تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

 

            
        

 

روز پنج شنبه، بیستم ژوئیه، در نشستی که به دعوت نیکلاوس برنز و الیوت آبرام دو تن از مقامات عالی رتبه دولت بوش، ترتیب یافته بود، گروهی از ایرانیان از پیش دست چین شده شرکت کردند. ترکیب این نشست که از سوی مقامات نیوکان و هوادار دخالت نظامی در ایران ترتیب داده شده، به گونه ای بود تا کسانی با پیشینه قومی آذربایجانی، بلوچ، کرد، عرب و لر در کنارهم قرارگیرند! به گواهی گزارش های چاپ شده، از شمار شرکت کنندگان در این نشست که به رغم هشدار بسیاری از کوشندگان سیاسی، تصمیم به شرکت در این نشست «محرمانه» را گرفتند، از این افراد می توان نام برد: رحیم شهبازی، از نزدیکان آقای مایکل لدن و معاون جامعه آذربایجانی های شمال آمریکا، منصوراحمد الاهوازی، به نمایندگی از سوی «خلق عرب خوزستان»، مهدی جلالی، از مسئولین اتحاد جمهوری خواهان، رویا طلوعی، رئیس کانون حقوق بشر کردستان، علیرضا مروتی، مدیر رایو ایران در لوس انجلس، سام کرمانیان، شهریار مشکاتی، محمد پروین، ماندانا زند کریمی که خویشتن را نماینده «ملت لر» می داند، نصر اصفهانی و رویا برومند. امير عباس فخر آورکه برای شرکت در اين جلسه به کاخ سفيد آمده بود، به دلیل دیر رسیدن، به این نشست راه نیافت. او گویا با آقای مایکل لدن به یکی از کمیسیون ها کنگره آمریکا رفته بود. او در گفتگویی با رادیو فردا از چهارتن دیگر که به این نشست دعوت شده، اما حاضر به شرکت در این نشست نشده بودند، انتقاد کرد و ایشان را به شرکت در این نشست دعوت کرد. آقایان محسن سازگارا، رامین احمدی، افشاری، عطری تعدادی دیگر از دعوت شدگان به این نشست، پس از واکنش گسترده بسیاری از فعالان سیاسی در محکوم ساختن این نشست، از شرکت درآن خودداری کردند. محسن سازگارا در مصاحبه ای با رادیو فردا گفت که چنین گفتگوهایی در شرایطی مانعی ندارد، اما در این نشست شرکت نخواهد کرد. 


 


نام آقای اکبر گنجی و خانم فاطمه حقیقت جو نیز زیرکانه و هدف مند در میان دعوت شدگان به این نشست گنجانده شده بود. زمان این نشست نیز آگاهانه، با حضور اکبرگنجی در واشنگتن و سخنرانی او در دانشگاه جرج تاون، هماهنگ شده بود تا این تصویر الغا گردد که او نیز برای شرکت در این نشست به واشنگتن آمده است! آینده نگر، نسخه ای از دعوت نامه را که برای یکی از شرکت کنندگان ارسال شده در اختیار دارد. تاریخ دعوت به این نشست، یک روز پس از اعلام برنامه سخنرانی اکبر گنجی در واشنگتن است!  اکبرگنجی و فاطمه حقیقت جو ضمن تاکید مکرر بر مخالفت با چنین نشست هایی، به این دلیل که «دعوتی دریافت نکرده اند تا رسما و بار دیگر موضع خویش را در مخالفت با این گونه نشست ها اعلام نمایند،» ضرورتی به انتشار مجدد موضع خویش نیافتند.


 


ناگفته پیداست که این برنامه ریزی ایجاد اپوزیسیون دست چین و تابع نیوکان ها، بخشی از یک برنامه گسترده تراست.  چند ساعتی پیش از آغاز نشست، آقای مایکل لدن در یکی از سو کمیسیون های امنیت ملی سنای آمریکا حضور یافت و نظر خویش را درباره تحریم اقتصادی، حمله نظامی و تدارک «انقلاب» به یاری یک «اپوزیسیون دوست دار ایالات متحده» به روشنی بیان داشت (گزارش کامل) امیرعباس فخرآورهم در کنار او در این سو کمیسیون بود!


 


در انتظار گزارش های آتی ما باشید.

 

 منبع:آینده نگری

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

 

 

 آتش نزاع در خاورميانه هر روز به آستانه غير قابل پيشبيني نزديك مي شود. روند حركت و برنامه هاي كلان اسرائيل و ايالات متحده در اين بازي به كدام سوست؟ آيا اين بحران در شرايط فعلي دامن جمهوري اسلامي را نيز خواهد گرفت؟ دكتر داوود هرميداس باوند، تحليلگر مسائل سياسي و بين الملي و استاد دانشگاه در تهران در گفتگو با "روز" از سناريوي حساب شده ايالات متحده ، ورود مستقيم قريب الوقوع آن به بحران با "تله اي" كه حزب الله در دام آن افتاده است مي گويد. او ضمن بيان اين نكته كه اسرائيل در صدد فلج كردن يا از كار انداختن اهرم هاي مقابله گروه شبه نظامي حزب الله لبنان و كليه اهرم هاي ديگر عليه خود در مرزهايش است، پيگيري برنامه هاي تا به حال "زمين گير" شده كاخ سفيد توسط استراتژي سخت افزاري يا همان استراتژي حمله نظامي را كه پيش از اين با پلاتفرم "دموكراتيزيشن" و.. مطرح بود از جمله اهداف اصلي امريكا در منطقه عنوان مي كند. باوند پيش بيني مي كند كه اگر دامنه اين نزاع به سوريه كشيده شده،امريكا وارد عمل شده و بحران گستردگي بيشتري بيابد قطعا هدف بعدي حكومت روحانيون در تهران است. او در چنين حالتي وقوع "عمليات نظامي راه دور" را محتمل دانسته و تصريح مي كند كه در چنين صورتي بسياري از مراكز استراتژيك و اقتصادي كشور آماج حملات نظامي قرار خواهند گرفت كه در اين راستا طرح Regim change (تعقيير رژيم) ايالات متحده نيز بخت بلندي براي عملي شدن پيدا خواهد كرد.

*پيشبرد برنامه كلان امريكا

*آقاي دكتر، بالا گرفتن آتش منازعات اخير در خاورميانه را با چه مختصاتي مي بينيد؟

به نظر من تصادفا دو هدف در اينجا مطرح مي شود. زماني برنامه اي بود با اتكا به امكانات سخت افزاري براي دموكراتيزيشن و... كه اين برنامه با مشكلاتي رو به رو شد. يعني با زمين گير شدن امريكا در عراق و افغانستان و مخالفت افكار عمومي امريكا و جهان اين برنامه پيش نرفت. در آن شرايط استفاده سخت افزاري براي اهداف سياسي غير ممكن شد. ولي الان از زاويه ديگري حركت را شروع كرده اند كه شايد به همان نتيجه برسد ولي مباني استدلالي و انگيزه آن متفاوت است.

