
"روز" - راس ساعت 12 روز 25 مهرماه 1384_ روز جهاني مبارزه با فقر _ تعداد زيادي از زنان دگراندیش ایرانی که خواستار اعلام همبستگي خود با زنان اقصي نقاط گیتی بودند در مخالفت با فقر و خشونت عليه زنان ، در ميدان انقلاب تهران گرد هم آمدند.
اين گردهمايي علي رغم حضور نيروي انتظامي و تعدادي لباس شخصي طبق قرار قبلي تا ساعت 1 بعد از ظهر ادامه یافت و در اين ساعت به کار خود خاتمه داد.
*همبستگی،عدالت*
یکی از زنان شرکت کننده در تجمع میدان انقلاب،آغاز گردهمایی را اینگونه روایت می کند،«روبروي سينما بهمن جمع مي شويم. اينجا فضاي خوبي حاکم است. مي دانيم لااقل آنهايي که در اين جمع هستند مثل همه ي آنهايي که قرار است امروز _ 17 اکتبر _ به وقت محلي در ساعت 12 ظهر در خيابان ها گرد هم آيند، به خشونت عليه زنان و فقر تحميل شده به آنان واقف و معترضند.
روي برگه هاي مختلفي که در دست زنان است جملات زير ديده مي شوند:
_ امروز، روز جهاني مبارزه با فقر است. ما زنان هر گونه خشونت را که زاييده ي فقر است محکوم مي کنيم.
_ زنان و کودکان بيشترين آسيب را از فقر مي بينند.
...» جلوه جواهری دانشجوی جوانی که در این تجمع شرکت کرده است در گفتگو با "روز" منشاءبرگزاری چنین تجمعی را در هشت مارس سال گذشته عنوان می کند.او به راهپیمایی اشاره می کند که توسط بخش بزرگی از جنبش جهانی زنان از کشور کانادا آغاز شد برای اعلام همبستگی با زنان در سراسر گیتی. او ماحصل برگزاری مراسم میدان انقلاب را "محکوم کردن خشونت و تبعیض علیه زنان" عنوان می کند. در پیوند با چنین حرکاتی بوده که زنان حاظر در راهپیمایی کانادا پس از ورودبه چند کشور مختلف، قصد ادامه راهپیمایی خود و ورود به ایران را داشتند که به دلیل مختصات خاص سیاسی ایران،موفق به انجام چنین اقدامی نمی شوند. قرار در تاریخ هفدهم اکتبر، کشور فقیر بورکینافاسو گذاشته می شود.کشوری که در شاخص های رشد در پایین ترین مرتبه جهانی قرار گرفته است. در بورکينافاسو
زنان از گوشه و كنار جهان براي استقبال از كاروان منشور در شهر اوگادوگو گرد ميآيند. روز پيش از آن مراسم استقبال رسمي منشور برگزار ميشود و در ظهر روز 17 اكتبر زنان در خيابانهاي شهر به راه ميافتند تا مراسم پاياني اين حركت را در محلي كه قرار است به نام “ميدان صلح“ نامگذاري شود برگزار كنند. و منشور نيز به يكي از مقامات دولتي بوركينافاسو ارائه شده است.
همزمان با این اقدامات جهانی، جنبش زنان ایران نیز بی کار ننشسته و با تهیه بروشورهایی در این رابطه و پخش این بروشورها در شهرهای مختلف کشور نقش خود را در این اعلام همبستگی جهانی ایفا می کند..یکی از فعالین زن شرکت کننده در مراسم مذکور،در گفتگو با "روز" تعداد تجمع کنندگان میدان انقلاب را حدود دویست نفر عنوان می کند. چیزی که در مقایسه با تجمع بزرگ زنان در مقابل دانشگاه تهران که با اعلام حمایت بخش بزرگی از فعالین سیاسی،دانشجویی و کارگری به چندین هزار نفر رسیده بود،چندان نمودی پیدا نمی کند. شعارهای اصلی که در تجمع اخیر زنان در میدان انقلاب بارها تکرار شده است،"همبستگی،عدالت"،"زنان،قربانیان اصلی کار نیمه وقت" و... بوده است. در تجمع اخیر تعداد زیادی از نیروهای انتظامی و امنیتی حضور داشته اند اما برنامه بدون هیچگونه درگیری خاصی به پایان می رسد.
در بين جمعيت بروشوري توزيع شده است که در آن به توضيح منشور جهاني زنان براي حقوق بشر که بر پايه ي پنج اصل برابري _ آزادي _ عدالت_ همبستگي و صلح است، پرداخته و خواسته هاي زنان را درباره ي مبارزه با خشونت عليه زنان و فقر آنها توضيح داده است.
در اين بروشور اعلام شده است که سلطه مردسالاري، سرمايه داري جهاني، رشد بنياد گرايي، اشغال کشور ها و جنگ، حکومت هاي گريزان از احترام به حقوق شهروندي، شرکت هاي چند مليتي، نهادهاي قدرتمند مالي بين المللي و سازمان ملل که قادر به برقراري صلح و ثبات در جهان نيست؛ محکوم هستند.
اين بروشور همچنين در بين عابران که در حال عبور از پياده روي ميدان انقلاب بوده اند نیز توزيع شده است.
یکی از شرکت کنندگان در مراسم در سایت "تریبون فمینیستی ایران" می نویسد،« اتومبيل هايي که از خيابان مي گذشتند ، سرعت شان را کم کرده و پلاکارد هاي زنان و جملات نوشته شده بر آنها را نگاه مي کردند. آنهايي هم که پياده مي گذشتند مکث کرده و لااقل مي پرسیدند که چه خبر است . همه با اشتياق به آنها جواب مي دادند و سعي مي کردند آنها را نسبت به اين حرکت جهاني آگاه کنند.
کم کم نيروي انتظامي از راه رسید. تجمع کنندگان در حالي که از بروشورهاي خود به ماموران نيروي انتظامي مي دادند برايشان توضيح دادند که اين تجمع تا ساعت 1 بايد برقرار باشد . نيروي انتظامي تعدادي از رهگذران را که ايستاده اند متفرق کرد و در حالي که بروشورها را در دست داشت گرد محل مي ايستاد. تا ساعت 1 که ديگر با خيال راحت هر چه سريع تر همه را متفرق کند. اگرچه پيش از اعلام آنها هم خود حاضرين راس ساعت 1 ختم گردهمايي را اعلام کرده بودند.
*خواسته های زنان*
خواسته های زنان شرکت کننده در تجمع اخیر بر مفاد زير متمرکز شده است:
_ پيوستن به کنوانسيون رفع انواع تبعيض عليه زنان و پيمان منع شکنجه و اجراي بي قيد و شرط مفاد اين پيمان ها
_ برابر شمردن زنان و مردان در برخورداري از تمامي حقوق اجتماعي و مدني فارغ از قوميت، مذهب، عقيده و طبقه ي اجتماعي
_ رفع تبعيض از حقوق نا برابر زنان در کليه قوانين موضوعه
_ رفع تبعيض جنسيتي در ساختار قدرت و تصميم گيري
_ لغو قراردادهاي ظالمانه ي استخدام موقت کارگران، کارمندان، پرستاران، معلمان و ...
