
"هم موافقین و هم مخالفین آقای احمدی نژاد منتقدین او هستند. من جزو موافقین او هستم اما واقعا نسبت به سیاست ها و عملکرد اقتصادی ایشان انتقاد دارم."
مریم بهروزی، دبیرکل "جامعه زینب" و عضو شورای مرکزی "جبهه پیروان خط امام و رهبری" در گفتگو با "روز" به بررسی عملکرد دولت نهم در عرصه داخلی و بین المللی پرداخته است. این همفکر سیاسی رئیس جمهور اسلامی، دیپلماسی دولت نهم در قبال پرونده هسته ای جمهوری اسلامی را سیاست کل نظام عنوان می کند و معتقد است "هیچ اختلافی بین سیاست های هاشمی رفسنجانی و مقام رهبری با سیاست دولت وجود ندارد".


لابد از من خواهید پرسید کجایند گلهای سوسن
و ورای طبیعت پوشیده از شقایق
و بارانی که آن همه می بارید
و حرف های آنان را
از شکاف و پرنده پر می کرد
من آنچه را که بر سرم آمده
برایتان بازگو می کنم
من ، در یکی از محله های «مادرید»
که پر از کلیسا , ساعت دیواری و درخت بود
زندگی می کردم
خانه من
خانه ی گل خوانده می شد زیرا دور و برش پر از گلهای شمعدانی بود .
خانه ی زیبائی بود و سگ هائی داشت و کودکانی
« رائول » إ به یاد می آوری ؟
به یاد می آوری « رافائل » إ
« فدریکو» إ به یاد می آوری ؟

در عقیمترین فصل تاریخ، این کدام شهید است که در گلهای سرخ ما سرود میخواند؟ گل سرخ را هموطنان ما سمبل انقلاب ایران شناخته اند. این انتخاب علاوه بر گویایی طبیعت گل سرخ، یک بهانه پرشور و خاطرهانگیز هم دارد.
در سپیده دمی که خسرو گلسرخی ـ شاعر انقلابی ـ در میدان چیتگر تهران در برابر جوخه اعدام ایستاد، رایحه ایمانی وجود او، مثل بهار و ابدیت فضای ایران را پر کرد و در آندم که "سرو" سرافراز ملت ما، به رسم همه آزادگان "ایستاد و مرد" در قلب هر میهنپرست ایرانی یک گل سرخ، خونین و پرتپش شکفت.
صداي مردم_
www.sedayemardom.net
گزیدههایی از نوشتهی رحمان هاتفی (سیامک) دربارهی گلسرخی که او نیز قهرمانانه جای در پای خسرو گلسرخی، ارانی، خسرو روزبهها، کتیراییها و پویان و احمدزادهها... گذاشت.

«این تنها تجدید دیدار با خاطره های رفیق شهیدی است که جهان بزرگتری را طلب میکرد اما از همه جهان برای خودش هیچ نمیخواست» گلهای سرخ ایران گلگونتر شده اند... «این تنها تجدید دیدار با خاطرههای رفیق شهیدی است که جهان بزرگتری
را طلب میکرد اما از همه جهان برای خودش هیچ نمیخواست»
گلهای سرخ ایران گلگونتر شده اند...

روز :
"... خوشحالم که موهايم سفيد شده و پيشاني ام خط افتاده و ميان ابروهايم دو چين بزرگ در پوستم نشسته است. خوشحالم که ديگر خيالباف و رويايي نيستم. ديگر نزديک است که سي و دو سالم بشود..." و چهار دهه گذشت. درست چهل سال آزگار که همچنان با کلام "بامداد" بر درگاه کوه به جستجوي او مي گرييم.

در آستانه دريا و علف. آري، "من سردم است!، من سردم است و انگار هيچ وقت گرم نخواهم شد." هواي خانه تو چرا انقدر سرد است فروغ؟ گفتي که سي و دو سال از سهم زندگي را پشت سر گذاشته اي و به پايان رسانده ايي، کاش بودي و مي ديدي در هشتمين دهه زندگي ات ظهيرالدوله را که چگونه گرادگردت حلقه زده اند و شعرخوانند آن خلق که در شتاب روند تکاملي رشد خود، لحظه به لحظه در راه بهروزي شان نزديک و نزديک تر مي شدي و اگر نبود آن روز، آن روز لعنتي شايد که بودي و شايد که مي نشستي امروز و خونابه مي گريستي در آن زمين خدا، بي نام و بي نشان و از آن پرواز مي سرودي که بايدش به خاطر سپرد...
"من پشيمان نيستم، قلب من گويي در آن سوي زمان ها جاري است. زندگي قلب مرا تکرار خواهد کرد، و گل قاصد که بر درياچه هاي باد مي راند، او مرا تکرار خواهد کرد." مردم آمده اند، آمده اند پير و جوان تا در چهلمين سالروز خاموشي فروغ فرخزاد، در ظهيرالدوله، گورستان هنرمندان، ياد و نامش را گرامي بدارند. يکي شعر مي خواند. يکي شمع افروخته و آن ديگري براي فروغ "فاتحه" مي خواند! شات هاي بسته چهره او بر پرچم سياه عزاداري ماه محرم در ورودي گورستان ظهيرالدوله نشسته و نيروي انتظامي در جاي جاي گورستان مستقر شده است و مراسم را زير نظر دارد.
![]()
امروز، روز Valentine است. روز "عشق ورزی". روزی که می توان به تمامی عریان شد و عشق ورزید. "عشق" و تنهایی های آدمی در روزگاری پر هول که شعور "عشق عمومی" است که می تواند حتی در آن بستر مرطوب نیز یارای حرکت به آدمی دهد و ممکن کردن جهانی دیگر. امروز،روز عشق ورزیدن است و روزی که باید برهنه شد. سر تا پا برهنه،از آنگونه که عشق را...

پيرو آخرين فعل و انفعالات پيرامون پرونده هسته اي جمهوري اسلامي، حميدرضا ترقي، معاون امور بين الملل حزب موتلفه اسلامي در گفتگو با "روز" به مواضع جريان متبوع خود در اين خصوص و شرکت هياتي از جمهوري اسلامي در کنفرانس امنيتي مونيخ پرداخته است. اين گفتگو در پي از نظرتان مي گذرد.