*به هر حال آنطور كه همه شواهد تاكنون نشان مي دهند ربودن سرباز اسرائيلي توسط حماس و گروگانگيزي حزب الله تنها آغاز يك سناريوي دقيق است براي منطقه...

بله،خيلي مشخص است كه حوادث اخير تنها به خاطر دو گروگان اسرائيلي در دست حزب الله نيست.

*برنامه چه هست آقاي دكتر؟

برنامه اين است كه حزب الله را در لبنان فلج كنند يا از كار بيندازند. اگر آتش اين نزاع به سوريه گسترش يابد قطعا در سوريه متوقف نخواهد شد. به استناد اينكه دولت هايي حامي سوريه هستند دامنه درگيري گسترش مي يابد. در اين مرحله امريكا هم وارد خواهد شد. بنابراين برنامه اي كه امريكا داشت بر اساس اقدامات نظامي كه در مرحله قبلي غير ممكن شده بود با وضعيت جديد از زاويه ديگر و بر مبنايي ديگر عملي خواهد شد.

*خب به هر حال استراتژي كلان اسرائيل در اين بازي چه هست؟

استراتژي اسرائيل در درجه اول اين است كه همه اهرم هاي مخالفت در جوار خود را نابود كند. يعني پس از حمله مشترك عليه برخي كشورها،آنها توانايي ابراز عكس العمل در برابر اسرائيل را نداشته باشند. هر آنچه اهرم اجرايي عليه اسرائيل در مرز وجود دارد بايد از بين برود و كشور اسرائيل مصون بماند از پيامد اين بحران گسترده كه به صورت سخت افزاري است. يعني اقدام نظامي است.

*به اين ترتيب اگر امريكا همانطور كه شما مي فرماييد به زودي وارد بازي شود، به هر حال وضعيت نابسامان نيروهايش در افغانستان و عراق هم مطرح است. نه؟

بله،حالا اينكه شايد امريكا در افغانستان و عراق دچار مشكلاتي شود براي اسرائيل مطرح نيست. هدف اين است كه با اين اقدامات گسترده اي كه در منطقه صورت مي گيرد ابزارها و اهرم هاي مورد استفاده عليه اسرائيل از بين برود.

*جنگ منطقه اي

*شما وقوع يك "جنگ منطقه اي" را با ادامه روند فعلي محتمل مي دانيد؟

حالا "جنگ منطقه اي" هم تقريبا اقدام يك طرفه خواهد بود. يعني آنها كه در مظان قرار مي گيرند،به خصوص بخسي از سوريه كه به شكل نظامي است و بخش ديگر حملات راه دور است كه از پيشرفته ترين سلاح هاي موجود استفاده مي شود براي نابود كردن مراكز استراتژيك و اقتصادي و هسته اي و... يعني آن ارزش هايي كه قبلا اعلام شده بود،دموكراتيزيشن و... كه زمين گير شده بود الان تحت مبنايي ديگر و با زاويه اي ديگر عملي مي شود بدون اينكه افكار عمومي امريكا عكس العمل منفي نشان مي دهند.

*خب پس به اين ترتيب امريكا قصد ورود قريب الوقوع به بازي را دارد براي پيگيري همان طرح كلان خودش. درست است؟

به شكل ديگري.يعني وقتي در آن تاريخ با استفاده از ابزارهاي قبل براي نيل به هدفش ناكام شد و شرايط بين المللي و افكار عمومي امريكا و جهان هم اجازه ادامه آن سياست ها را نمي دهد بنابراين از طريق ايجاد يك بحران كه ظاهرا اسرائيل و همسايگانش است برنامه خود را پي مي گيرد. امريكا در مورد كشورهاي منطقه كه قبلا آنها را مد نظر داشته احتمالا به شكل ديگر از استراتژي سخت افزاري [حمله نظامي] استفاده خواهد كرد. اين مساله بسته به اين است كه تا چه حد برنامه حمله به سوريه عملي شود. اگر حمله به سوريه عملي شود بدون ترديد بلافاصله بعد از آن ديگر كشورهاي مورد نظر در منطقه هم مورد تهاجم نظامي قرار خواهند گرفت.

*حزب الله در تله

*در اين ميان آنطور كه بسياري از ناظران متفق القولند دمشق و بيش از آن تهران در حمايت هاي مالي و معنوي از حزب الله نقش اصلي را به عهده دارند، از استفاده سلاح هاي ساخت ايران توسط حزب الله گفته مي شود و... اين مسائل چقدر مي تواند در معادلات نقش بازي كند؟

ببينيد اين مسائل بهانه است. الان اصلا حزب الله مطرح نيست. برنامه به طور گسترده اي مد نظر قرار دارد. فراتر از منطقه بقاء و حزب الله. اگر اين برنامه همانطور كه نخست وزير اسرائيل گفت ما مي خواهيم بحران را در منطقه ريشه كن كنيم دقيقا حاكي از اين است كه اين برنامه محدود نخواهد بود و هر چقدر هم كه سوريه دست به عصا راه مي روئ و آچمز است ولي نهايتا بهانه حمايت از حزب الله و ارتباط با حزب الله مطرح خواهد شد و بنابراين بحران به سوريه كشيده مي شود. به محضي كه به سوريه كشيده شود گريزناپذير به سوي برخي از كشورهاي منطقه كشيده مي شود.

*به شكل مشخص چقدر اين تهديد متوجه جمهوري اسلامي است؟

من گفتم اگر به سوريه كشيده شود به جمهوري اسلامي تسري پيدا مي كند.

*حالا با توجه به آنچه تاكنون شاهد آن بوده ايم،اين ظن بسيار تقويت مي شود كه حزب الله در بازي بسيار حساب شده اي با طرف مقابل خود وارد شده براي اهداف بسيار كلان تري كه توسط نئو كان ها در ايالات متحده از مدت ها پيش بعد از سپتامبر يازده پيگيري شده است...

ببينيد ممكن است در يك دام افتاده باشند. تله اي ايجاد مي كنند و برنامه را پبش مي برند. آنهايي كه اين برنامه را اينجينير كردند تقريبا يك تله اي را ايجاد كردند و پس از آن بر اساس بهره برداري مبالغه آميز از آن در استراتژي بلند مدت خود را پيگيري خواهند كرد.