_ تخصيص اعتبار براي رسيدگي به وضعيت هزاران زن سرپرست خانوار
*حرکت بر اساس "حداقل های مشترک"*
در حالی که حکومت دینی ایران می رود تا بیست و هفتمین سال استقرار خود را نیز پس پشت بگذارد،بخش بزرگی از زنان ایرانی خصوصا طیف لائیک و غیر دین باور جنبش زنان که تاریخی بیش از نیم قرنی از تکاپو را بر دوش می کشند همچنان هیچگونه سهمی در معادلات جاری قدرت بازی نمی کنند. یکی از فعالین فمینیست ایرانی از ستم مضاعفی می گوید که در طول بیش بیست و هفت سال بر این طیف از زنان،خصوصا دگراندیشان فمینیست مارکسیست رفته است. او مبدا انقباض سیاسی در نظام اسلامی را حمله خشونت آمیز به تظاهرات زنان در هشت مارس سال 57 و متعاقب آن به آتش کشیدن محله بدنام "قلعه" توسط گروهی از مذهبیون تندرو عنوان می کند که طی آن دهها زن بی پناه روسپی در میان شعله های آتش زنده،زنده سوختند. فاطمه راکعی،رئیس کمیسون زنان جبهه مشارکت در این زمینه که در طول همه این سالها، فشارها بر زنان لائیک بیشتر بوده با طیف غیر دین باور موافق است اما تصریح میکند که امروز حداقل ها و نقاط اشتراکی بین هر دو طیف موجود جنبش زنان وجود دارد که بر اساس آنها می توان به جنگ تبعیضات رفت. « اگر زنان نخبه و روشنفکر ما به کل مساله زنان در کشور نگاهی عمیق،جدی و همدلانه نداشته باشند و در جمع های گسسته و پراکنده خواسته های خود را مطرح کنند،این صدا به جایی نمی رسد. من معتقدم که باید همه نیروها به یکدیگر بپیوندند.» این نماینده پیشین مجلس و عضو فراکسیون زنان مجلس ششم تاکید می کند،پیوستن به "کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان" می تواند به عنوان یک خواسته مشترک در دستور کار فعالین اجتماعی قرار بگیرد. او مساله "دیه"،"شهادت زنان"،تبعیضاتی که در زمینه "اشتغال" و "استخدام" زنان در قوانین جزایی نظام اسلامی وجود دارد را از دیگر محورهای شروع حرکت عنوان می کند.« جریان پیروز این انتخابات نشان داده است که دیدگاههای متفاوت با دیدگاه خود را بر نمی تابد. آنها وقتی با زنان دین باوری که دنبال آزادی هستند اینگونه رفتار می کنند دیگر مشخص است با زنان لائیک چه برخوردی خواهند داشت...» راکعی در مورد قانون"حجاب اجباری" که در سال پنجاه و هشت توسط جمهوری اسلامی در کشور وضع شد،معتقد است که هر فردی باید آزاد باشد تا نوع زندگی و پوشش خود را ،عاقلانه ،آگاهانه و از روی اختیار برگزیند.«"حجاب اجباری"،ارزش معنوی خود را آنگونه که مورد نظر ادیان است ندارد. "حجاب اجباری" باعث شده کسانی که به هر دلیلی به این مساله باور ندارند،با اکراه آن را رعایت کنند. آنها هم برای دهن کجی به نظام از این ابزار استفاده می کنند. برخی از زنان به کسانی که از روی باور و نه اجبار حجاب اسلامی استفاده می کنند،دهن کجی می کنند...» زنان ایرانی در حالی تکاپوی جدی خود را برای احقاق حقوق اولیه شان شدت بخشیده اند که جنبش فمینیستی جهان با خواسته هایی به مراتب گسترده تر، کارزاری همه جانبه علیه لغو همه گونه تبعیض جنسیتی ،فرهنگی و اقتصادی را در سراسر جهان آغاز کرده است.

مطلب در "روز"
در حالی که پارلمان اروپا، با صدور قطعنامه ای از جمهوری اسلامی خواسته است کليه فعاليتهای مرتبط با غنی سازی اورانيوم، از جمله مرحله فراوری اورانيوم در تأسيسات اصفهان را متوقف سازد و گفتگو با دولتهای بريتانيا، فرانسه و آلمان را به منظور رفع نگرانی از فعاليت اتمی خود از سرگيرد و گرنه گفتگوهايی که از دسامبر سال دو هزار و دو ميلادی ميان اتحاديه اروپا و ايران برای دست يافتن به موافقتنامه همکاری و تجارت آغاز شده است بی نتيجه متوقف خواهد شد، تاکنون هیچ تعقییر محسوسی در مواضع نظام اسلامی به چشم نمی آید. پیرو آخرین تحولات در این زمینه به سراغ حمیدرضا حاجی بابایی، عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی رفته ایم. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم در گفتگو با "روز" بر ضرورت از سرگیری مذاکرات با اروپایی ها تاکید می کند اما در عین حال با پافشاری کامل بر موضع فعلی حاکمیت، هیچگونه راهکار عملی برای برون شد از بحران فعلی ارائه نمی دهد.در عوض، نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی، صریحا از آمادگی کامل نظام برای "پرداخت هزینه" سخن می گوید. این نماینده جریان راست اسلامی، تصریح می کند که چون مردم ایران "صبور" هستند و آمادگی از سر گذراندن هر نوع "سختی" را دارا ، نظام هم تصمیم گرفته است برای دستیابی به چرخه سوخت اتمی، "هزینه" آن را بپردازد. در حالی که چندی پیش گروهی از اسلامگرایان تندرو در برابر سفارت بریتانیا در تهران تجمع اعتراضی ترتیب داده و خواستار اشغال سفارتخانه و اخراج سفیر بریتانیا از ایران بودند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس،اقدامات این گروه را تنها به "خود آنها" مربوط می داند. حاجی بابایی از "توطئه های رژیم صهیونیستی" (اسرائیل) می گوید و زمانی که از او می پرسم سرانجام مذاکره مستقیم با ایالات متحده چه خواهد شد،بار دیگر به "نبود دیوار اعتماد" میان دو کشور و نقش "لابیست های صهیونیستی" در این میان اشاره می کند. زمانی که از ضرورت همراهی نظام اسلامی با روند صلح در خاورمیانه با او می گویم،او ضمن تکرار موارد گذشته اعلام آمادگی نظام را برای به رسمیت شناختن و احترام کامل به آنچه "مردم فلسطین" انتخاب می کنند ابراز می دارد،هر چند او در جریان این پروسه به رسمیت شناختن اسرائیل توسط حکومت دینی ایران را "بسیار بعید" عنوان می کند. این گفتگو در پی از نظرتان می گذرد.
*آقای حاجی بابایی، شما قطعنامه اخیر آژانس انرژی اتمی در رابطه با پرونده هسته ای جمهوری اسلامی را چطور ارزیابی می کنید.منظورم بعد کارشناسانه قضیه هست.
همانطور که خودتان مطلعید در واقع پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران در آزانس مطرح نشد و در یک حرکت تقریبا غیر کارشناسانه،قطعنامه ای صادر شد که خارج از قوانین و مقررات آژانس است.
*از چه نظر خارج از قوانین آژانس هست؟
بندهایی از این قطعنامه،با قوانین آژانس مغایرت دارد.
*گمان می کنید راه مذاکره با اروپا با تحولات فعلی و تعاملی که دولت جدید در قبال پرونده هسته ای با دنیا پیش گرفت، با اطلاعیه اخیر اروپا که خیلی ها آن را یک جور اتمام حجت با جمهوری اسلامی ارزیابی کرده اند،چه چشم اندازی پیدا کرده؟
اولین و آخرین راه ما مذاکره است.مذاکره ای که راهکارهای اعتمادسازی را فراهم کند.ما تمام تلاشمان را برای ادامه مذاکره با کشورهای اروپایی به کار بستیم.اعتمادسازی کردیم و برنامه هایمان را به طور شفاف بیان کردیم.فعالیت هسته ای ما هم یک حرکت بومی است و هیچگونه انحرافی از صلح آمیز بودن آن وجود ندارد.همه بازرسی های آزانس این مساله را نشان می دهند. فشارهای موجود تنها جنبه سیاسی دارد.
*حالا که روند مذاکرات با اروپا ظاهرا متوقف شده
ما همیشه اعلام کردیم که آماده از سر گیری مذاکرات هستیم. مذاکرات را از اول خود اروپایی ها قطع کردند.
*چه تضمینی می دهید برای از سر گیری دوباره مذاکرات؟
ما آماده دادن هر گونه تضمین برای مذاکره هستیم. البته تضمیناتی که با زبان زور نمی توانند ما را به دادن آنها وادار کنند.
*حتی تا آنجا هم حاظر به دادن تضمین لازم هستید که جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را به شکل کامل به تعلیق در آورد و روند دستیابی به چرخه سوخت هسته ای را متوقف کند؟
ببینید حرف ما روشن است.ما همه این مذاکرات را برای چرخه سوخت انجام می دهیم.اروپایی ها هم این مساله را خوب می دانند.کشورهای دیگر عضو "ان.پی.تی" هم موظفند به ما کمک کنند. وقتی آنها می گویند "یو .سی. اف" اصفهان و یا آب سنگین اراک متوقف شود و همه کارهای مربوط به فن آوری و حتی فراوری هم متوقف شوند،این مسائل برای ما قابل قبول نیست.
*به هر حال ظاهرا تا به حال اروپایی ها هم از شروط خود و پیشنهاداتی که به جمهوری اسلامی داده اند کوتاه نیامده اند...