دیشب، بار دیگر شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی اقدام به پخش گزینشی جلسه دفاعیه خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان ، ( بدون لحظه ای تصویر کردن کرامت و دفاعیه او) در بیدادگاه رژیم سلطنتی در سال ۵۲ کرد. یکی وزیر ارشاد و روبه روی او مجری عاری از حداقل سواد تاریخی و سیاسی با ادا اطوارهای شبه لمپنی رایج و طناز که در حال تابو شکستن بود و از خسرو گلسرخی سخن می گفت!

پرده "سیاهکل" اثر جاودانه بیژن جزنی
واژه خجسته آزادی
با اين همه خطا
با اين همه شکست که ماراست
ايا به عمر من تو تولد خواهی يافت ؟
خواهی شکفت ای گل پنهان
خواهی نشست ايا روزی به شعر من ؟
ايا تو پا به پای فرزندانم رشد خواهی داشت ؟
ای دانه نهفته
ايا درخت تو
روزی در اين کوير به ما چتر می زند ؟
گفتم دگر به غم ندهم دل ولی دريغ
غم با تمام دلبريش می برد دلم
فرياد ای رفيقان فرياد
مردم ز تنگ حوصلگی ها دلم گرفت
وقتی غرور چشمش را با دست می کند و کينه بر زمين های باطل
می افکند شيار
وقتی گوزنهای گريزنده
دل سير از سياحت کشتارگاه عشق
مشتاق دشت بی حصار آزادی
همواره
در معبر قرق
قلب نجيب خود را آماج می کنند
غم می کشد دلم
غم می برد دلم
بر چشم های من
غم می کند زمين و زمان تيزه و تباه
ايا دوباره دستی
از برترين بلندی جنگل
از دره های تنگ
صندوقخانه های پنهان اين بهار
از سينه های سوخته صخره های سنگ
گل خارهای خونين خواهد چيد ؟
ايا هنوز هم
آن ميوه يگانه آزادی
آن نوبرانه را
بايد درون آن سبد سبز جست و بس ؟
با باد شيونی است
در بادها زنی است که می ميرد
در پای گاهواره اين تل و تپه ها
غمگين زنی است که لالايی می گويد
ای نازينن من گل صحرايی
ای آتشين شقايق پر پر
ای پانزده پر متبرک خونين
بر بادرفته از سر اين ساقه جوان
من زيست می دهم به تو در باغ خاطرم
من در درون قلبم در اين سفال سرخ
عطر اميدهای تو را غرس می کنم
من بر درخت کهنه اسفند می کنم به شب عيد
نام سعيد سفيدت را ای سياهکل نکام
گفتم نمی کشند کسی را
گفتم به جوخه های آتش
ديگر نمی برندش کسی را
گفتم کبود رنگ شهيدان عاشق است
غافل من ای رفيق
دور از نگاه غمزده تان هرزه گوی من
به پگاه می برند
بی نام می کشند
خاموش می کنند صدای سرود و تير
اين رنگ بازها
نيرنگ سارها
گلهای سرخ روی سراسيمه رسته را
در پرده می کشند به رخسار کبود
بر جا به کام ما
گل واژه ای به سرخی آتش به طعم دود
سياوش کسرايی

باز دل هوايی می شود. باز دل فدايی می شود. باز دل می رود تا سرخی آتش و طعم دود و هوای سياوش می کند.هوای سياوش می کند و بغض او و صدای گرفته اش در آن واپسين روزهای غربتش...
برف میبارد؛ برف میبارد به روی خار و خاراسنگ. کوهها خاموش، درهها دلتنگ، راهها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ... بر نمیشد گر ز بام کلبهها دودی، يا که سوسوی چراغی گر پيامی مان نمیآورد، ردِّ پاها گر نمیافتاد روی جادهها لغزان، ما چه میکرديم در کولاک دل آشفتهٔ دم سرد؟ آنک، آنک کلبهای روشن، روی تپه، روبه روی من...
و سياوش است که می خواند.می ايستد.می گريد و می خواند :
بسيار گل کز کف من برده است باد
اما من غمين گل های ياد هيچکس را باور نمی کنم
من مرگ هيچ عزيزی را باور نمی کنم...
سياوش است که نشسته بر بال ياد، شات پشت شات و دريچه آن ويزور که در هلهله، خيس اشک است و هوايی آن کمان که هنوز ... ياد "آرش کمانگير" و ياد سياوش کسرايی ، خسته و عاشق، که چنين روزی ، يازده سال از پر کشيدنش گذشت...
سی و شش سال آزگار از پی ريزی جنبش فدائيان خلق ايران می گذرد و نوزدهم بهمن ماه ديگر بار در حالی فرا می رسد که آوازی نيست از آن شاخ و برگها در سياهکل و نعره ببرهای عاشق در ديلمان... هنوز که هنوز است ميهن در انتظار بيژنی است با سرود صبح سپيد و سوارانی سخت جان که زير آوار مهيب ترين تکانه ها لختی سنت "به زيستن" از ياد نبرده اند. بر آنم که سی و شش سال تجربه به کام و ناکام جنبش فدايی درس ها در دل دارد تا بسيار و چنين باز می نماياند که نسلی با نگاهی ژرف به تجربه سترگ پدران و مادران خود، راه سنگلاخ نيل به دموکراسی و حقوق بشر را در ميهنی که يکصد سال پيش از اين انقلاب مشروطه داشت و خواست برپايی عدالتخانه ، تجربه سالهای بعد از شهريور ۱۳۲۰ از سر گذراند و نيز دولت ملی و کودتايی که سپهر تحولات آتی ميهن را بسويی ديگر برد و نيز انقلابی که اين روزها در سالگرد بيست و هشتمين سالش سکوت بغض را ميزبان شده ايم... نسلی که اين يک يک تجربه را همه بر پيشانی نشانده است، چنين نسلی را به قطع که سخن از فردا گفتن و آبستن بودن شام تيره از آن بام بيهوده نيست. ديگر بايد ها و نبايدهای رايج،دست و پايش نمی گيرد. محکوم است و بايدش که دگماتيسم از سر براند و نگاه صددرصدی به هر فرد و جريان و ايدئولوژی را برای هميشه وداع گويد. چرا که اگر تنها لحظه ای درنگ را ميزبان شود بر نامها.نامهای يادها، روزبه، سيامک،مبشری،کيوان، زيبرم، اشرف، گلسرخی، دانشيان، جزنی، حکمت جو، حنيف نژاد، رضايی، احمدی اسکويی، هاتفی، طبری، سلطانپور، ساعدی، کسرايی، شاملو، پاک نژاد، به آذين، و نام و نام و نام و انبوه نام که در فهرست نمی گنجد. هريک تاريخ است و نه فرد... نسلی که اگر تنها و تنها لحظه ای اشک افشان تاريخ خونباری شود که بر تحول و تحولخواهان اين ملک رفت تا ايرانی بماند تنها که تا شايد روزی آزادی و عدالت اجتماعی را بخواهد که هجی کند ، اگر تنها لحظه ای، تنها لحظه ای درنگ کند بر رفته ها و نيز داشته ها ديگر چه جايی باقيست برای حذف ها، برای زبان ها به دشنام گشودن و شمشيرها از نيام بر کشيدن آنسان که اينک منم . منم و نه جز اين! تاريخ جنبش تحولخواهی ايران را با همه فراز و فرودش منکر شدن و اينکه اينک منم آن خط سوم که ديگر شاخ شمشاد است و ناب است و پوپوليست نيست و جامه راديکاليسم به تن کرده است! .... شوخی های تاريخی آشنا که تنها افسوس بر افسوس می افزايد بازتوليدشان را در جهانی که مرز و محدوده نمی شناسد و گرداگردش جان هايی شيفته که ديگر کردن آن را خواهانند...