*با توجه به موضع مشهور جمهوري اسلامي در قبال مساله صلح و اصلا زير سوال بردن موجوديت اسرائيل و اخيرا اظهارات رئيس جمهور اسلامي مبني بر حذف اسرائيل از روي نقشه جهان،انكار هولوكاست و... شما گمان مي كنيد اين مسائل چقدر مي تواند تاثيرات نسبي در نوع تعامل احتمالي اين كشور و امريكا با ايران داشته باشد؟

ببينيد مساله از تئوري و اين حرف ها گذشته است. اصلا بحث هولوكاست و اين مسائل در حال حاظر مطرح نيست. اينها بر اين باورند كه جمهوري اسلامي خطري بالقوه براي آنهاست و سعي مي كنند از هر فرصتي استفاده همه جانبه اي كنند. وقتي كه اتمام پيامدهاي حمله به مردم غير نظامي و بي گناه و.. را به جان خريده اند ديگر سعي مي كنند در طيف گسترده اي برنامه خود را دنبال كنند. اين بحران،بعد از سوريه، اگر حمله نظامي به اين كشور صورت گيرد، قطعا به ايران تسري مي يابد.

*ايران بعد از سوريه

*خب اگر چنين اتفاقي بيفتد در سوريه،گام بعدي حمله نظامي به ايران است؟

خب مي خواهند طرفين را فلج كنند.

*يعني حمله نظامي به ايران؟

نيروي نظامي وارد خاك ايران نمي كنند. با استفاده از پيشرفته ترين سلاح هاي تهاجمي تقريبا تمام مراكز استراتژيك و اقتصادي را خواهند زد. يعني يك حمله راه دور است. وارد عملياتي به آن شكل نمي شوند.

*با عملي شدن اين حمله احتمالي به ايران طرح Regim change كه از مدت ها پيش روي ميز پرزيدنت بوش و بخشي از نئوكان ها بود در دستور كار قرار مي گيرد؟

بله ديگر. از آن طريق نشد. با ناكامي روبه رو شدند. البته پشت آن راه هم استراتژي سخت افزاري بود. اما امروز ديگر آن زمينه ها و ارزش ها مطرح نيست. ظاهرا مساله سكيوريتي مطرح است و مبارزه با حاميان تروريسم و... و همان برنامه قبلي عملي مي شود. احتمالا سوريه دست خوش تعقييراتي مي شود و ديگران هم بستگي به درجه ضرباتي است كه وارد خواهد آمد. اينكه آيا طرح Regim change هم انجام خواهد شد مي توان گفت چنين قصدي وجود دارد اما ديگر بستگي به روندي دارد كه شكل مي گيرد.

*به هر حال بسياري از تحليلگران پيشبيني مي كنند كه پرزيدنت بوش تا پايان دوران زمام داري اش قطعا وضع جمهوري اسلامي را مشخص مي كند...

بله،به نظر مي رسد اينگونه است. اين اقدامات همانطور كه اشاره كردم تنها مساله دو تا اسير و اين حرفها نيست. همه اين حوادث تله اي بود كه ايجاد شد. به خصوص عكس العمل امريكايي ها در اين مورد كه از اقدام اسرائيل با عنوان "دفاع از خود" حمايت كرده اند تنها آماده سازي ورود خودشان به بحران و پيشبرد برنامه هاي مورد نظرشان است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

        

 

 

در حالي كه چيزي بيش از دو هفته از طرح بحث گم شدن سيصد ميليارد تومان از پول شهرداري تهران در زمان احمدي نژاد  توسط رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران مي گذرد،واكنش ها در اين رابطه متفاوت بوده است. دكتر نادر شريعتمداري،رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران، در گفتگو با "روز" ضمن توضيح واژه "فاقد" تصريح مي كند كه بر خلاف برخي "دوستان" كه شايد "منافعي" داشته و در اين مورد "كاسه داغتر از آش" شده اند اين موضوع را "بحث حاشيه اي" نمي داند. شريعتمداري، با ذكر اين نكته كه «زمان اينكه مديريت هاي ما متكي بر يك فرد باشد و اشخاص خاصي بخواهند همه مسائل كشور،شهر يا حوزه خاصي را هدايت كنند ديگر گذشته است.» روي پيگيري مساله تاكيد كرده و اظهار اميدوراي مي كند كه از اين بعد شاهد وجود چنين نقصان هايي در سيستم هاي مالي كشور نباشيم.

 

  

 

*آقاي شريعتمداري،شما در نطق مشهور دو هفته گذشته تان صحن عمومي شوراي شهر به فاقد سند بودن سيصد ميليارد تومان پول در ميان اسناد موجود اشاره كرديد...

من كي همچين حرفي زدم؟

*گمان مي كنم حدود دو هفته پيش.

من متاسفم.

*از چي؟

از اينكه دوستان روزنامه نگار ما اصلا از مسائل اوليه مالي و اينها بي اطلاعند.

*جدي؟

بله،يك چيزي فقط شنيده اند.يك سند براي سيصد ميليارد تومان پول كه مفقد شده است. من كي همچين حرفي زدم!

*گفتم كه نزديك دو هفته پيش.خب تا حالا حرف و حديث زياد بوده من مي خواهم حالا از زبان خودتان بشنويم

ببينيد اين يك بحث فني است.

*اشكال ندارد. بفرماييد.

ما در عمليات مالي خود برخي از هزينه هايي كه متناسب با برنامه و بر اساس اعتبارات پيشبيني شده انجام نمي شود را "اسناد فاقد" مي ناميم. اين مساله هميشه در شهرداري وجود داشته با نوسانات مختلف.

*چرا هميشه وجود داشته؟

اين مساله ناشي از تصميمات فردي مديريت هاست. وقتي كه مديريت ها بر اساس برنامه و بودجه ساليانه هزينه نمي كنند و خارج از آن چهارچوب عمل مي كنند ما مي گوييم "فاقد". من در آن نطق كه شما اشاره كرديد گفتم كه ما مي خواهيم سيستم مالي شهرداري را از نظام مالي نقدي تعقيير دهيم كه يك همچين مواردي كمتر اتفاق بيفتد. اين خلاصه داستان است.

*ببينيد دكتر،من با آقاي و.اعظي آشتياني و ديگر همكاران شما هم كه در مورد اين مساله حرف زدم آنها معتقدند شما و دوستانتان بي گاه و با گاه در بحث هاي مختلف شورا مرتب حرف سيصد ميليارد تومان را "به ميان مي كشيد.". اظهار عدم اطلاع مي كنند از انگيزه هاي شما براي طرح اين موضوع...

من كه پاسخ دوستان را نخواهم داد. دوستان مختارند نظر خود را بگويند. من تشخيص دادم در موضوع كاملا كارشناسي بحث مربوط به تعقيير نظام مالي اشكالاتي وجود دارد و از اين اشكالات صحبت كردم. الان هم روي صحبت هاي خود تاكيد مي كنم.

*بحث اين سيصد ميليارد تومان به هر حال در دوران تصدي شهرداري آقاي احمدي نژاد بوده كه...