اگر اروپایی ها بخواهند بر شروط خود باقی بمانند،جمهوری اسلامی هم آن شروط را قبول نمی کند و این وضعیت همچنان ادامه پیدا می کند.
*از سخنان شما اینطور برداشت می کنم که گویا کمیسیون امنیت ملی مجلس، اصولا نگرانی خاصی نسبت به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت احساس نمی کند.این درست است؟
ببینید،شورای امنیت تنها یک مترسک است در دست امریکا و اروپا.هیچ دلیل حقوقی و کارشناسی برای ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت وجود ندارد. ما خود را موظف می دانیم از همه راههای دیپلماتیک استفاده کنیم، اگر نخواهند بپذیرند،جمهوری اسلامی، قطعا هزینه دست یابی به جچرخه سوخت را می پردازد. در این صورت ما در رفتار فعلی خود تجدید نظر خواهیم کرد.
*گمان می کنید توده مردم هم آمادگی پرداخت "هزینه" ای که شما از آن می فرمایید را در حال حاظر دارند؟
جمهوری اسلامی به پشتوانه مردم متکی است.مردم ما تحمل سختی و صبر و حوصله را دارند در نهایت اگر پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع داده شود،ممکن است برخی تحریم ها علیه ایران وضع شود. ما بیست و هفت سال است که از جانب امریکا تحریم شده ایم.آنها هم عاقلتر از آن هستند که به چنین کاری دست بزنند. خودشان ضرر می کنند.
*شما به "پشتوانه مردمی" حاکمیت اشاره می کنید،نمود این پشتیبانی ها را در کجا می توان یافت؟
در راهپیمایی ها و حساسیت هایی که امروز در کوچه و بازار نسبت به این مساله وجود دارد.
* یعنی می خواهید بگویید پرونده هسته ای مانند یک "پرونده ملی" مورد توجه مردم قرار گرفته؟
از شهرهای بزرگ تا روستاها این مساله به شکل ملی مطرح شده است.
*برای مردم،امروز نان شب و معیشتشان در درجه نخست اهمیت قرار دارد یا مثلا پرونده هسته ای جمهوری اسلامی؟
مردم دستیابی به فن آوری هسته ای را آینده معیشت خود می دانند.آنها این مساله را در ایجاد رشد و توسعه پایدار موثر می دانند.
*در تحولات اخیر، نقش و حضور بریتانیا را تا چه حد پررنگ می بینید؟
کشور انگلستان در تصویب قطعنامه اخیر نقش کلیدی داشت.رفتارهای غیرمسالمت آمیز امریکا از زمان مشروطیت،ملی کردن صنعت نفت، انقلاب اسلامی و... برای ملت ما مشهود است.
*شما برخی اقدامات مانند تجمع اعتراضی هدایت شده ای که چندی پیش توسط عده ای در برابر سفارت بریتانیا برگزار شد را هم در همین راستا ارزیابی می کنید؟
به هر حال در هر کشوری گروههای مختلفی زندگی می کنند و هر کس به نوعی سخن می گوید.
*در جریان فعل و انفعالات اخیر ما شاهد سفر آقای منوچهر متکی به چین هستیم. گمان می کنید در شرایط فعلی، سفر وزیر امور خارجه ایران به پکن تا چه حد می تواند گره گشا باشد؟
دنیا،دنیای رنگارنگی است.باید از رنگهای مختلف استفاده کرد.چین هم یک کشور استراتژیک است که در شورای امنیت سازمان ملل متحد عضو است.
* در فاصله کوتاهی پس از سفر آقای لاریجانی به هند،رای مثبت این کشور را به قطعنامه علیه جمهوری اسلامی شاهد بودیم.حالا، دیپلماسی جمهوری اسلامی در شرایط فعلی، بار دیگر حساب باز کردن روی کشوری مانند چین است؟
در قواعد سیاسی باید روی همه کس حساب باز کرد و نکرد.نمی شود با حافظه کار کرد!

این مطلب در "شرق" هم منتشر شده. ولی چیز جالبی که هست پایان مطلب هستش. من در موخره نوشتم: "کلارا در سخنرانی مشهور خود آرزو کرد که زنده باشد و آلمان سوسیالیست را به چشم ببیند! آرزویی که پس از مهاجرت کلارا به اتحاد شوروی و خاموشیش در بیست و دوم ژوئیه یک هزار و نهصد و سی و سه میلادی در نزدیکی شهر مسکو، همچنان در دالان آرزوهای بی شماره تحولخواهان جهان روز موعود را انتظار می کشد..." و موخره مطلب منتشره من در شرق به این شکل در اومده:"كلارا در سخنرانى خود آرزو كرد كه زنده باشد و آلمان سوسياليست را به چشم ببيند! آرزويى كه پس از مهاجرت او به اتحاد شوروى و خاموشى اش در بيست و دوم ژوئيه يك هزار و نهصد و سى و سه ميلادى در نزديكى شهر مسكو همچنان در دالان آرزوهاى بى شمار امثال او به بن بست رسيده است."!! واقعا شاهکاره!،عالی!... به یاد آر! چگونه امید در دلت زنده ماند و زمستان صدای دراج های جنگلی را خاموش نکرد...
کلارا زتکین
کلارا آیزنر (زتکین) در پانزدهم ژوئیه یک هزار و هشتصد و پنجاه و هفت میلادی در شهر ویدرو در ساکسونی آلمان بر خشت این جهان افتاد. پدر کلارا،در کار آموزگاری بود و مادر او همچنان در تب و تاب آرمانهای انقلاب فرانسه بام را به شام می رساند. زتکین در میانه تکاپوی رزم در هنگام تحصیل در موسسه تربیت معلم لایپزیک شوق جهان را دیگر کردن فرایش گرفت. گفتارهای ویلهلم لیبکنخت،بنیان گذار حزب سوسیال دمکرات آلمان اثری ژرف بر راه و اندیشه زتکین گذاشت. در یک هزار و هشتصد و هفتاد و هشت میلادی بود که با باوری ژرف به سوسیالیزم در حالی که هنوز پیوستن زنان به یک حزب سیاسی در اروپا عملی بسیار آوانگاردانه بود،او به حزب سوسیال دمکرات آلمان پیوست. دیری طول نکشید که حزب توسط "اتووان بیسمارک"،"صدراعظم آهنین آلمان" غیر قانونی اعلام شد و این کلارا بود که یک دم از فعالیتهای حزبی زیرزمینی بازنایستاد. شور عشق و شور آزادی و عدالت آغشته روح سودایی کلارا بود. در میانه همه این نوسانات بود که کلارا عاشق نجاری از اهالی اتحاد شوروی شد که در لایپزیک اقامت داشت. در تب و تاب مبارزه بود که "اوزیپ زتکین" در یک هزار و هشتصد و هشتاد و دو میلادی به همراه کلارا به فرانسه گریختند. این دو هیچ گاه به طور رسمی عهد زناشویی نبستند چرا که غلیان مبارزه فرصتی را برای این قبیل کارها باقی نمی گذاشت.با این همه،کلارا نام همراه و همرزم زندگیش را بر خود نهاد و حاصل عشقشان دو فرزند پسر بود که در میانه رزم چشم بر جهان گشودند. این مقطع از زندگی آنها توام با فقر و نداری شدید گذشت. در محیطی ناسالم بود که هر دو فرزند آنها به بیماری سل دچار شدند. در یک هزار و هشتصد و هشتاد شش میلادی ،کلارا با دو فرزندش به آلمان بازگشتند و او همچنان به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود با قدرت و حدت بیشتری ادامه داد. آنگونه که "روی ری دل" روایت کرده و در "چیستا" برگردان شده است، کلارا دردمندانه برای توده های زحمتکش سخن می گفته.