اثری از آرتا داوری
باری، پاره های تنی را که تا گرد هم نيايند، آن تن ،تن نيست از هم راندن و در سودای منم ها غوطه خوردن تجربه ای است از سر گذرانده و هيچ پروای آن نيست که بار ديگر بر فرهنگ فراموش شده ی مدارا که از اساس و بن مايه های اپتدايی دموکراسی است پای بفشريم... تامل می طلبد و تعمق چنين کنش هايی که خاص همان دوران طفوليت است، راه به بيراه برده است و چنين خواهد بود اگر که بار ديگر در فضای مه آلود کنونی ميهن در نيابيمش و به زمان واگذاريم که تجربه با تجربه دست شويد. فضای مسموم فرهنگ حذف و عدم مدارای يکديگر که درد مبتلا به ما بوده و هست را اين روزها در وادی مجازی که سفر می کنم پر می بينم. دوستان را می بينم و رفقا را که چنان مشغول شمشير بر هم کشيدند که تو گويی دشمانند از ازل و همه خواب بود و خيال آنچه بر ميهن رفت و می رود... سر آن ندارم که در اين چند سطر، سخن به درازا برم...
سی و شش سال پيش در چنين روزی، سياهکل، خدا را گواهی داد و درست آمد و ممتد شد تا حال که تجربه بر تجربه افزود همه آن بکام ها و ناکامی ها... همه آنچه پدران و مادران ببرهای عاشق در ديلمان گفتند و همه آن شنيده ها و ناشنيده ها که زمان می طلبد واکاوی در اسناد تاريخيشان و پرده برداری از تجاربی که بی شک آغاز راهی نوين را تواند بود که از هم اکنون عزم پيمودن آن را با دوری گزيدن از هر آنچه رنگ تعلق به خود گيرد و انديشه را بخواهد که مهار زند با چشمانی گشاده می توان ديد... بازخوانی تجربه "جنبش فدايی" به دور از رمانتيسيسم رايج و نيز جبهه گيری های يک طرفه و عاری از واقعبينی های فضای متلاطم آن روز جهان و ميهن ، وظيفه ای است سترگ که نظر به جامه عمل پوشيدنش در روند تحولات آتی بيش از هر زمان ديگری اميد بخش است. سی و شش سال تجربه جنبش فدايی ايران به مثابه يکی از جنبش های تحولخواهی معاصر ايران، با همه بکام ها و ناکامی های پر شماره اش و در روزهايی که ناپايداری و تعليق می رود تا به اوج خود نزديک شود،تامل بر اين پرسش تاريخی را که درد چيست و درمان کجاست بيش از هر زمان ديگری در اولويت قرار می دهد. بر آنم که دفتری با اوراقی ناگشوده در چشم انداز تحولات آتی ايران به انتظار گشايش نشسته است و رمز حرکت تحولخواهان با هر انديشه و مرام و مسلکی در چنين برهه حساسی از تاريخ ميهن تنها اتحاد است حول حداقل هايی مشترک که از ميان ريگ ها و الماس ها می گذرند...