ببينيد، من ريشه اين قضيه "فاقد" را به شما گفتم. توقع دارم كه شما هم يك مقدار وارد قضايا بشويم. فقط يك چيزي نگيريد كه بعدا از توي آن يك صدايي در بيايد. اين يك بحث كارشناسي هست. من بيشتر از اينكه آقاي احمدي نژاد را نقد كنم خودمان را نقد مي كنم. من گفتم در زمان مديريت ما هم اتفاق افتاده. در سال 82 و 83 هم وجود داشته و الان هم هست. ما بايد به نوعي به سمت شفاف سازي مالي حركت كنيم . سعي كنيم مديريت بر مبناي برنامه را جايگزين مديريت هاي فردي بكنيم.

*خب،واقعيت اين هست كه آقاي احمدي نژاد در زمان انتخابات هم از سمت خودشان در شهرداري تهران استعفا ندادند. به خاطر داريد كه؟ با وجودي كه وزارت كشور و نمايندگان مجلس در اين مورد نظر كاملا متفاوتي داشتند اما ايشان كار خود را كردند. بسياري از نماينده هاي شوراي شهر هم با وجود تصدي پستي در دولت باز هم راضي به ترك سنگر شورا  نشدند. خب اينها همه براي ناظران يك شائبه هايي بوجود مي آورد. يك مقدار بيشتر بفرماييد.

خب اين شائبه ها در جاي خود وجود دارند. ربطي به اين موضوع ندارد. آقاي احمدي نژاد در زمان مديريت خودشان هيچ الزام قانوني براي استعفا نداشتند و مشكلي از آن جهت وجود نداشت اينكه حالا برخي از اعضاي شورا بر خلاف قانون مصوب همچنان به همكاري خودشان با دولت ادامه مي دهند،يك بحث ديگر است كه به هر حال نهادهاي قانوني بايد پاسخگو باشند. ولي آقاي دكتر احمدي نژاد در زمان انتخابات رياست جمهوري الزام قانوني براي استعفا نداشتند.

*اگر به خاطر داشته باشيد در زمان آقاي كرباسچي در شهرداري تهران هم مساله وامي به مبلغ بيست ميليون تومان مطرح بود كه قوه قضاييه به شدت پيگير موضوع شد و با مساله برخورد كرد حالا سر اين يك فقره سيصد ميليارد توماني كه حالا "فاقد سند" هست و همانطور كه اشاره كرديد "فاقد" معناي مشخصي دارد،شما چه فكر مي كنيد؟

من نگفتم فاقد سند است. من گفتم اين فاقدي كه مطرح مي شود به اين معناست كه عمليات مالي در خارج از مسير قانوني صورت گرفته است.

*بله،چون همكار شما در هيات رئيسه شورا هم اشاره كرد كه اگر شما مي گوييد "فاقد سند است" پس از كجا ميزان مبلغ را مطرح مي كنيد و... به آن شكل مشخص است...

 اين يعني عملياتي مالي خارج از مسير قانوني صورت گرفته است. مكن است سند وجود داشته باشد اما خارج از تصميم مصوب هزينه شده است!

*چقدر خارج؟

وقتي بودجه ساليانه به يك سيستم ابلاغ مي شود يعني نحوه درآمد و هزينه آن مجموعه را ترسيم مي كند. درست است؟

*بله

وقتي ما مي آييم مي گوييم اين خيابان كذا را شما مي توانيد تعريض كنيد اما اجازه نداريد كه خيابان بغلي آن را تعريض كنيد،اگر شما درآمدي داشتيد و رفتيد اين خيابان را بدون دريافت مجوزهاي لازم تعريض كرديد اين حركت غير قانوني است. اگر چه اين پول در يك پروژه اي هزينه شده باشد. ما به دنبال مديريت بر مبناي مصوبات قانوني و هزينه كردن در چهارچوب برنامه است.

*خب شما وقتي مي فرماييد غير قانوني بوده ذهن به جاهاي ديگري مي رود كه...

نه،من گفتم خارج از مجراهاي قانوني بوده.

*خب حالا يك شايعه اي هم مطرح شده از خود شما مي پرسيم كه اين مبلغ سيصد ميليارد تومان به نحوي خرج تبليغات انتخاباتي آقاي احمدي نژاد و مسائلي از اين قبيل شده است... چه فكر مي كنيد؟

اين بحث،اصلا يك بحث مستقلي است. من اصلا به دنبال آن قضايا نيستم. حالا بالاخره اگر كسي اطلاعات دقيقي در اين مورد دارد مي توان اين اطلاعات را در جاي خودش بررسي كرد. آنچه كه ما مطرح كرديم يك مساله عام،حقوقي و مديريتي است. بحث اين جزئيات كه حالا اين مبلغ در جريان تبليغات انتخاباتي آقاي احمدي نژاد هزينه شده و نشده اگر كسي اطلاعات دقيقي دارد مي تواند بيايد تا ما رسيدگي كنيم.

*ما شنيديم كه بعد از اين اظهارات شما در صحن علني شورا يك فضاي نامناسبي عليه برخي به اصطلاح منتقدين دولت در مجلس و شورا بوجود آمد و حتي گفتند تهديداتي هم صورت گرفت...

تهديد عليه كي؟

*افرادي كه حواشي اظهارات شما را دنبال كردند يا اصلا خود شما. چقدر اين مسائل را مستند مي دانيد؟

خيلي بد است اگر چنين مسائلي مطرح باشد! من نظاممان را خيلي بازتر و به قول معروف با استقرار بالاتري مي دانيم كه اگر يك اشكالا حقوقي جايي مطرح شود ما بلافاصله با تهديد و ارعاب او را از ميدان به در ببريم. اين مساله خلاف رويه خود دولت است. ما از موضع قانوني در جلسه شورا، به عنوان نماينده مرم صحبت كرده ايم. پاي حرف خود هم ايستاده ايم. اينجا بحث فرد مطرح نيست. بحث اين است كه يك سيستم بايد اصلاح شود. تا زماني كه ما سيستم خود را اصلاح نكنيم اين اشكالات حتما ادامه پيدا خواهد كرد.

*حالا،باز هم تصميم داريد قضيه سيصد ميليارد تومان را پيگيري كنيد؟

ما حتما اين مساله را پيگيري مي كنيم. متاسفانه گاهي اوقات اين اطرافيان كه بالاخره تحملشان كمتر است و احيانا نگران برخي از مسوليت هاي خودشان و مشكلاتي كه ممكن است برايشان بوجود بيايد هستند كاسه داغتر از آش مي شوند.

*يعني "احيانا" صاحب منافع كلاني هستند؟

به هر حال حتما اين عكس العملي كه برخي از دوستان نشان داده اند ناشي از اين مساله است. اما من تاكنون چنين تهديدي را احساس نكردم.