« او می دانست که کارگران زن مجبور هستند شش روز در هفته و هر روز چهارده ساعت زحمت بکشند و با این وجود در برنامه غذایی شان سهمی جز سیب زمینی و چند تکه نان جو نداشته باشند... او برای مخاطبانی که تعدادشان گاه به چند هزار نفر می رسید،در مورد نقش زنان در صنعت،شرایط وحشتناکی که ان ها مجبور بودند تحمل کنند و احتیاج شدید به سازماندهی طبقه کارگر صحبت می کرد...» زتکین دوست صمیمی فردریک انگلس بود و گفته اند که با نظرات انگلس در کتابهای منشا خانواده و مالکیت خصوصی کاملا موافق بوده است.« به ویژه این جمله را که "ستم زنان ناشی از ظهور مالکیت خصوصی است" تایید می کرد...» در یک هزار و هشتصد و هشتاد و نه،وضعیت جسمانی همرزم و پدر فرزندان کلارا رو به وخامت می گذرد. او بر بالین یار در پاریس حاظر شد. او در این سفر در کنگره بین الملل بنیادی دوم (سوسیالیست) شرکت کرد و حاصل تکاپوی کلارا در این کنگره نیل به حق رای و دستمزد برابر برای کار برابر و تصویب قطعنامه ای مهم در این کنگره بود. بر اساس اصل حقوق برابر،کارگران مرد موظف شدند کارگران زن را هم ردیف خود بدانند و برای دستیابی به دستمزد برابر،بدون تبعیض جنسیتی و ملیتی مبارزه کنند.» از دیگر اقدامات بسیار مهم کلارا باید به پیشنهاد گرامیداشت زنان در "هشت مارس" اشاره کرد. او در 1910 پیشنهاد خود را به پاس تظاهرات وسیع زنان کارگر در 1900 میلادی، رسما مطرح کرد و از این تاریخ به بعد بود که هشت مارس،این میراث جاودانه کلارا زتکین، که "مادر روز جهانی زن" لقب گرفته است، در اقصی نقاط گیتی توسط زنان و مردان تحولخواه گرامی داشته می شود. در میانه سرکوب قیام زحمتکشان آلمان بر علیه سرمایه داری انحصاری موجود "ک.پ.د"،حزب کمونیست آلمان توسط لیبکنخت،لوکزامبورگ و زتکین پایه ریزی شدو زتکین در هیات دبیر امور بین الملل حزب کمونیست تکاپویی دیگر را کلید زد.اما این همه زمان زیادی را میزبان نبود،چرا که درست در پانزدهم ژانویه 1919 ،لیبکنخت و رزا لوکزامبورگ پس از تحمل شکنجه های شدید به طرز فجیعی توسط رژیم ارتجاع،جان باختند» کلارا سوگنامه ای مشهور را به یاد رفقای جانباخته اش به رشته تحریر در آورد... گفته اند که زتکین روابط بسیار صمیمانه ای نیز با رهبر انقلاب اکتبر داشته است و لنین از نظران کلارا به شدت استقبال کرده است. کلارا از 1920 تا 1933 به عنوان نماینده حزب کمونیست در ریچستاک خدمت کرد. آنگونه که روی ری دل در روایت خود آورده در اوت 1932،با وجودی که کلارا نابینا و بیمار بود و حزب نازی او را به مرگ تهدید کرده بود،اجلاس ریچستاک آلمان را افتتاح کرد. او با وجود وضع به شدن بحرانی جسمانیش،بیش از یک ساعت به طور ایستاده سخنرانی تاریخی خود را انجام داد. این شهره ترین زن فمینیست آوانگارد جهان، ضمن اینکه به شدت فاشیزم را به عنوان "درنده خوترین شکل حکومت سرمایه داری انحصاری" محکوم کرد،تصریح می کند که جریانهای ضد فاشیست نباید رنج مضاعف میلیونها زن را که ناشی از نابرابری جنسی است نادیده بگیرند. کلارا در سخنرانی مشهور خود آرزو کرد که زنده باشد و آلمان سوسیالیست را به چشم ببیند! آرزویی که پس از مهاجرت کلارا به اتحاد شوروی و خاموشیش در بیست و دوم ژوئیه یک هزار و نهصد و سی و سه میلادی در نزدیکی شهر مسکو، همچنان در دالان آرزوهای بی شماره تحولخواهان جهان روز موعود را انتظار می کشد...

اینجا می توانید مطلب را در "روز" هم بخوانید.
درج یک آگهی استخدامی از سوی دانشگاه آزاد اسلامی در روزنامه ها کافی بود تا بار دیگر اعتراض شدید آنها که به عنوان "اقلیت های دینی" در ایران شناخته می شوند به شدت برانگیخته شود. موضوع از این قرار بود که در این آگهی شرط پذیرش افراد متقاضی، التزام به "دین مبین اسلام" ذکر شده بود و در واقع با چنین پیش شرطی بخش بزرگی از دین باوران دیگر ایرانی از شرکت در این مارتن برای کسب معاش محروم ماندند. در فاصله کوتاهی از درج این آگهی بود که سیل اعتراضات به سوی مدیران و سیاستگزاران دانشگاه آزاد اسلامی که غالبا از منسوبین علی اکبر هاشمی رفسنجانی هستند روانه شد. نمایندگان اقلیت های دینی در مجلس شورای اسلامی نیز بی کار ننشسته و با تذکری که به هیات رئیسه مجلس در این مورد داده شد،خواهان رسیدگی به نمودهای تبعیضی شدند که بیش از بیست و هفت سال است در شمار یکی از چالش های اساسی جمهوری اسلامی با محافل حقوق بشری جهان قرار دارد.
*"اقلیت دینی"،یعنی توهین*
یوناتن بت کلیا، نماینده آشوریان و کلدانیان در مجلس هفتم در گفتگو با "روز" به "غیره منتظره بودن" انتشار چنین آگهی ااشاره می کند و از کلیه مسولان مربوطه در وزارت علوم ،تحقیقات و فن آوری می خواهد که نسبت به این اقدام دانشگاه آزاد "واکنش لازم" را از خود نشان دهند. او به مواردی از این دست در گذشته اشاره می کند و یادآور می شود که تلاشهای زیادی در خصوص برداشتن این تبعیض ها در سنوات گذشته خصوصا دوره ششم مجلس شورای اسلامی انجام گرفته است. او به لغو قانون دیه نابرابر مسلمانان و آنچه "اقلیتهای دینی" در ایران خوانده می شود اشاره کرده و می گوید « با تلاشهایی که در این زمینه صورت گرفت سرانجام قانون دیه برابر وضع شد.» نماینده آشوریان و کلدانیان ایران در مجلس هفتم تاکید می کند که با واژه "اقلیت دینی" به شدت مخالف است و آن را توهینی به همکیشان خود می داند.وی تصریح می کند که چنین اقداماتی می تواند تاثیر بسیار مخربی بر نیروهای جوان کشور بگذارد و بر موج مهاجرتهای فعلی بیفزاید. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می گوید تلاشهای فراوانی صورت گرفته است تا با حذف واژه "اقلیت دینی" از ادبیات مرسوم و قوانین کشور گام دیگری به سوی برابری حقوق دین باوران مختلف برداشته شود.با این همه، بت کلیا،مساله نقض حقوق اقلیتهای دینی در ایران را نمی پذیرد و آن را تنها خوراک سازمانهای حقوق بشری عنوان می کند.نائب رئیس کمیته تربیت بدنی و جوانان مجلس به کاستی هایی که در زمینه های مختلف برای اقلیتهای دینی در ایران امروز وجود دارد اشاره کرده اما تصریح می کند که آنها آزادتر از بسیاری دیگر از نقاط جهان قادر هستند مراسم و آئین های خاص خود را به جا آورند.