اثر آرتا داوری

عنوان عکس : اقتصاد به سبک شتر!
دکتر ابراهیم رزاقی، استاد دانشگاه و اقتصاددان در گفتگو با "روز" به بحران در ساختار اقتصاد ایران، دلایل و ریشه های آن پرداخته است. این گفتگو از نظرتان می گذرد.
آقای دکتر رزاقی! اجازه بدهید با لایحه بودجه 86 شروع کنیم. پیرو آخرین واکنش های کمیسیون اقتصادی مجلس به این لایحه دولت، گفته شده که آشفتگی های شدیدی در این بودجه به چشم می خورد. کلیت بودجه سال 86 را به چه شکل می بینید؟
من هنوز مقایسه دقیقی در ارقام این بودجه نداشتم اما بحثی بود که با توجه به هزینه های استخراج و.. قیمت نفت همان 45 دلار خواهد بود. به نظر من اما این مسائل خیلی مهم نیست. مهم ترین مساله بودجه این است که چقدر از نفت جدا شده است؟چقدر به مالیات ها تکیه می کند؟چقدر به مالیات های مستقیم تکیه دارد. هزینه ها را به چه شکل جلو می برد و این هزینه ها چقدر در راستای تولید کشور پیش می روند. نه اینکه واردات با اتکا به نفت در یک اقتصاد مصرفی رشد کند.
کارشناسان اقتصادی از شکسته شدن رکورد نقدینگی در کشور خبر می دهند. گفته شده حجم نقدینگی در 12 ماهه منتهی به مهر ماه امسال با رشد 35 درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل به بیش از 107 هزار و 883 میلیارد تومان رسیده است. علت پدید آمدن چنین وضعی چیست؟
اولا اینکه نقدینگی فی نفسه بد نیست. نقدینگی یعنی بالاخره غیر از مصرف، مبلغی هم پس انداز شده است. این از نظر یک اقتصاد مبتنی بر تولید مثبت است.
در اقتصاد ایران چی؟
در این اقتصاد دلالی که بیشتر به فعالیت های غیر تولیدی بازار متکی است، نقدینگی هم در همین جهت به کار گرفته و به عاملی ویرانگر در اقتصاد ایران بدل شده است. سودهای بسیار بالا برای صاحبان نقدینگی زیاد، ضد تولید است.
مساله نظارت دولت از طریق وضع مالیات ها هم مطرح است...
بله، دولت از طریق مالیات ها به سراغ آنها نمی رود. البته نظارت بانکی ضعیفی هم وجود دارد. بانک ها وقتی وام می دهند نظارت کافی نمی کنند. وام که می دهند تمام است. اینکه وام در راستای اهداف اولیه به کار گرفته می شود یا نه مطرح نیست. بانک ها مرتب برای سود دهی خود و استفاده از سپرده های مردم به بخش خصوصی وام می دهند. بخش تعاونی و دولت با سیاست های فعلی سهمی نمی برند. مساله این است که نظارت آنقدر اندک است که نشان می دهد تنها سود بیشتر مد نظر بانک های خصوصی است. بانک های دولتی هم همین گونه عمل می کنند اما چون مجبورند بخشی از سپرده های خود را بر اثر دستور و اعتبارات تکلیفی به بخش هایی که دولت گفته اختصاص دهند بگونه دیگری است. در مورد بانک های دولتی هم نظارتی وجود ندارد که آیا وقتی وامی برای صنعت گرفته می شود در همین زمینه به کار گرفته می شود یا نه. حتی بر وام های ارزی شش میلیارد تومانی هم که به بخش خصوصی داده می شود هیچ نظارتی وجود ندارد. یکی از مهم ترین عوامل انتقال این اعتبارات و دلیل این نقدینگی عظیم همین عدم نظارت بر بانکها و عدم وصول مالیات ها توسط دولت برای مهار فعالیت های غیر تولیدی با سود بالاست.
برخی از کارشناسان اقتصادی با توجه به سیاست های اقتصادی بر جای مانده از دو دولت قبلی و ادامه آنها در دولت "اصولگرا"، از فروپاشی اقتصاد ایران سخن می گویند. چنین اتفاقی با توجه به اتکای صرف این اقتصاد به نفت احتمال دارد؟
من فکر می کنم "فروپاشی اقتصادی" و... بیشتر لفظی سیاسی است تا اقتصادی. سال گذشته 40 میلیارد دلار واردات نفتی داشتیم . درآمد مالیاتی 24، 25 بیشتر نیست و به معنای واقعی شاید درآمد مالیاتی در حدود 15 درصد باشد. یعنی می توان گفت اینجا، بهشت صاحبان درآمد و سودهای بالا است. از صاحبان درآمد کسی مالیات نمی دهد. حقوق بگیران و کسبه جزء و کسانی که می توان روی آنها نظارت کرد مالیات می دهند. صاحبان درآمد اصلی در این کشور مالیات نمی دهند. نکته ای که در این میان مطرح می شود این است که تا زمانی که درآمد نفت هست و قیمت نفت هم بالاست، هیچ نگرانی وجود ندارد. یعنی "فروپاشی" در این شرایط معنا ندارد. اما نکته مهم این است که ما وارث اقتصادی دوقطبی هستیم. پیش از انقلاب هم همین گونه بود. یعنی حدود 10 درصد افراد جامعه 30 درصد از درآمد تولید ناخالص ملی را می برند.
بخش خصوصی دلال
همانطور که مطلع هستید، مدتی پیش سیاست های مربوط به اصل 44 قانون اساسی در راستای آنچه به "آزادسازی اقتصادی" مشهور شده است از طرف رهبر حکومت اسلامی ابلاغ و مدتی پیش رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم خواهان تسریع در اجرای این "حکم حکومتی" شد. اقتصاد ایران با دنبال کردن نسخه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و... توسط جمهوری اسلامی چقدر به کجا می رود؟
بی گمان تاثیرات منفی خواهد گذاشت. همه آنچه که گفته شد عوارض همان سیاست هاست. چون عدم اخذ مالیات یکی از سیاست های شناخته شده این برنامه های اقتصادی است. آنها فکر می کنند با این کار یک عده ای پولدار می شوند و آن پولها را می برند در تولید به کار می گیرند، تولید ناخالص ملی بالا می رود و مساله اشتغال و.. حل می شود. در حالی که واقعیت اقتصاد ایران این است که این عده پولدار می شوند، پول را یا از کشور خارج می کنند یا در ملک و املاک به کار می گیرند. بعد به دلیل بردن پول به آنجا، قیمت ها بالا می رود و بعدا به چند برابر فروخته می شود. عده ای هم پول را در کارهای وارداتی و سرقفلی و مغازه و.. هزینه می کنند. این پول برای تولید این مملکت هزینه نمی شود که مورد نظر یک اقتصاد مطلوب و کارآمد است. اقتصاد ایران، یک اقتصاد درمانده، دلالی و بازاری است. بازار به معنای غیر تولیدی. چون بازار ایران تا حدود 80 سال پیش با تولید ارتباط داشت. امروز وفتی از بازار سخن می گوییم، ارتباطی با تولید ندارد. تولید ما جنبه بسیار کوچک فعالیت های بازار را تشکیل می دهد. وقتی ما 40 میلیارد دلار وارد می کنیم و 80 در صد آن کالای مصرفی است، وضع مشخص است.
درباره "حکم حکومتی" پرسیدم ...
اولا این به معنای واقعی کلمه حکم نیست. قانون نیست. ما هنوز در این مملکت بیچاره قانون خصوصی سازی نداریم.
از آن به عنوان "حکم حکومتی" نام برده شده...
اصلا اینگونه نیست. این یک بیانیه است که باید از تصویب مجلس بگذرد و برای این کار هم باید قانون خصوصی سازی بوجود بیاید. اصلا با چه استدلالی خصوصی کردید؟ گفتند هر چه دولتی است ضرر ده است، هر چه خصوصی است سودآور است. اصلا نیامدند اثبات کنند آن بخش دولتی که ضررده است چرا ضررده است؟ ما می توانستیم مدیران کارآمدی را انتخاب کنیم، روی کار آنها نظارت کنیم تا ضرر ندهند. اگر بخش خصوصی سودآور است باید دید چرا به این شکل است؟ ممکن است این سودآوری منجر به تحمیل هزینه های زیاد اجتماعی بر مردم باشد. که این اتفاق می افتد. ممکن است این سودآوری با کم کردن حقوق کارمندان و کارگران کشور، اخراج آنها و... همراه باشد. شما که مطبوعاتی هستید بگویید چرا ما یک گزارش نداریم از این کارخانه هایی که خصوصی شده و موفق شده اند؟ شما که مطبوعاتی هستید تا حالا یک گزارش در این رابطه دیده اید؟
چرا چنین مختصاتی را منعکس نمی کنند؟
برای اینکه اصلا هدف نابود کردن دولت و بخش اقتصاد دولتی است. بدون اینکه توجه کنند اصلا این بخش خصوصی ما، بخش خصوصی مولد است یا نه. این بخش خصوصی دلال است. حتی وقتی کارخانه را می گیرد، فکر حفظ تولید و کارگران کارخانه و بهبود کیفیت صادرات نیست...
آقای دکتر، علت پافشاری بعضی از نیروهای تحول خواه بر نسخه های نئولیبرالیستی چیست؟
ببینید، اینها به جایی رسیده اند که می گویند اگر امریکایی ها اینجا بودند اقتصاد ما بهتر بود؛ یا می گویند چه اشکالی دارد ما این کار را به رغم مسائل جانبی آن انجام می دهیم. مثلا چند میلیون آدم فقیر می شوند! حالا یکی که گفته مگر ما جنگ کردیم یک عده ای نمردند، معلول نشدند، شیمیایی نشدند، خب اقتصاد هم همین طور است دیگر. یک عده ای وقتی ما در حال پیاده کردن سیاست های تعدیل اقتصادی هستیم، شهید می شوند، معلول می شوند، شیمیایی می شوند!
یعنی این جریانها از آنچه تحت برنامه های "نئولیبرالیستی" در جهان پیاده می شود آگاه نیستند؟
ببینید، یک نظریه پرداز فرانسوی به نظریه "خود استعماری" اشاره می کند. او می گوید بر خلاف دوره نواستعمار و استعمار که حضور آنها در کشورها و حاکم شدن آنها در آنجا لازم بود امروز اینگونه نیست. لازم نیست که اینها بیایند و در کشور حاکم بشوند. او اسم آنها را طبقه فراملی گذاشته است. مانند شرکت های فراملی. طبقه ای بوجود آمده است که این طبقه منافع خود را هم راستا با منافع چنین شرکت هایی می بیند. یک بخش آنها تجار هستند، یک بخش آنها تولید کننده و بخش دیگری از آنها کارشناسان و تحصیل کردگان جامعه ما که بدون شناختن جامعه خود، از زاویه آنچه به آنها آموزش داده شده به جامعه نگاه می کنند نه معضلات واقعی جامعه. نتیجه چنین طرز فکری، این است که وقتی 50، 60 هزار ده ایران خالی از سکنه می شود، آنها ناراحت نمی شوند. شروع کرده اند به درست کردن زیر بنای اقتصادی 5، 6 شهر کشور و شرایطی را برای 10، 15 درصد جامعه بوجود آورده اند. 30 در صد منافع ملی به 10 درصد افراد جامعه می رسد. خب، معلوم است که آن 10 درصد چگونه شاهانه دارند از امکانات ملی کشور استفاده می کنند. پیرو نظریه "خود استعماری"، برخی فراموش کرده اند معیار داوری در داخل با معیارهای داوری بیرونی صورت نمی گیرد. اگر این اتفاق بیفتد، همان نتیجه ای حاصل می شود که در بیرون می خواهند. جایی که می خواهد کالاهای خود را بفروشد و کشورهای در حال توسعه را از پا در بیاورد.