*يك عضو هيات رئيسه،از "بحث حاشيه اي سيصد ميليارد توماني" سخن مي گويد.به عنوان رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا به ما بگوييد واقعا اينطور است؟

آنچه كه من اظهار كردم اصلا "حاشيه اي" نيست. بلكه خيلي روشن است. بحث،بحث حقوقي است. بحثي كه هميشه وجود داشته است. اگر ما بخواهيم به هر مساله اي بگوييم "حاشيه اي" و بگوييم پشت آن يك چيزي است هيچ گاه سيستم ما به سوي اصلاح نخواهد رفت. ما انتظار داريم كه مديريت هاي ما در سطوح مختلف كارآمادي خود را در قانونمندي و حركت بر مدار قانون پيدا كنند. زمان اينكه مديريت هاي ما متكي بر يك فرد باشد و اشخاص خاصي بخواهند همه مسائل كشور،شهر يا حوزه خاصي را هدايت كنند ديگر گذشته است. من انتظار دارم كه با تقويت بدنه كارشناسي و تصميم گيري هاي اصولي كه انجام مي دهيم. راه را بر بروز مشكلات اينچنيني ببنديم و كاري كنيم كه فعاليت هاي ما آنقدر شفاف و قابل كنترل باشد كه در هر زماني بتوانيم پاسخگوي كاري كه انجام داده ايم باشيم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

 

همزمان با برگزاری اجلاس G8 (گروه هشت) مركب از هشت كشور صنعتي جهان،دبيركل سازمان ملل متحد،رئيس سازمان انرژي اتمي و تني چند از ديگر مقامات بلندپايه كشورهاي مختلف در لنينگراد روسيه،دكتر پرويز ورجاوند،كارشناس مسائل ايران و بين الملل در گفتگو با "روز" نزديكي بسيار بيشتر مواضع روسيه و چين به ايالات متحده  در اين اجلاس را منجر به اتخاذ تصميماتي به مراتب تندتر عليه پرونده هسته اي جمهوري اسلامي عنوان كرده و تصريح مي كند با توجه به شرايط بحراني خاورميانه و موضع گيري هاي تهران در زمينه ديپلماسي خارجي و مسائل داخلي، تصميمات مقتضي در اين اجلاس از سوي جامعه ملل مي تواند ايران را در "مسير خطرناكي" قرار داده و خطرات بالقوه اي را متوجه منافع ملي ايران كند.

* ناظران، مساله ايران و پرونده هسته اي جمهوري اسلامي را يكي از مباحث اصلي  اجلاس گروه هشت عنوان مي كنند. به گمان شما سير تصميم گيري در اين رابطه به چه سمت و سويي خواهد بود؟

 احتمالا در اين اجلاس، چين و روسيه به امريكا و اروپا نزديكتر خواهند شد. گويا امريكايي ها قرار است كمك هاي قابل ملاحظه اي را در اختيار روس ها قرار دهند. حاصل جمع تصميم گيري ها در گروه هشت علاوه بر آنكه به نفع جمهوري اسلامي نخواهد بود بلكه به يك هماهنگي ديگري از سوي جامعه ملل عليه جمهوري اسلامي خواهد انجاميد. اين مساله شرايط ايران را در مسير نامساعدتري قرار مي دهد.

*با بحث دوباره پرونده هسته اي جمهوري اسلامي در شوراي امنيت،گام بعدي جامعه ملل در اين ارتباط چه مي تواند باشد؟

ببينيد با توجه به سياست جمهوري اسلامي در قبال صلح خاورميانه و شرايط آشفته اي كه در هفته گذشته بوجود آمده هم اكنون به ميزان افزونتري نسبت به گذشته انگشت اتهام دنياي غرب به سوي جمهوري اسلامي است. اين اتهام ها چه بخشي از آنها جوسازي باشد و بخش ديگر واقعيت اما آنچه مسلم است اين است كه مجموعه شرايط موجود ايران را در موقعيت بسيار خطرناكي قرار داده كه با توجه به عملكرد حاكميت و سخنان نابجاي مقامات به اصطلاح مسئول كشور جوي به شدت منفي را عليه ايران در سراسر جهان بر انگيخته است. مجموعه مسائل حكايت از اين دارد كه اگر در اين نشست آقايان به تفاهم با روسيه دسترسي پيدا كنند كه شواهد نشان مي دهد امري دور از انتظار نيست ايران در وضعيت نامساعدتري در شوراي امنيت قرار خواد گرفت.

*يعني مي توان انتظار داشت كه اين "وضعيت خطرناك" در قطعنامه آتي اين شورا مشخص شود؟ چون در مورد قطعنامه قبلي هم از اين مسائل مطرح بود.

بله،قطعنامه آتي به شدت تندتر از قطعنامه قبلي خواهد بود و با صراحت هر چه بيشتر احتمالا با تعين يك التيماتوم ايران را موظف به توقف كامل غني سازي خواهد كرد. به دنبال آن چالش هاي گسترده اي بوجود مي آيد.

*اخيرا آقاي دوست پلازي،وزير خارجه فرانسه هم از اجراي بند 7 منشور شوراي امنيت سخن گفته اند...

بله، اين مساله با توجه به اظهارات ايشان مي تواند تگناهاي بسيار شديدتري را به ايران تحميل كند.

*شما به بحران اخير خاورميانه و شعله ور شدن دوباره آتش جنگ در اين منطقه اشاره كرديد،با توجه به اينكه  هم اكنون به طور جدي انگشت اتهام متوجه جمهوري اسلامي و رژيم سوريه است، فكر مي كنيد چقدر آتش منازعات مي تواند دامن حكومت روحانيون در تهران  و پرونده هسته اي را بگيرد؟

اين مساله بسيار روشن است. سالهاي سال است كه به هر اعتباري كه بگيرير غرب و بويژه امريكا به دنبال پايان دادن به نزاع فلسطين و اسرائيل است. گام هايي در اين زمينه برداشته شده و هميشه انمگشت اتهام در زمينه اخلال در مساله صلح متوجه رژيم تهران و دمشق بوده است. گفته اند كه اين دو حكومت با ياري رساني هاي خود به گروههايي مانند حماس،جهاد اسلامي و حزب الله لبنان و... تمايلي به سر گرفتن روند صلح ندارند. اين در حالي است كه كشورهاي عربي به شدت تمايل دارند هر چه سريعتر فضاي پرتنشي كه ساليان دراز است بر منطقه حاكم است پايان بپذيرد.