*بر سر جمهوری اسلامی منت داریم*
اما فرامرز پور رستمی،کاندیدای ناکام مجلس که به نمایندگی از زرتشتیان ایران کاندیدای نمایندگی مجلس هفتم شد و به رغم عبور از فیلتر شورای نگهبان اقبال نشستن بر کرسی نمایندگی را نیافت نظر دیگری دارد. او معتقد است آنچه که از سوی محافل حقوق بشری جهان در مورد نقض حقوق اقلیتهای دینی در جمهوری اسلامی گفته می شود بیشتر مربوط است به "به رسمیت نشناختن متدینین بهایی ایرانی" از سوی نظام اسلامی. او می گوید طبق قانون اساسی ایران، با اینکه تعداد بهائیان در ایران کم نیست ،دین بهایت تا به امروز اصلا به رسمیت شناخته نشده و این موضوع همواره مورد اعتراض شدید محافل حقوق بشری جهان قرار داشته است. پوررستمی ضمن مشکوک دانستن اقدام اخیر دانشگاه آزاد اسلامی تصریح می کند «اینکه می گویند جمهوری اسلامی به ما لطف می کند درست نیست. جمهوری اسلامی هیچ منتی بر سر ما ندارد و بر عکس این ما هستیم که جمهوری اسلامی باید سپاسگزارمان باشد. چر اکه حضور زرتشتیان،مسیحیان و کلیمیان در این سالها موجب ایمن شدن جمهوری اسلامی در برابر فشارهای محافل حقوق بشری جهان بوده است.» پوررستمی به برخی بی مهری هایی که نسبت به زرتشیان ایران رفته اشاره می کند و توضیح می دهد که چگونه در زمینه دستیابی به قانون دیه برابر تلاشهای آنها ثمر بخش بوده و چطور برخی مسائل کذب در مورد زرتشتیان ایران که در برخی کتب درسی ذکر شده بود مورد بازنگری قرار گرفته است. این فعال اجتماعی زرتشتی می گوید که زرتشتیان در واقع هویت ایرانیان را بر دوش می کشند. با همه رسوم و آئینهای کهن ایرانی. او از اینکه بسیاری از زیباترین رسوم کهن ایرانی مانند چهارشنبه سوری و سیزده بدر از سوی برخی از مسولین "خرافات" خوانده می شود شدیدا ابراز نارضایی و تعجب می کند. او وضعیت اقلیتهای دینی در دولت جدید را به عملی شدن شعار "مهرورزی به بندگان خدا" که توسط محمود احمدی نژاد مطرح شده وابسته می داند و تصریح می کند« اگر بخواهند در جریان این مهرورزی بندگان خدا را هم طبقه بندی کنند آن وقت وضع طور دیگری می شود.» با این همه،مسله دین باوران به غیر از دین اسلام پس از گذشت چیزی قریب به بیست و هفت سال از استقرار حکومت دینی در ایران همچنان به کلافی سر در گم مانند است.با اینکه بسیاری از حقوق این گروه از مردم در چهارچوب قوانین فعلی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده است و به جز متدینین بهایی بقیه دین باوران دیگر کم و بیش امکان برگزاری کامل آیین های خاص خود را دارند اما به زعم کارشناسان، نابرابری های حقوق اجتماعی و جزایی در قوانین فعلی کشور این گروهها را که همچنان با عنوان "اقلیت دینی"در ادبیات مرسوم کشور از آنها یاد می شود،در مواردی آسیب پذیرتر از دیگر اقشار اجتماعی در ایران امروز کرده است. هم از این روست که نمودار مهاجرت غیر متدینین به دین اسلام در طول همه این سالها همچنان سیر صعودی خود را می پیماید،بی آنکه پاسخی روشن از سوی سیاستگزاران کلان کشور در مورد بن بستهای قانونی،عرفی و اجتماعی این گروه از هموطنان داده شود.

اینجا می توانید مطلب را در "روز" هم بخوانید.
در حالی که نهمین دولت نظام اسلامی می رود تا سومین ماه از عمر خود را پس پشت بگذارد و پرونده هسته ای جمهوری اسلامی نام ایران را بر صدر خروجی خبرگزاری های معتبر جهان نشانده است، صحنه اجتماعی و فرهنگی کشور درست همچون شاخص های پر نوسان بورس تهران در ماههای اخیر در هاله ای از ابهام، بیم و نگرانی به سر می برد. وقتی معاون سردبیر مشهور روزنامه کیهان تهران از سوی محمود احمدی نژاد برای سکانداری عرصه فرهنگ کشور به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد شد، و آن هنگام که نام دو وزیر کلیدی دیگر کابینه نهم،"محسنی اژه ای" و "پورمحمدی" به میان آمد ،بسیاری از فرهنگیان کشور همپای فعالان سیاسی،دانشجویی و کارگری نسبت به روند تحولات جاری اظهار تردید و نگرانی شدید کردند اما با گذشت سه ماه از آغاز به کار دولت جدید،گرچه شتاب مهاجرت از کشور روندی صعودی و بی سابقه بر خود گرفته است و گروه گروه نخبگان ایرانی در حال جلای وطن هستند ولی موج تعقییرات به سوی انقباض بیشتر، هنوز آنگونه که باید، نمودار روشنی به دست نداده است.
*اظهارات شگفت آور
درست روزهایی پیش از اعلام نتایج شگفت آور نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نظام اسلامی بود که اظهارات مهدی کلهر در گفتگو با شبکه تلويزيونی ماهواره ای فارسی زبان مهاجر بار دیگر اسباب شگفتی ناظران سیاسی شد. از مهدی کلهر نقل شد که آقای احمدی نژاد می خواهد نيروی انتظامی به هيچ عنوان به نوع پوشش و نحوه تعامل دخترها و پسرها کار نداشته باشد، خوانندگان و گروههای موسيقی که در خارج از ايران، بويژه لس آنجلس مشغول به کارند و از جمله، خوانندگان زن امکان فعاليت در داخل ايران بيابند و همه مردم آزادانه بتوانند برنامه های شبکه های تلويزيونی ماهواره ای را دريافت کنند. اين همه در حالی از سوی یکی از مدیران سابق وزارت ارشاد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی مطرح می شد که شمار قابل توجهی از هواداران آقای احمدی نژاد در انتظار وضع سياستهای سختگيرانه تری در قبال مسائل فرهنگی و اجتماعی از سوی دولت او بودند و به هیچ روی قادر به بر تافتن اظهاراتی از این قبیل نبودند. اما آرام کردن گروه مذکور و تکذیب اظهارات فرد نزدیک به رئیس جمهور نظام اسلامی به زمان زیادی نیاز نداشت.اظهارات شگفت آور کلهر خیلی زودتر از آنچه تصورش می رفت با حمله شدید رسانه های اسلامگرایان تندروی نظام مواجه شد و متعاقب آن نزدیکان محمود احمدی نژاد، هر نوع قرابت نگاه رئیس جمهور به عرصه فرهنگ و اجتماع با اظهاراتی که از زبان کلهر بیرون آمده بود را به شدت رد کردند و آن حرفها را به حساب نگاه شخصی او گذاشتند.هر چند برای ناظران صحنه، هیچ گاه به درستی مشخص نشد که چرا و به چه علت در چنین مقطعی اظهاراتی از آن دست بر زبان یکی از نزدیکان حلقه رئیس جمهور سوپر محافظه کار نظام اسلامی آمد اما متعاقب این همه، محمد تقی رهبر، نماينده اصفهان در مجلس شورای اسلامی که پیش از این در مورد نحوه پوشش خبرنگاران پارلمانی مطبوعات در فضای مجلس هفتم به شدت هشدار داده بود، يکی از مطالبات مجلس از دولت آينده را برخورد با "بدحجابی" زنان و دختران و کشيده شدن "ديوار عفاف" در جامعه اعلام کرد.
وی که عضو کميسيون فرهنگی مجلس است در جمع خبرنگاران در مجلس گفت: "ما خجالت می کشيم در مملکت اسلامی برخی از زنان و دختران اين گونه رها شده اند، اگر اينها همين نيم وجب دستمالی را که روی سرشان است بردارند، کسی نيست که به آنها حرفی بزند". آقای رهبر، تشکيل خانه شادی، کلاسهای موسيقی و اردوهای مختلط دانشجويان را از مشکلات دانشگاهها عنوان کرده و خواستار آن شد که محمود احمدی نژاد نهادهای فرهنگی را از وجود "عناصر ناسالم" پاک کند.
در مقابل، مهدی کلهر دوباره به صحنه آمد و بسياری از اظهاراتی را که در مورد سختگيری و کاهش آزاديهای فرهنگی و اجتماعی به محمود احمدی نژاد نسبت داده می شد را در حد طنز و لطيفه ارزيابی کرد و گفت که آقای احمدی نژاد خودش به اين حرفها می خندد. با گذشت قریب به سه ماه از این همه، یک عضو دیگر کمیسیون مجلس اسلامی به میدان می آید و تاکید می کند « برخورد بابدحجابي بايد به گونهاي باشد كه هيچ كس جرات نداشته باشد با وضعيتي وارد جامعه شود كه چشمها را به سمت خود خيره كند.»
مرتضي فضلعلي، نماينده توسيركان در گفتوگو با خبرنگار"ايلنا"، اضافه می کند: « در زمينه بحث حجاب كمبود قانوني وجود ندارد كه به تصويب قانوني جديد در اين رابطه نياز داشته باشيم.
وي ادامه می دهد: « بحث حجاب، امري فرهنگي است و نهادهاي فرهنگساز بايد جديتر در اين عرصه فعاليت كنند تا بدحجابي را به حداقل برسانند.»