برخی از این کارشناسان، پیوستن ایران با شرایط اقتصادی فعلی کشور به سازمان تجارت جهانی را گام مهمی در راستای رشد اقتصاد ایران و حل معضلات موجود عنوان می کنند...
الان چند تا از کشورهایی که به سازمان تجارت جهانی ملحق شده اند، توانسته اند از دایره فقر بگریزند؟ چند تا؟ تقریبا هیچ کشوری نتوانسته است. هر کس موفق بوده، قبلا خود را آماده کرده است. حتی کشورهایی مانند چین، کره جنوبی، ژاپن، تایوان و... اول خود را آماده کرده اند و وقتی امکان تعامل و رقابت داشتند به سازمان تجارت جهانی پیوسته و توانسته اند سهمی ببرند. نه کشوری مثل ما که هیچ چیز ندارد.
به این ترتیب دنبال کردن سیاست هایی که گفته شد به تشدید بحران می انجامد.
بله، آنچه که جمهوری اسلامی پیش گرفته است از آنچه که "سیاست تعدیل" گفته می شد هم بدتر است. برای اینکه آن سیاست بالاخره یک چهارچوبی از لحاظ تولید کننده دارد. چون ظاهرا می گوید تولید کننده ولی عملا می داند اقتصاد کشورهای در حال توسعه، فاقد آن بخش های تولیدی است که بتواند از خود ابتکاری نشان دهد و کارآفرینی کند. خود کشورهای صنعتی که به کشورهای به اصطلاح جهان سوم پیاده کردن سیاست های تعدیل را توصیه کرده اند اکنون می بینند که چنین توانی در این کشورها وجود ندارد.
مساله فساد مالی و اداری در ساختار کنونی اقتصاد ایران هم مطرح است.
بله، تمام اعمال و وظایف دولت تحت تاثیر فساد مالی و اداری است. بانک ها وام هایی می دهند که اساسا از همان ابتدا معلوم است بر نمی گردد. وام را به کسانی می دهند که آن افراد هر جا دلشان خواست وام را به کار می گیرند. گزینش مدیران و.. هم مطرح است. مدیران اقتصادی فاسد کم نیستند.
با تشدید بحران هسته ای جمهوری اسلامی، بحث گسترش دامنه تحریم ها مطرح است. به گمان شما، اعمال این تحریم ها تا چه حد بر ساختار کنونی اقتصاد ایران تاثیرگذار است؟
مساله اعمال تحریم به سیاست هایی که جمهوری اسلامی پیش می گیرد مربوط است. اگر بتوانند تغییرات ساختاری در اقتصاد کشور بدهند، مانند آنچه در مورد تحریم تسلیحاتی انجام داده اند، می توانند مقاوت کنند. اگر شروع به احیای کارخانجات ایران، وارد کردن ماشین آلات برای به کارگیری آنها در تولید، تولید مواد اولیه در داخل، صنایع نهایی پتروشیمی داشته باشیم و.... در این صورت، تحریم نعمتی است برای ما.
مقامات جمهوری اسلامی بارها گفته اند که هیچ آسیبی از تحریم ها متوجه کشور نخواهد شد، چون مردم به تحریم عادت کرده اند و...
بله، مقامات گفته اند که ما در برابر تحریم ها آسیب پذیر نیستند.
با چه استدلالی؟
شاید فکر می کنند از خارج کالا بخرند و ذخیره کنند که اگر کشور تحریم شد، از ذخایر استفاده کنند. اگر چنین اتفقی بیفتد، وضع بحرانی تر می شود و فقر بیشتر گسترش می یاید. 70 درصد افراد جامعه ما حول و حوش فقر نسبی هستند که در این صورت بسیار آسیب خواهند دید. پولدارها اما پولدارتر می شوند. ما نمی توانیم به مردم امکان بهبود را ندهیم و بگوییم فداکاری کنید! دیدید در جنگ ایران و عراق هم آخرش چه شد. مردم رفتند جنگیدند ولی عده ای از آن شرایط سوءاستفاده کردند. مردم احساس می گفتند ما تا کی بجنگیم که یک عده ای پولدارتر شوند و... باید به سابقه تاریخی اقتصاد ایران از صفویه به این سو نگاه کرد. صنایع ایران به چه شکل بودند؟ صادرات چندین برابر واردات بود. آن تجربه چیست؟ اتحادیه های صنفی به چه شکل عمل می کردند؟ تجار به چه شکل در خدمت تولیدکنندگان بودند؟ و بعد از دوره رضاشاه به جایی رسید که آرام آرام تجار اهمیت پیدا کردند. بازاری ها اهمیت پیدا کردند و بعد از انقلاب که دیگر هیچی. بازار منافع کشور را چهارچوب منافع خود تفسیر کرده و آن را هدایت می کند...
خب بازار خرج خود را کرد و حالا...
[می خندد] آخر چند برابر آن خرج؟! چند برابر می خواهند داشته باشند؟!...
سپاسگزارم
"طرح سهميه بندي جنسيتي براي ورود به دانشگاه ها واقعا ظالمانه است." نفيسه فياض بخش، نماينده تهران و عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اسلامي با ذکر اين جمله تاکيد مي کند که تصويب اين طرح در مجلس بعيد به نظر مي رسد. عضو فراکسيون زنان مجلس اسلامي، درباره "کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز در مورد زنان" نيز معتقد است نبايد "جوسازي کرد" وي در عين حال مي گويد مواردي از مباحث حقوقي مطرح در اين کمپين که با "احکام قرآن" مغايرتي نداشته توسط فراکسيون زنان، در مجلس طرح شده و در حال بررسي است.
خانم فياض بخش، طرح "سهميه بندي جنسيتي براي ورود به دانشگاههاي کشور" که در مجلس ششم از سوي فراکسيون اقليت مطرح شد و به جايي نرسيد، بار ديگر در مجلس هفتم مطرح شده است. فراکسيون زنان مجلس نسبت به ارائه دوباره اين طرح چه موضعي دارد؟
بعيد است اين طرح راي بياورد. خود من هم با اين طرح موافق نيستم، زيرا منطبق با نظام عدالت محور نيست. طبيعي است که هر فردي بايد بتواند در هر رشته اي که به آن علاقه مند است تحصيل و آينده خود را انتخاب کند. اينکه حکومت بخواهد در سلايق مردم دخالت کند، به صلاح نيست.
خب اين طرح بار ديگر ارائه شده است و ...
ممکن است چند نماينده مجلس اين کار رابکنند، اما نمايندگان ميليون ها طرح ارائه مي کنند. فکر نکنم اين طرح عملي شود.
شايد فضاي سياسي دولت نهم ارائه دوباره چنين طرحي را اقتضا کند. نه؟
به نظر من دولت مي تواند خط مشي هاي کلي را سياستگزاري کند اما دخالت در سلايق مردم منطقي به نظر نمي رسد.
موافقان اين طرح در مجلس، نسبت بالاي دختران به پسران در دانشگاهها را سبب "افزايش سن ازدواج" و "بالا رفتن آمار طلاق" عنوان کرده اند و اينکه "قداست خانوادگي که وجه امتياز اسلام از ديگر اديان و کشور بر کشورهاي غربي است، ضربه اي غير قابل جبران متحمل مي شود"...
حالا يک نفر اين مسائل را مطرح کرده است. نمايندگان در نطق هاي پيش از دستور خود حرف هاي زيادي مي زنند.
گفتيد شما مخالف هستيد. چرا؟
ما اگر مي بينيم حضور دختران نسبت به پسران رشد بيشتري در دانشگاهها دارد، بايد علت ضعف پسرها را بررسي کنيم. بايد موانع را از جلوي آنها برداريم نه اينکه جلوي دخترها مانع ايجاد کنيم. الان واقعا براي پسرها مشکل اشتغال هست. آنها مي خواهند ازدواج کنند و. . . بايد اين موانع را رفع کرد. الحمدالله جمهوري اسلامي به دخترها امتيازات خوبي داده، طبيعي است که دختران پيش رفته اند. اما طرح سهميه بندي جنسيتي براي ورود به دانشگاهها واقعا ظالمانه است.
اگر مغاير اسلام نباشد
فراکسيون زنان مجلس هفتم در طول اين مدت تا چه حد به مساله زنان حساس بوده و چه اقدامات موثري در اين مورد انجام داده است؟
فقط دو ماه بعد از شروع کار مجلس هفتم ما اولين طرح را در دفاع از حقوق خانم ها تقديم هيات رئيسه کرديم و ثبت شد.
چه اقدام موثري انجام گرفته است؟
به حمدالله توفيقات خوبي داشته ايم.
چه توفيقي؟
در زمينه حقوق قضايي و خصوصا فرهنگي.
نتايج چي؟
خب تا اين طرح ها به شور دوم برسد قطعا زمان مي برد. اما من اميدوارم تا پايان دوره هفتم مجلس، دستاوردهاي خوبي داشته باشيم.
طرح آئين دادرسي خانواده به کجا رسيد؟
اين طرح گام بي نظيري است که با تلاش فراکسيون خانم هاي مجلس هفتم انجام گرفته است. اين طرح در حال بررسي است و با فشاري که نمايندگان آوردند دولت هم دارد لايحه اي براي بار مالي آن مي دهد. اين طرح در دادرسي مربوط به خانمها تحولي را در دادگاهها ايجاد مي کند. طرح ايجاد مراکز مشاوره خانواده هم تحول زيربنايي در دادرسي قضايي زنان ايجاد مي کند.
دانشگاه تهران پیش از بهمن 57
خانم فياض بخش، مدتي است کمپيني براي جمع آوري يک ميليون امضا براي لغو قوانين تبعيض آميز در مورد زنان به راه افتاده است. بخشي از فعالين زن با خاستگاهاي انديشگي مختلف در اين کمپين فعال هستند. فراکسيون زنان مجلس در خصوص مباحث حقوقي مطرح در اين کمپين چه فکر مي کند؟
بله، من موارد اين کمپين را خوانده ام.
زنان ایرانی در جریان انقلاب بهمن در سال 1357 خورشیدی
خب؟
طرح بخشي از اين موارد را که قابل اصلاح بود ما در مجلس ارائه داديم.