*حالا اتهام دخالت جمهوري اسلامي در بالا گرفتن آتش منازعات در منطقه چقدر مي تواند به اتخاذ تصميمات تندي عليه كشور ما در جلساتي مانند G8 منجر شود؟

اين مساله مي تواند ايران را در مسير تصميم گيري هايي قرار دهد كه با منافع ملي ايران ناهمخوان است. ما بايد به خاطر داشته باشيم كه پيش از آنكه بخواهيم در جهت خلاف تصميمات قدرت هاي جهاني عمل كنيم بايد خود را در موقعيت مناسبي قرار بدهيم،دنيا را با خودمان رودر رو نكنيم و بتوانيم  مردم كشورمان را از شرايط فلاكت باري كه به آن دچار هستند نجات دهيم. در چنين شرايطي به عنوان يك كشور نيرومند واقعي كه بخش عمده اي از مردم آن زير خط فقر نيستند در سطح منطقه قدرت مانور پيدا كنيم. در اين شرايط احتمالا قادر خواهيم بود در معادلات منطقه اي به گونه اي به حساب بياييم كه به منافع ملي خود لطمه اي سنگين وارد نيايد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

سه روز اعتصاب غذا برای آزادی كليه زندانیان سیاسی ایران و در راس آنها منصور اسانلو به نمایندگی از جنبش کارگری،دكتر رامين جهانبگلو جنبش روشنفكري و  مهندس علي اكبر موسوي خوييني،دبير كل در بند ادوار تحكيم، به نمايندگي از جنبش دانشجويي  فرصتي را فراهم كرد بار ديگر براي محك زدن. در ميان سيل حمايت هاي گروهها و افراد مختلف از برنامه اين اعتصاب غذا كه طنين آن را امروز اكبر گنجي در نيويورك و در مقابل سازمان ملل متحد و ديگر ايرانيان ميهن دوست در اقصي نقاط جهان و كشورمان به گوش جهانيان مي رسانند،حرف و سخن هايي كم و بيش متفاوت نيز بيان شد. بسياري قلمي كردند و راه خطاي گذشته را در پيروي با چشم هاي بسته براي امروزيان به خاطر آوردند. دغدغه اي به جا و تامل برانگيز كه بار ديگر تو گويي در ميان امواج گم شد. اما آن روز را با امروز تفاوت هاست از زمين  تا آسمان و قد و اندازه اكبر گنجي و حواشي پيرامون او را نيز با آن روزگار و آن جريان كه فاتح شد و برد كاري نيست. سخن اينجا اما از غيبت چندين و چند نام است. هر چند اكبر گنجي چندين بار و به صراحت گفته است كه سه نام مذكور تنها نمادهايي هستند از جريانهاي سياسي كشور اما به جرات مي توان گفت كه جاي يك نام بيش از هر چيز خاليست در اين ميانه. نام  وكيل پرآوازه قتل هاي سياسي و حقوقدان در بندمان،دكتر ناصر زرافشان. براي بسياري از نيروهاي دموكرات كشور متصور نيست كه از ايران بگوييم از آزادي زنداني سياسي و از مقاومت و از ناصر زرافشان هيچ نگوييم. يك سال ديگر باقيست تا رفيق نازنين ما از بند رهايي يابد. ترجمه ها و نوشته هاي فراوانش در طول اين مدت گواهيست بر زندگي و زنده بودن و اميد كه در پرتو هر كلام و سطر و شطرش هويداست. تكلمه دكتر مهرانگيز كار خطاب به حشمت الله طبرزدي و اشاره كوتاه او به سرگذشت تراژيك همسر روزنامه نگار در هم شكسته اش ،سيامك پورزند و پرسش او خطاب به سامان دهندگان اين كمپين و آقاي گنجي مبني بر چرايي نبود نام هايي ديگر مانند نام دكتر زرافشان و... در اين برنامه تامل برانگيز است. ايران فردا، در پرتو نگاه زرافشان هاست كه اميد را سو سو مي زند.  با صداي بلند و در حالي كه تنها شايد چند ماه ديگر به آزادي دكتر ناصر زرافشان باقيست، مقاومت را هجي مي كنيم و بلند مي گوييم: ناصر زرافشان. دلم ميل بسي پرواز دارد/ هواي آسمان باز دارد...

 

          

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

بهرام بيضايي پس از قريب به شش سال از جلوي دوربين بردن اثر تحسين شده اش،"سگ كشي" كه از نظر منتقدين و كارشناسان سينمايي در زمره يكي از تند و تيز ترين آثار سينماي سياسي ايران قرار گرفته است،اينك با دريافت پروانه ساخت "لبه پرتگاه"، در فصلي جديد از مديريت هاي انقباضي فرهنگي كشور عزم جلوي دوربين بردن يازدهمين اثر بلند سينمايي خود را دارد. او كه از هم اكنون نسبت به سرانجام كار و به سلامت رسيدن  راش هاي فيلمش تا روي ميز تدوين و مراحل پس از آن مردد است ، مشغول تست بازيگران و انجام مراحل پيش توليد فيلم است و احتمالا با به پايان رسيدن اين مراحل كه چون هميشه با وسواسهاي ويژه اين فيلمساز يگانه ايراني همراه است به زودي شاهد جلوي دوربين رفتن يازدهمين اثر بلند سينمايي او خواهيم بود. اين بار،حميد اعتباريان و سيران فيلم ميزبان تهيه كننندگي بيضايي هستند و نقش اول زن "لبه پرتگاه" از هم اكنون متعلق به بازيگر ثابت سالهاي اخير او،مژده شمسايي،همسر گريمور و بازيگر اوست. از ساير بازيگران فيلم هنوز خبر موثقي در دست نيست. ظاهرا "لبه پرتگاه" نيز چون "سگ كشي" و نمايش "مجلس شبيه خواني..." بار ديگر از بن مايه هاي سياسي و اجتماعي قوي برخوردار است كه بايد نشست و ديد كه اگر كار ساخت فيلم به سرانجام برسد و همه آن "بايد ها و نبايد ها" لختي را  به بيضايي مجال حركت دهند، او در آستانه 68 سالگي خود و در فضاي فرهنگي و سياسي كه براي او چندان غريب نيز جلوه نمي كند اما به شدت با ذائقه او ناهمخوان، چه روايتي دارد از "پرتگاه"، آن هم از لبه آن! "لبه پرتگاه" كجاست؟! آيا "پهلوان اكبر" بار ديگر مي ميرد؟ آيا "درد" آن هنگام شروع شد كه "زن اثيري" در آغوش هدايت مرد؟! بيضايي در طرح فيلمنامه صادق هدايت، خود، پاسخ اين پرسش را ميدهد."... بدبختی تو بود که پیش از مرگ آن درد عمیق را در چشمانش دیدی. این وطنت نبود؟..." 