فضلعلي با تاكيد بر برخورد جديتر ضابطان و مسؤولان نهادهاي متولي برخورد با بدحجابي درجامعه، می گوید:« البته بايد توجه داشت كه كارهاي مقطعي همواره با شكست مواجه ميشود و متاسفانه در جامعه ما نيز همواره برخوردها به صورت افراط و تفريط است، در حاليكه بايد اين روند به صورت مستمر و تعديل شده باشد.»
عضو فراكسيون گروه موسوم به "اصولگرايان" مجلس هفتم بر این باور است که « بدحجابي موجب مزاحمت براي خانوادهها و ناقض امنيت اجتماعي است زيرا حضور زنان و دختران نيمه عريان در سطح جامعه نظم اجتماعي و فرهنگي را بهم ميزند.»
وي بدحجابي را يكي از مصاديق تخلف دانسته و می گوید: « بيحجابي و بد حجابي جرم نيست بلكه تخلف از مقررات عمومي است اگر چه در برخي موارد نيز ميتوان آن را جزو مصاديق جرم محسوب كرد.»
عضو كميسيون اجتماعي می افزاید: « تمام نهادهاي دخيل بايد به صورت هماهنگ در ساماندهي امر حجاب فعاليت كنند و نميتوان انتظار داشت نهادهاي فرهنگي در حق مردم كم كاري كنند و تنها نيروي انتظامي به شدت در برخوردهاي خود بيافزايد.»
وي اضافه می کند:« در صورت وجود تعادل در اجراي وظايف هر يك از نهادهاي متولي حجاب، ميتوان با مواردي كه قصد دهن كجي به اعتبار مردم و جامعه را دارند برخوردي جديتر كرد.»
قابل تامل تر از همه اینکه فضل علي، شيوع بدحجابي در جامعه را حركتي اعتراضي و يا سازمان دهي شده براي مقابله با نظام عنوان کرده است. او می گوید: « البته ماهواره به عنوان يك وسيله ارتباط جمعي مخرب، نقش مهمي در كشاندن جوانان به اين گونه بي بند و باريها دارد.»

.
*آنها که توقیف شدند
هفته هایی پس از پایان یافتن تب انتخاباتی بود که در گرماگرم تحولات سیاسی کشور، توقف ناگهانی تئاتر بهرام بیضایی که با دستمایه قرار دادن موضوع قتل های زنجیره ای دگراندیشان ایرانی و کابوس های بیست و هفت ساله آنان در فضایی اکسپرسیونیستی و بدیع با استقبال بی سابقه مردم در تئاتر شهر تهران روی صحنه رفته بود موج اول نگرانی ها را برانگیخت. بهرام بیضایی در برابر این اتفاق سکوت کرد و در پاسخ به پرسش های مکرر رسانه ها،تنها از دلیل توقف و نه توقیف اثر! خود اظهار بی اطلاعی کرد. متعاقب آن، تعطیلی یکی از کافه- کتابهای مشهور تهران در "نشر چشمه" بر موج نگرانی ها دامن زد. این بار نیز حسن کیائیان،مدیر قدیمی "نشر چشمه" ترجیح داد که لب فرو بندد و بنا بر "مصالح"، تا امروز سخن چندانی در این باره نگوید. این همه در حالی جریان یافت که توقیف پی اس گروتسک "عکس یادگاری" پیش از به صحنه رفتن،قطب الدین صادقی را واداشت که جایزه بهترین کارگردان سال را که به او تعلق گرفته بود با نارضایی عمیق پس دهد،هر چند او همچنان توقیف جدیدترین نمایش خود را به تحولات اخیر چندان ربطی نمی دهد و علت آن را متوجه سوءمدیریت برخی از مدیران بالایی تئاتر ایران در دولت محمد خاتمی عنوان می کند.او اظهار امیدواری می کند که در تحولات اخیر اتفاقی ناخوشایند برای فرهنگیان کشور پیش نیاید. صادقی در گفتگو با "روز" فضای فعلی کشور را گیج کننده ارزیابی می کند و می گوید که باید چند ماه دیگر صبر کرد.« برای اظهار نظر قطعی هنوز زود است.» از سوی دیگر جلوی انتشار فیلمنامه "زن زیادی" واپسین اثر تهمینه میلانی گرفته شد.عدم صدور مجوز برای انتشار فیلمنامه "زن زیادی" در حالی اتفاق می افتد که واپسین کار میلانی تا هفته هایی پیش بر پرده سینماهای کشور بود. اخبار جسته گریخته ای نیز از امکان عدم صدور پروانه ساخت و نمایش برای برخی از فیلم ها و نیز عدم صدور مجوز انتشار و توزیع برای برخی کتب شنیده می شود.برخی از این کتب از تمامی مراحل ممیزی وزارت ارشاد محمد خاتمی گذر کرده اند و با تحولات اخیر،در مرحله توزیع متوقف مانده اند.از آن جمله است کتاب "خیانت به سوسیالیزم" نوشته یکی از اعضای حزب کمونیست امریکا که قدیمی ترین زندانی سیاسی ایران را "ماندلای ایران" خوانده است. این کتاب توسط محمد علی عمویی به فارسی بر گردانده شده است. عمویی می گوید،همه مراحل انتشار این کتاب به پایان رسیده ،اما ناشر پس از ماهها، همچنان در انتظار صدور مجوز اثری است که او مدت زیادی از وقت خود را روی آن گذاشته است.
*تعقییرات پر رنگ نبود
با این همه، سومین ماه از عمر "دولت کریمه اسلامی" در حالی سپری می شود که هنوز اثر چندان پر رنگی از آنچه درباره مسدود شدن جدی فضای سیاسی و به خصوص فضای فرهنگی و اجتماعی کشور گفته می شد به چشم نمی آید. آنگونه که اشاره شد زمزمه هایی مبنی بر جلوگیری از انتشار برخی کتب و برخوردهایی جسته گریخته با برخی از انتشاراتی ها به گوش می رسد اما این همه هنوز سویه تثبیت و همه گیری به خود نگرفته است و می توان گفت روندی بینابینی را طی می کند،حتی اگر برای مثال بخش بزرگی از سینماگران ایران در جشن خانه سینمای امسال به دلیل عدم رعایت کامل "حجاب اسلامی" اصلا به این جشن دعوت نشوند تا اتفاقاتی مشابه آنچه در سال گذشته روی داد دیگر تکرار نشود.حسین صفار هرندی در تعقییرات اداری جدید،با ابقاء معاونت های خود،تنها به تعویض یکی از معاونتها ،معاونت سینمایی،بسنده کرد و تعقییرات گسترده ای آنچنان که پیش از این پیش بینی می شد تا به حال در ساختار این وزارتخانه رخ نداده است. برخی از ناظران سیاسی، آینده پیش رو را به سان صفحه شطرنجی عنوان می کنند که میزان "تهاجم" و "مقاومت" در این بازی پیچیده هنوز آنگونه که باید، قابل پیشبینی نمی نمایاند. آنها بر اراده طیف پیروز انتخابات اخیر که جریانهای تندروی مذهبی جمهوری اسلامی را نمایندگی می کنند تاکید می کنند و اذعان دارند که بدون شک اراده گروه مزبور و حامیانشان بر مسدود کردن هر چه بیشتر فضای فرهنگی،اجتماعی و سیاسی ایران و به کنار راندن بیشتر نیروهای لائیک و سکولار قرار گرفته است . آنها از آینده کشور تصویری چندان روشن را نمودار نمی کنند. با این وجود، همگی این تحلیلگران، میزان "مقاومت مردمی" و نقش ریشه های ترد نهال نوپا و شکننده جامعه مدنی ایران همپا با جنبش کارگری،دانشجویی و فمینیستی را سوی دیگر این بازی پیچیده عنوان می کنند.

