با ضربه هایی که به این جریان فکری زدند، آن را تا چندین سال بایکوت کردند. اما متاسفانه ما شاهد جان گرفتن دوباره جریان حجتیه در سالهای اخیر هستیم. اخیرا این جریان آشکارا مشغول خودنمایی است.دین ما در وضعیت خطرناکی قرار گرفته است و آن مواجهه با پدیده تحجر و واپسگرایی است. اندیشه های مرتجعانه،اخیرا بیش از گذشته رشد کرده اند و تا حدی هم به خود را به مراکز قدرت و ثروت نزدیک کرده اند.
*به کار بردن مکرر واژه"دولت اسلامی" به جای "جمهوری اسلامی" در بسیاری از حرفها و نوشته های جریان پیروز انتخابات اخیر را هم می توان در همین راستا ارزیابی کرد؟
بله، کلا به کار بردن"حکومت اسلامی" در مقابل "جمهوری اسلامی" و "دولت اسلامی" به جای "دولت جمهوری اسلامی" را نمی توان اشتباهی یا تصادفی تلقی کرد. یک اندیشه دینی مشخص پشت همه این اقدامات است.
*مشخصا چه اندیشه ای؟
همان اندیشه ای که رسما اعلام کرده،دولت ما بیست و هفت سال اسلامی نبوده است! به تدریج در کشور ما اندیشه هایی مشغول حاکم شدن است که مخالف اندیشه امام و رهبری تا به امروز است.
*گمان می کنید مقام رهبری مخالف این روند هستند؟
به هر حال،تا امروز که مقام رهبری خود را پیرو امام می دانستند.
*شما در حزب اعتماد ملی در کنار آقای کروبی حضور دارید، با توجه به سابقه مشهور حضور احزاب در جمهوری اسلامی،واقعا فکر می کنید چقدر یک حزب سیاسی می تواند نقشی نسبتا جدی در ساختارهای حقیقی و حقوقی موجود بازی کند؟
ما می خواهیم برای اولین بار در جمهوری اسلامی حزبی مردمی و فراگیر به وجود بیاوریم. نه حزب حکومتی و وابسته به قدرت. نوع احزاب ما تا به حال همگی به حکومت وابسته بوده اند. هیچ کدام حزب فراگیر نبودند. ما می خواهیم همه نیروها را در بر بگیریم. نقاد حکومت باشیم و به آن وابسته نباشیم.
*حزب مشارکت هم از این حرفها خیلی زد و همچنان می زند. شما عملا چه برنامه ای برای اجرایی شدن نسبی این تصمیمات دارید؟
ما هم اکنون مشغول کار روی اساسنامه و مرامنامه هستیم. آقای کروبی در جلساتی نیروهای ستادی را توجیه کردند. هیات موسس حزب اعتماد ملی که مرکب از چهارده نفر هستند کار خود را آغاز کرده اند. هم مجوز فعالیت حزبی از کمیسیون ماده ده احزاب گرفتند و هم مجوز پروانه برای سه نشریه. هنوز بحث ها ادامه دارد. نتایج اعلام می شود.
<