 *بيضايي در يك نگاه

بهرام بیضایی در ديماه 1317 در شهر كاشان بر خشت اين جهان افتاد. ،پدرش زکایی بیضایی شاعر و تعزیه خوان بود. از همين روست كه بهرام بیضایی از کودکی با شاهنامه و تاریخ بیهقی و حسنک وزیر و رستم قد كشيد و باليد. بیضایی جوان ابتدا به سراغ تئاتر رفت و چندین نمایشنامه نوشت که تنها تعدادي از آن ها اجرا شد. در جوانی پژوهش هایی در زمینه تئاتر در ایران ، ژاپن و چین داشت که هنوز پس از چهار دهه در دانشگاه هاي كشور تدريس می شود. حالا دهه 50 خورشيدي است. مرداني عزم ديگر كرده اند و جنگل خدا را گواهي مي دهد. اينجا ديگر برق شور دامنه هاست... در ابتدای اين دهه است كه بیضایی به سینما روی آورد و دلیل این کار به قول محمود دولت آبادی این بود که " بیضایی زمانیکه دیگر نتوانست تئاتر روی صحنه ببرد ، سراغ سینما رفت." در دهه 50 خورشيدي، بیضایی پس از ساخت دو فیلم کوتاه ، فیلم "رگبار" را جلوي دوربين برد ، که همراه با "قیصر" مسعود كيميايي و "گاو" داريوش مهرجويي در زمره بهترین آثار سینمای موج نو ایران قرار گرفتند. در "رگبار" كه به سرگذشت و سوداهاي آقاي حكمتي( با بازي زنده ياد پرويز فني زاده) معلم جواني از طبقه متوسط شهري مي پردازد، براي اولين بار يك مامور امنيتي (ساواكي) با عينك تيره و تيپ مشخصي در فاينال سكانس فيلم ظاهر مي شود و اين خود شكستن تابويي بزرگ است در اوج قدرت و ميدان داري سازمان اطلاعات و  امنيت نظام پادشاهي (ساواك) در ميهن ما. پس از "رگبار"، بیضایی "غریبه و مه" را جلوي دوربين مي برد که فیلمی طولانی و سنگین است . "پروانه معصومی" بازیگر اصلي فیلم اذعان می کند که در آن زمان اصلا معنای فیلم را نفهميده است. پس از آن بیضایی با الهام گرفتن از هشت و نیم فلینی فیلم کلاغ را می سازد، در "كلاغ" نيز باز با همان بن مايه هاي هميشگي كارهاي او رو به رو هستيم. کمی بعد اثر جاودانه ديگري به نام چریکه تارا جلوي دوربين مي رود. كه اين بار نيز به رغم ظرايف فراوان در اين اثر كه بارها مورد تحسين احمد شاملو هم قرار گرفت، ارتباط گرفتن با مخاطب مسير دشواري را مي پيمايد و در حيث و بيث پيروزي انقلاب بهمن ، در سال 1357 خورشيدي است كه بیضایی شاهکار خود ، فیلمی را که هیچگاه نمایش داده نشد ، " مرگ یزدگرد" را ساخت. فيلم، درباره مرگ یزدگرد به دست آسیابانی است. بيضايي با نگاه ژرف خود در لالوهاي تاريخ بي سرانجام ميهني كه يكصد سال پس از انقلاب مشروطيت و پس از آن ناكامي هاي پس از اين انقلاب، كودتاي بيست و هشتم مرداد32،مبارزات دهه پنجاه و حالا انقلابي كه قرار بود طرحي نو در اندازد "مرگ يزدگرد" را نوشت و كارگرداني كرد تا در آن مقطع زماني مخاطب را رهنمون شود به آن گاه كه سپاهي سياه پرچم آمدند و... با پيروزي بهمن 57 و پس از آن استقرار حكومت ديني در ايران بهرام بيضايي نيز چون بسياري ديگر از هنرمندان پيشروي كشور با مشكلات عديده اي در حوزه كار تخصصي خود و نيز حوزه زندگي خصوصي اش رو به روشد. فشارها از هر سو اوج گرفت. مسائل زندگي خصوصي او مانند دين و... وارد كار شد. متعاقب اين همه بود كه فرزندان را راهي خارج از كشور كرد و اما خود ماند تا گواهي دهد چراغ هنرمند متعهد ايراني در اين خانه مي سوزد و لاغير. آن هنگام كه سلطان پور و هاتفي در غربت ميهن هم سرنوشت شدند و ساعدي در غربت پاريس خلاص شد و رفت، بيضايي خوب مي دانست كه سرانجام اين غربت،يكي در وطن و ديگري آن سوي وطن چه چيز است. اما مي مانم و تاوان مي دهم! سينماگر و انديشمند ما، تجربه هدايت را به خوبي از بر بود. و مگر نه آنكه وقتي هدايت را بر كاغذ به تصور در آورد از خشم "حاجي آقا" گفت خطاب به او.:« آقا اين مرتيكه خطرناكه، حتما بلشويكه؛ از مال پس و از جان عاصي؛ بايد سرش را زير آب كرد...» "باشو،غريبه كوچك" ، "شاید وقتی دیگر" ، "مسافران" و "سگ کشی" ، چهار فیلمی هستند که بیضایی در این بیست و هشت سال جلوي دوربين برده است.

رگبار (1351)؛ غريبه و مه (1354)؛ كلاغ (1356)؛ چريكه تارا (1357)؛ مرگ يزدگرد (1361)؛ باشو غريبه كوچك (1365)؛ شايد وقتي ديگر (1366)؛ مسافران (1370)؛ گفتگو با باد (فيلم كوتاه، 1377)؛ سگ كشي (1379)

*حافظه تاريخي نداريم

 

 "باشو،غريبه كوچك" ،فيلمي كه با سرمايه اي اندك جلوي دوربين رفت،بدهكاري هاي زيادي را روي دست بيضايي گذاشت و به علت مضمون ضد جنگش چهارسال از مجوز نمايش محروم شد را كارشناسان سينما بهترين اثر سينمايي درباره جنگ ايران و عراق عنوان كرده اند. بيضايي در اين كار با چشم پوشيدن از هيجانات رايج در غالب فيلم هاي جنگي چندان پرشتاب و عميق از فاجعه سخن مي گويد كه عمق نگاه او با بازي هاي درخشان سوسن تسليمي، اثرات تكان دهنده خود را تا هنوز حفظ كرده اند."مسافران" ديگر فيلم بيضايي دو سال را به علت آنچه  "ابتذال" از سوي وزارت ارشاد وقت عنوان شده بود پشت درهاي مميزي ماند و پس از آن  اين بيضايي خسته بود كه در فصلي ديگر از تاريخ تماشايي ميهن، "سگ کشی" را جلوي دوربين برد. تنها مرور حضور پيوسته نظامياني كه در قريب به اتفاق سكانس هاي اين فيلم در بك گراند صحنه حضور پرررنگي داشته و مشغول رژه رفتن هستند كافيست تا حرف و سخن بيضايي در اين اثر نمودار شود. پر بيراه نيست كه او در جلسه مطبوعاتي فيلم در فستيوال فيلم فجر ،اصحاب رسانه را مخاطب قرار داد و گفت كه ما حافظه تاريخي نداريم! در اين فاصله با اينكه بارها حرف از جلوي دوربين بردن اثري ديگر از اين فيلمساز در جريان بود اما هر بار به دلائلي كه اين دلائل تقريبا براي اهالي فن روشن است او تا كنون موفق به جلوي دوربين بردن فيلم ديگري نشده است. در سالهاي پس از انقلاب، بيضايي چهار پي اس را روي صحنه برد كه هر يك با استقبال پر شور علاقه مندان رو به رو شد.بندار بیدخش ، بانو آوئی، شب هزار و یکم و مجلس شبیه ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین.