*روپوش ها کوتاه تر نشدند،بلندتر هم نه
همه این بحث ها در حالی در واپسین روزهای یکمین ماه پاییز هشتاد و چهار خورشیدی جریان دارد که عملا تعقییر خاصی در رابطه با وضعیت دخالت حکومت در عرصه های زندگی خصوصی مردم تا به حال به وجود نیامده است. به رغم برخی سختگیری های مقطعی در شهر تهران و خصوصا برخی شهرهای بزرگ دیگر مانند اصفهان و مشهد، روپوش ها و روسری ها همچنان شکل و شمایل سابق خود را حفظ کرده اند. کوتاه و آزاد.با این تفاوت که مدلهای تابستانی به آخرین مدلهای پاییزه مزونهای پاریس،لندن و نیویورک تعقییر یافته اند. دیگر عرصه های خصوصی حقوق اجتماعی در ایران نیز دستخوش تعقییرات اساسی نشده است و عملا نبض این جریانات همچنان با همان نوسانات شهره بیست و هفت سال تجربه حکومت دینی در ایران می تپد. یک فعال اجتماعی در این رابطه به "روز" می گوید که گمان نمی کند هر اراده ای هر چند هم که قاهر باشد و مسلط، توان تعقییر در وضع کنونی حوزه های خصوصی زندگی مردم از قبیل محدودیت بیشتر برای انتخاب پوشش،روابط دختر و پسر،استفاده از کانال های ماهواره ای و... را داشته باشد. او می گوید« ممکن است این روپوش ها و شلوارها دیگر کوتاهتر و تنگتر نشوند،لاکهایی که امروز دو رنگه بر ناخنهای بلند و کشیده دست و پای زنان و دختران ایرانی نقش می شوند،چهار رنگ و پنج رنگ نشوند!، شال های روسری مانند از این کوچکتر و رنگی تر بر سر گره نشوند. اما همه این ها کمرنگ تر، بلندتر و بسته تر هم نخواهند شد!..» او بعید می داند که دولت جدید در شرایط فعلی داخلی و جهانی بخواهد و قادر باشد برخورد تندی در این عرصه ها با مردم داشته باشد. با این همه، اظهارات جسته گریخته ای از قبیل اظهارات نماینده کمیسیون اجتماعی مجلس که در فوق آمد و طرح هایی از قببیل رسیدگی به وضعیت پوشش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی و طرح "رسیدگی به سلامت زنان"( مطمئن شدن از وجود پرده بکارت دختران) و برخی دیگر از تحرکات اخیر نیروی انتظامی در برخی شهرها و شهرستانهای کشور بار دیگر بر نگرانی های پیشین دامن زده است.
*"اصولگرا" که یک بعدی نیست
عفت شریعتی،مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتگو با "روز" از تصمیمات جدید کمیسیون فرهنگی برای ساماندهی به وضعیت جاری کشور خبر می دهد. او به لوایحی که از سوی دولت به مجلس احاله شده است اشاره می کند. این نماینده محافظه کار مجلس هفتم "نگاه یک بعدی" به عرصه فرهنگ را از سوی همفکرانش مردود می داند و تاکید می کند،"اصولگرایی" به معنای نگاه یک بعدی نیست و قصد بازیگران جدید صحنه سیاسی ایران نیز تنها وضع قوانینی به نفع زندگی مردم است. او تمام مردم ایران را "اصولگرا "می داند چون که «همه آنها مسلمان هستند»، از او می پرسم اگر همه مردم به هر حال مسلمان هستند به چه دلیل نیروی راست اسلامی واژه "اصولگرا" را برای خود در معادلات سیاسی برگزیده است، او می گوید دغدغه ها و نگرانی های مذهبی آنها شاید از بقیه بیشتر است. « ما معتقدیم اصولگرایی در ابعاد مختلف می تواند کارساز باشد. همه مردم ما اصولگرایند جز آنهایی که خلاف رویه رفتار می کنند.کسانی که به ضروریات دینی توجه نمی کنند قطعا نمی توانند اصولگرا باشند. ما دیواری نداریم.همه می توانند بیایند و اصولگرا شوند.» از مخبر کمیسیون فرهنگی درباره حضور غیر دین باوران در این عرصه می پرسم. او ضمن بی پاسخ گذاشتن اصل پرسش یادآوری می کند« دین باوری تحجر نیست.دین باوری عقب افتادگی نیست.دین باوری عرفانی است که زندگی در پرتو آن عرفان به سلامت طی می شود.برخی فکر می کنند اگر کسی اصولگرا بود،دیگر نوگرا نیست.اگر کسی از مدرنیته صحبت کرد،اصولگرا نیست.خیر. ما تحجر را محکوم می کنیم...»
*خاتمی و مسجد جامعی خوب،مهاجرانی بد
مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم ، بر خلاف برخی از همفکرانش کارنامه فرهنگی دولت محمد خاتمی را چندان قوی محکوم نمی کند و می گوید که هنوز نمی تواند در مورد فرق دو دولت قضاوتی کند. « دولت آقای خاتمی هم به هر حال خدمات بزرگی انجام داد. ما نمی توانیم بگوییم دولت آفای خاتمی ضد فرهنگ بوده،این دولت فرهنگ ساز است.اصلا چنین چیزی نیست.دولت آقای خاتمی هم در کنار سهل انگاری هایی که داشت یک دولت اسلامی بود.» از او درباره تجربه دوران وزارت عطاالله مهاجرانی می پرسم. « ببینید شما خودتان می توانید قاضیتان را هوشیار و بیدار نگاه دارید. در وزارت ارشاد آن سبقه تسامح و تساهلی که آقای مهاجرانی بنا گذاشت،فرهنگ ما را تخریب کرد.خراب کردن آسان است.ما می خواهیم آن را آباد کنیم که کار سختی است. نگرش تسامح و تساهل آقای مهاجرانی تخریب های عمیق خود را به جا گذاشته است.» این نماینده جریان راست اسلامی ضمن حمله شدید به وزیر خبرساز خاتمی که امروز رحل اقامت در لندن افکنده،از "احمدمسجد جامعی" به نیکی یاد می کند و می گوید« آقای مسجد جامعی خیلی سعی کردند تا جایی که می توانند جلوی آن تخریب ها را بگیرند،اما وقتی کار از دست خارج شد،جمع کردنش مشکل می شود!...»
*"خشونت" نمی کنیم،"درمان" می کنیم
مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس ،ابراز امیدواری می کند که وزارت زیر نظر معاون پیشین حسین شریعتمداری،بار دیگر وضعیت فرهنگی کشور را به مسیر صحیح خود باز گرداند. زمانی که درباره مصداق این "تخریب "ها از شریعتی می پرسم او این مصداقها را چنین بازگو می کند «تخریبهای زیادی که در حوزه نشر شد. به کتاب هایی اجازه انتشار داده شد،که مبانی اخلاقی و اسلامی جامعه را هدف قرار داده بودند. نشریاتی منتشر شدند که قانون مطبوعات را رعایت نکردند.فیلم هایی ساخته شد که با اعتقادات مردم و اخلاق مردم بازی کردند.اباحه گری را ترویج کردند...» او ابراز امیدواری می کند که "حسین صفار هرندی" با تدبیر و بسط و گسترش اندیشه های فرهنگی جلوی این "تخریب" ها را بگیرد و وضعیت قبل را جبران کند تا فرهنگ جامعه "فرهنگ قابل قبول" شود. شریعتی،به کار گرفتن هر نوع برخورد تندی برای نیل به آنچه او "فرهنگ قابل قبول" می خواند را رد می کند.او می گوید «اکنون یک "بیماری" در عرصه فرهنگ ایران رخ داده است که باید "طبیبانه" آن بیماری را "درمان" کرد.»و سر آخر، در حالی که کانون نوسیندگان ایران با انتشار اعلامیه ای، صریحا خواستار آزادی بدون قید و شرط دکتر ناصر زرافشان و همه زندانیان عقیدتی سیاسی شده است از مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس،درباره نحوه تعامل وزارت ارشاد دولت جدید و سیاستهایش در قبال کانون نویسندگان می پرسم،« باید بر اساس قوانین با آنها برخورد شود. راهکارهای قانونی وجود دارد که من نمی توانم هم اکنون بگویم نویسندگان این کانون باید چه کاری انجام دهند.» صحنه، در سایه روشنی محو با پرسش هایی بی شماره،همچنان در انتظار پاسخی مناسب تعلیق را میزبان است. عرصه های فرهنگ،سیاست و اجتماع در ایران امروز، سرانجام به کدام سو سر خواهند نهاد؟!


اینجا می توانید مطلب را در "روز" هم بخوانید.