سرکوب تجمع زنان و مردان تحولخواه در میدان هفت تیر، بیست و هشت سال پس از انقلاب بهمن
مثلا؟
طرح اصلاح قوانين حمايتي زنان، طرح حمايتي بيمه و بازنشستگي زنان. ما اين طرح ها را به مجلس داده ايم و اميدواريم اقدامات اساسي در اين زمينه صورت بگيرد. چون اين طرح ها بار مالي دارد پذيرش آن از سوي دولت سخت است. ما داريم منابع مالي اين طرح ها را در بودجه امسال فراهم مي کنيم.
خب، موارد متعدد ديگري در اين کمپين قوانين تبعيض آميز در مورد زنان عنوان شده که. . .
به هر صورت ما يک اصولي در اسلام داريم.
خب اگر با يک ميليون امضا، چنين مطالباتي، مطالبات همگاني مردان و زنان ايراني شناخته شود چه؟
قطعا اسلام مصالح بالاتري را در نظر داشته که شايد نتوان آن را با عقل ناقص بشري تفسير کرد. ما موارد را ديده ايم و تا آنجا که ميسر بوده در مجلس مطرح کرده ايم.
مسئولين و سياستگزاران فعلي، چقدر به اين موارد توجه دارند؟
الحمدالله مسئولين ما به اندازه کافي به اين مسائل توجه دارند. به تمامي موارد توجه دارند. قوانين هم به تدريج دارد مسير عادلانه را طي مي کند. امضا جمع کردن و ايجاد جوسازي و نگراني در مردم شايد چندان جالب نباشد. خود شما در مورد افزايش حضور دختران در دانشگاهها مي گوييد. اين آمار تقريبا در جهان بي نظير است.
اقدامات لازم براي برابري حقوقي زنان در برابر قانون، از سوي نمايندگان چه زماني و چگونه انجام مي پذيرد؟
ما بايد با نظر فقها و مراجع اقدام کنيم.
يعني چي؟
به هر حال ما يک کشور ليبرال نيستيم، يک کشور اسلامي هستيم و قوانين ما تا آنجا که با احکام قرآن مغايرتي نداشته باشد بايد اصلاح شود.
سپاسگزارم