*مي خواهم فرياد كنم

بهرام بيضايي،در نمايش "مجلس شبیه ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین" ،خود، پيش از آغاز نمايش،هرشب به روي صحنه رفت و اجراي نمايش را به ياران در خون غلتيده اش،مختاري،پوينده و... تقديم كرد. روايتي از سرگذشت تراژيك دگرانديش ايراني با اشاراتي به  واقعه قتل هاي سياسي روشنفكران در پاييز  77 با نگاه بي بديل بهرام بيضايي كافي بود تا هرشب كه گروه روي صحنه مي رفت ناظران پيشبيني كنند كه امشب شب آخر است. هرشب اجرا، تن تماشاچيان مشتاق كه سالن را لبريز كرده بودند لرزيد و لرزيد و هر شب اشك بود كه روان شد. كار با  اينكه به شكل غير منتظره اي با شروع فصل فرهنگي جديد، از ادامه اجرا باز ماند اما با استقبال بي سابقه اي از سوي مردم رو به رو شد و بيضايي كه از هر سو آماج حملات تازه منتقداني قرار گرفته بود كه او را متهم به "شعار دادن" و.. مي كردند بي وقع گذاشتن به همه اين "اظهار فضل ها" تنها از زماني سخن گفت كه آدمي مي خواهد فرياد كند. فرياد!

*متعهد به اصول اخلاقي

آنگونه كه اهالي فن شهادت مي دهند،وسعت دانش بهرام بيضايي از تاریخ تا ادبیات، از سینما تا تئاتر از شعر تا داستان و اسطوره و آيين، از معماری تا نقاشی و ... ، به همراه تیزبینی ويژه اش ، هوش بالا ، تجربه ، درک عمیق و تحلیلی ، مقاومت بي همتايش و از همه مهم تر ويژگي هاي اخلاقي پاك و منحصر به فردش در ميانه تب و هياهوي "بي اصولي هاي هنرمندانه"! ، استدلال "دوران پست مدرنيزم است،هنرمند باش،هر كاري مي خواهي انجام بده"، موقعيت او را به شدت نسبت به موقعيت همكاران سينماگر ديگرش متمايز كرده و فاصله اي فرسنگي را ميان او و ديگر همرديفانش بوجود آورده است. از مواجهه بيضايي با فشارهاي طاقت فرسا در طول تمام اين سالها بسيار گفته اند و از ايستادگي او در كوران همه آن بزنگاهها. از آن هنگام كه در آن برج بلند، همراه با مسعود كيميايي، چشم در چشم آن مامور بلند پايه دوخت و در حالي كه مي لرزيد "پيشنهاد مشهور" را رد كرد و گفت "از ما گذشته است، به فكر فرزندان ايران زمين باشيد!..."

*اين وطنت نبود؟

بهرام بيضايي به رغم نبودن فضاي ارائه كار، با نگارش سناريو هاي متعددي در سالهاي اخير همچنان به كار خود به شكلي مستمر ادامه داده است هر چند اين آثار مجال تصوير شدن بر پرده نقره اي يا رفتن روي صحنه تئاتر را تاكنون پيدا نكرده اند. از آثار در خور توجه او در طول اين سالها بايد به نگارش طرح فيلمنامه اي بر اساس زندگي و انديشه صادق هدايت،بزرگ ترين رمان نويس مدرن ايراني معاصر اشاره كرد. دم خور بودن بيضايي با شمار زيادي از بزرگان ادب و سياست اين سرزمين از زنده ياد احمد شاملو كه حضورش را يگانه توصيف كرده است تا  زنده ياد احسان طبري كه با احترامي بي نهايت به حضور پر رنگش در عرصه فرهنگ و سياست اين ديار مي نگرد موقعيتي بي همتا را بوجود آورده است تا بيضايي در اين اثر با تلفيقي ظريف از آرا و انديشه هاي هدايت ما را با پرسوناژهاي مشهور آثار او همراه كند تا با زن اثيري،پيرمرد خنزر پنزري، زن لكاته،حاجي آقا و خود هدايت و دو سايه همراهش سفري جادويي را ميزبان شويم و از سرگذشت وطن بخوانيم. و شايد روزي،روزگاري بر پرده نقره اي هم...حرف و سخن را وا مي گذاريم و تنها به طنين كلمات بهرام بيضايي و روايتش از هدايت گوش مي سپاريم. اين وطنت نبود؟

وطن،وطن،وطن من!

 

 

وطن!

 

 تو دوست، دوست، دوست نمی داريم!

 

قلهء قرمزی بودم

 

          بر شانه های اساطير،

 

                   برآمدگاه خورشيد.

 

ريگی سياه در گذرگاهم کردی وطن!

 

افق را از شانه ام شُستی

 

تو قله، قله، قله را تاب نمی آوری!

 

حلقه ای که بر گلويم می تنگی

 

ادامهء دستان آسمانی توست.

                           

اين بيت آشفته

 

در شعر بلند جهان

 

مويهء جانفرسای توست

 

                            نيست؟!

وطن جان!

 

شغاد من!

 

اين چاه که رخش و مرا به مرگ می کشد

 

دهان فرزندخوار توست

 

                            نيست؟!

 

تو هی بگو غريبه نوازی !

 

مگر اين کهکشان شکسته

 

با ستاره های سرگردانش

 

در غربتی جهانگستر، حاصل تيپای تو نيست؟

 

                                               هست!

 

جهان پهلوانا! پدر!

 

خنجرت پهلويم را پهنهء خون کرده است و پهنای درد!

 

تو بازهم که پوست مرا زمرگ آکندی و

 

بر دروازه های جهان آويختی!

 

وطن! دروغ نگو!

 

تو دوست، دوست، دوست نمی داريم!

 

وقتی که تاج شکوهمند به سر داشتی

 

خواب من از تسمه های شبانگاهی و

 

 سرب های سحرگاهی ات خونين بود

 

اکنون که شب به خود پيچيده ای

 

بيداريم از حديث مرگ و آيات نيستی ات خونين تر است.

 

وطن جان!

 

تو در زندانهايت به من تجاوز کردی

 

                            نکردی؟!

 

تو دهانم را پر از خون و توبه کردی

 

خاک نشابور،

 

دشت خاوران

 

و گرمابهء کاشان را پوشش تن خونينم کردی

 

                             نگو که نکردی؟!

 

تو دوست، دوست، دوست نمی داری مرا ، خودت را!

 

                            نمی داری. نمی توانی بداری!

 

عشق من!

 

تو را تازيانه ای می بينم که برگرده ام فرود می آيد

 

شکلِ تير خلاصی تو!