در پیوند با تحولات اخیر در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی و جلسه غیر علنی مجلس شورای اسلامی با علی لاریجانی و تیم مذاکره کننده هسته ای پس از بازگشت از نیویورک،کمال دانشیار رئیس کمیسیون انرژی مجلس در گفتگو با "روز" هر نوع عقب نشینی از مواضع فعلی جمهوری اسلامی در قبال پرونده هسته ای خود را جایز نمی داند.نماینده مردم بندر ماهشهر،امیدیه و هندیجان پیرو تحولات اخیر، ضمن حمله شدید به هند، خواستار تنبیه و قطع رابطه نظام با بریتانیاست.این نماینده مجلس نظام اسلامی می گوید « باید در انگلیس از طرف مردم دولت طرفدار حقوق بشر سر کار بیاید» او رفتار فعلی دولت امریکا را قویا محکوم می کند،هر چند بدون ذکر جزئیات،از هم اکنون پیش بینی می کند که بالاخره یک روز باید پای میز مذاکره با امریکا نشست! این گفتگو در پی از نظرتان می گذرد.
*آقای دانشیار، با همه حرف و حدیثها بالاخره در مدت کوتاهی پس از بازگشت رئیس جمهور از نیویورک، راه ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت گشوده شد.اپتدا یک نمای کلی از آنچه که گذشت را برای ما ترسیم و روشن کنید.
این مساله خیلی روشن است.ما استفاده از انرژی هسته ای را حق طبیعی ملت خود می دانیم.سی سال پیش قراردادی میان ما و اروپایی ها بسته شد برای ساخت نیروگاه هسته ای.متاسفانه پس از سی سال،این کشورها همکاری نکردند و ایران،خود،اقدام به تکمیل چرخه سوخت و غنی سازی اورانیوم کرد. اقدامی که مورد مخالفت امریکایی ها و اروپایی ها قرار گرفت.آنها ایران را متهم کردند که به دنبال بمب اتمی است.جوسازی خود را از طریق رادیوها و تلویزیونها تکرار کردند و خیلی ها هم باور کردند! آژانس بین المللی از پروژه های ما بازدید کرده و در بررسی ها معلوم شد که ایران طبق معاهده "ان.پی.تی" عمل کرده است.
*آژانس، نقاط ابهامی را هم در این رابطه مطرح کرده...
این ها همه تبلیغات منافقین است.دروغ است.امریکا هنوز دارد تبلیغات خود را ادامه می دهد.اصولا امریکا با انقلاب اسلامی ملت ایران مخالف است.هر دفعه دنبال یک بهانه می گردد تا بر علیه ما تبلیغ کند.به قول معروف، امریکا نزده می رقصد.
*گمان نمی کنید می شد کاری کرد که حداقل کمتر برقصد؟
خیر.هیچ راهی وجود نداشت.ما هر کاری انجام می دادیم،آنها کار خود را می کردند.آنها می گویند ما بیش از چهار درصد غنی سازی اورانیوم کرده ایم.در حالی که، دستگاههایی که ما از خارج خریده بودیم آلوده بودند.این مساله معلوم شد. اگر ما الان کوتاه بیاییم آنها بهانه دیگری پیدا می کنند.
*شما به "کوتاه آمدن" اشاره می فرمایید.مایلم بدانم "کوتاه آمدن"ها در زمان دولت آقای خاتمی و احمدی نژاد چه تفاوتهای عمده ای دارد؟
تفاوتی ندارد. آن موقع هم همین طور بود.آن زمان قراردادی بسته شد با کشورهای اروپایی که ما غنی سازی را متوقف کنیم.در آن قرارداد توقف غنی سازی داوطلبانه بود.امریکا گمان می کرد دیگر به هدف خود رسیده است،اما ایران گفت این تعلیق غنی سازی به طور موقت انجام می گیرد. غنی سازی در اواخر دولت آقای خاتمی شروع شد.یکی از حلقه های غنی سازی اورانیوم در دولت ایشان به کار افتاد.
*یعنی ما الان در غنی سازی اورانیوم در چه مرحله ای هستیم؟
در واقع اگر غنی سازی را پنج مرحله در نظر بگیریم.ما اکنون یک مرحله آن را به اجرا در آورده ایم.
*در جریان تصویب قطعنامه اخیر،هند رفتار غیر قابل پیشبینی داشت و با وجود روابط اقتصادی گسترده ای که با ایران دارد ،به قطعنامه علیه جمهوری اسلامی رای مثبت داد.فکر می کنید چرا؟
هند کار بسیار اشتباهی کرد.ایران باید هند را مورد بازخواست قرار دهد.ملت هند هم علیه دولت هند تظاهرات کردند که چرا به نفع امریکا رای داده است.هند خودش صاحب سلاح هسته ای است نباید چنین عملی را انجام می داد.
به هر حال ایالات متحده در نظام جهانی فعلا دست بالا را دارد.جمهوری اسلامی در پرونده هسته ای خود می خواهد با امریکا چه تعاملی داشته باشد؟
ما باید چرخه سوخت داشته باشیم. به قول حضرت امام امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! امریکا غلط می کند بخواهد جلوی ما را بگیرد. ایران به سوخت غیر فسیلی نیاز دارد.
*این سوخت غیر فسیلی،از منابع موجود در دریای مازندران نمی تواند تامین شود؟
در دریای خزر صد سال است که مطالعه صورت گرفته، اصلا هیچ منبعی یافت نشده است.ما نمی توانیم روی این موضوع حساب کنیم. انرژی فسیلی گاز و نفت در تمام دنیا رو به اتمام است.حداکثر در بیست سال آینده دوام می آورد.ما باید قبل از این بیست سال به اندازه کافی نیروگاه هسته ای بسازیم.
*خب همه این برنامه ها مستلزم جلب اعتماد جامعه جهانی است.جمهوری اسلامی چه برنامه مشخصی در این زمینه دارد؟
یکی از برنامه های ما تاسیس رادیو و تلویزیون بین المللی برای جمهوری اسلامی است تا به افکار عمومی جهان بگوید ایران با جنگ و سلاحهای کشتار جمعی مخالف است.ما می خواهیم از طریق مجلس نیم میلیارد بودجه در اختیار صدا و سیما بگذاریم تا کانال بین المللی خود را تاسیس کند.
*الان که جمهوری اسلامی صاحب چندین کانال ماهواره ای هست.
نه.ایران در جنگ تبلیغاتی مظلوم است.از هر خبر امریکا و اسرائیل اگر صد نفر مطلع شوند،از هر خبر ایران یک نفر مطلع می شود. ما باید بودجه ای خوب در اختیار صدا و سیما قرار بدهیم.
*مشخصا در زمینه دیپلماسی چه برنامه ای وجود دارد؟
کار دوم ما بحث دیپلماتیک با دولتهاست.ما دویست کشور در دنیا داریم که سی و پنج تا از آنها عضو "ان.پی.تی" هستند.ما باید به همه آنها ثابت کنیم دنبال بمب اتم نیستیم.
*در پی تحولات اخیر پرونده هسته ای ایران، هفته گذشته، جمعی از همفکران شما تجمع اعتراضی شدیدی در برابر سفارت بریتانیا ترتیب دادند و خواستار تکرار سیزده آبان(تسخیر سفارت بریتانیا!) شدند،که پس از به خشونت کشیده شدن از سوی نیروهای انتظامی وضعیت کنترل شد. شما به عنوان رئیس کمیسیون انرژی مجلس رفتار اخیر لندن را چطور ارزیابی می کنید؟
ما باید انگلستان را به شدت تنبیه کنیم! آنها ظلمهای زیادی به ما کرده اند. ما باید از امریکا و انگلیس به دادگاه لاهه شکایت کنیم.ما باید این دو کشور را شکست بدهیم.
*یعنی احتمال قطع رابطه تهران - لندن هم می تواند محتمل باشد؟
بله.قطعا اگر ما رابطه خود را با انگلیس قطع کنیم خیلی خوب می شود. در مسائل اخیر خوزستان دست انگلیسی ها بود.در مساله انرژی هسته ای،بخشی از همه این تبلیغات علیه ما را انگلیسی ها انجام دادند. انگلیس علیه مسلمانان جهان توطئه می کند.ما باید کاری کنیم که دولت انگلیس توسط مردم انگلیس از صحنه سیاسی حذف شود و دولتی سالم و طرفدار حقوق بشر در آنجا روی کار بیاید.
*آقای دانشیار،نتایج مشخص جلسه ای که با آقای لاریجانی و تیم هسته ای ایران به صورت غیر علنی در مجلس یرگزار شد، بر چه محورهایی است؟
تقریبا به اتفاق تصمیم گرفته شد که باید از این حق ملت تا آخر دفاع شود.ما به هیچ وجه در برابر تضیع حق مردم و جلوگیری از دستیابی به تکنو