فريبرز رييسدانا، از فعالان سياسي و كارگري از مضروب شدن خود توسط عدهاي ناشناس خبر داد و گفت كه هويت ضاربان براي وي نامشخص است.
اين فعال سياسي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: روز پنجشنبه عدهاي در خيابان جلوي بنده را گرفتند و به بهانه پرسيدن يك آدرس، مرا متوقف كردند و سپس شروع به مضروب كردن بنده كردند و مقداري وجه نقد كه همراه بنده بود را نيز با خود بردند.
وي با بيان اينكه حال عمومياش مطلوب است، از هويت ضاربان ابراز بياطلاعي كرد و گفت: چون از هويت ضاربان بياطلاعم، نميتوانم تقصير اين حركت را به گردن فرد يا گروه خاصي بيندازم، اما گمان ميكنم به دنبال مصاحبههاي بنده در روزهاي اخير عدهاي كه منافع خود را در خطر ديدهاند، به اين حركت اقدام كردند.

در پي بازداشت سه تن از فعالين زن حين خروج از کشور براي شرکت در يک دوره آموزشي و دادگاهي شدن آنها، با فاطمه آليا، عضو کميسيون فرهنگی و از اعضاي فراکسيون زنان مجلس اسلامي که در زمره همفکران سياسي رئيس جمهور اسلامي قرار دارد، گفتگو کرده ايم. وي در مصاحبه با "روز"، نقطه نظرات خود را در رابطه با "کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز در مورد زنان" بيان کرده است. اين گفتگو در پي از نظرتان مي گذرد.

به دنبال آغاز "کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز در ايران" نقطه نظرات متفاوتي در اين باره ابراز شده است، اما مقامات جمهوري اسلامي تاکنون موضع گيري رسمي در اين باره نداشته اند. پيرو آخرين تحولات در اين رابطه، ما شاهد بازداشت سه تن از فعالين زن در فرودگاه مهرآباد حين سفر براي شرکت در يک دوره آموزشي بوديم. نظر فراکسيون زنان مجلس در رابطه با "کمپين يک ميليون امضا" چيست؟
ببينيد، صحبت شده که کشورهايي بدنبال گرفتن يک ميليون امضا از زنان خاورميانه اي هستند.
که چه بشود؟
تا بگويند قوانين حقوقي ما ايراد دارد و بايد در آنها بازنگري شود. اينجا دو نکته مطرح است. اولا مسئولين هر کشوري، در مورد کشور خودشان تعهد دارند. اينکه کساني از آن سوي دنيا گسيل شوند براي اينکه ببينند حالا در کدام کشور قوانين ايراد دارد قابل تامل است. هفته گذشته من به گروه آلماني هم که به ايران سفر کرده بودند همين را گفتم.
چه گفتيد؟
گفتم ما از زندانهاي شما مي شنويم و از ظلمي که به زنان در آلمان مي شود که يک کشور اروپايي است. گفتم ما مي خواهيم بياييم آلمان را بازديد کنيم. شرايط هر دو کشور را کنار هم بگذاريم بببينيم وضعيت کدام وخيم تر است.
در مورد کمپين، هم اکنون بحث اصلي در مورد قوانين تبعيض آميز است که...
ما مي دانيم در همه کشورها حتي اگر قوانين درست باشد ممکن است در اجرا نارسايي هايي باشد. همه ما مسئول هستيم که اگر قوانين ما به بازنگري نياز دارند اين کار را انجام دهيم. اگر خلا قانوني وجود دارد اين کار را انجام دهيم. اصلا قبل از اينکه بحث هاي امروز مطرح شود، در سال 1376، خانم هاي مسئول ديداري با رهبر انقلاب داشتند و ايشان اين تکليف را به عهده خانم ها انداختند که قوانين را به اقتضاي زمان بررسي کنند.
اين کار انجام شد؟
اين کار دارد انجام مي شود. خيلي از اين اقدامات در مجلس انجام شده است.
مثلا؟
گزارش هايي به ما مي رسد که بررسي مي شوند. ما گاه و بي گاه بازديدهايي داريم از بخش هاي قضايي. ممکن است قوانين آنطور که قانون گفته انجام نشود. اينها نظارت ما را مي طلبد و قطعا وظيفه ماست که مرتب با توجه به نيازهاي روز براي شهروندان، زن و مرد، اين کار را انجام دهيم. مخصوصا براي خانم ها که ممکن است به دليل آن پيشينه تاريخ احساس مي کنند ظلم بيشتري به آنها مي شود. ولي حالا بيايند يک ميليون امضا جمع کنند که چه بشود.
که خواست تغيير قوانين حقوقي تبعيض آميز در مورد زنان مستندتر شود تا شايد...
در قالب حقوقي است اما در واقع يک کار سياسي هست! چهره ظاهري آن حقوقي است.
خب چه کنند که به نظر مقامات، سياسي نشود؟
اين ديگر به مسئولين هر کشوري بر مي گردد که به اين مسائل بپردازند. ما اگر کشور خود را با خيلي از اين کشورها که ادعا دارند مقايسه کنيم، مشکلات آنها از ما بيشتر است.
خانم آليا، مي دانيد که "کمپين يک ميليون امضا"، به شيوه "چهره به چهره" انجام مي شود. يعني با آموزش هايي که افراد ديده اند در شهرها و مناطق مختلف کشور حاظر مي شوند و با ارائه توضيح و آگاهي هاي لازم امضاي افراد را جمع مي کنند... فراکسيون زنان مجلس در رابطه با سازو کار اين کمپين چه فکر مي کند؟
ببينيد من از زبان يکي از کساني که شما از آنها با عنوان "فعالين زن" نام مي بريد يک مثال مي زنم براي شما. سال پيش در ارتباط با خشونت عليه زنان همين طور چهره به چهره اقدامي انجام گرفت. آمدند يک سري پرسش نامه درست کردند. مثلا در آن تعريف کردند که اگر خانمي بدون اجازه همسرش بخواهد بيرون برود و همسرش مخالفت کند، اين خشونت است؟ خودشان گفته بودند خشونت است. بعد سوال کرده بودند حالا آيا همسر شما معمولا موافقت مي کند که شما از خانه بيرون برويد؟ آن طرف بله يا خير زده بود. اين را آورده بودند در آماري که خشونت عليه زنان به اين مقدار است و ... يکي از همين افرادي که شما اسمشان را "فعالين زن" مي گذاريد به لحاظ علمي گفت که اين پرسشنامه اشکال دارد. براي اينکه در ملاقات "چهره به چهره" طوري سوال مي کنيم که جوابش به نتيجه گيري که دنبالش هستيم کمک کند...

خب چه ساز و کاري به نظر شما مي رسد براي مستند تر کردن اين نظر سنجي...؟
شما مي دانيد در کشور ما مجلس و تشکلات غير دولتي زنان وجود دارد. همايش هاي مختلف برگزار مي شود. ما هم نقاط قوت را مي دانيم و هم نقاط ضعف را.
گذشته از آنکه متولي اين کار کجا باشد، پرسش اين هست که در خصوص تغيير اين قوانين چه اقدامات عملي انجام گرفته است؟
براي شما قابل تامل نيست کساني در يک جاي دنيا برنامه ريزي کنند که يک عده بيايند از چند کشور يک ميليون امضا جمع کنند؟ من مي خواهم اين سوال را طرح کنم آيا وضعيت زنان به لحاظ فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و.. مثلا در ايران، عراق، افغانستان و.. که مي خواهند يک ميليون امضا را از اين کشورها جمع کنند همسان و نزديک است؟ هر کشوري شرايط خاصي دارد.


من رويازده
در گرگ و ميش خيال و غزل
چوپروانه اي گريز بال
از اين شاخه مرزنگوش مي گريختي
به آن ديگري
از وحشت فشار مشت كوچك
كودك
بازيگوش .
در خنكاي خاكستري غروب يك خزان بود
كه آخر ، از شاخ افراشته ي افرايي
فرود آمدي
به آن دره ي تنگ
كه من مقام داشتم
و نغمه ي پرستو هم نطفه اي شدي در دل كوهستاني
كه اكنون آبستن پژواك است.
در گرگ و ميش اين رخوت صبح گاهي
خواب فرار آهو برگان را مي بينم
كه كوه زائيدشان
در قيل و قال شادماني چلچله ها
و خواب پرواز را بر بال پرستويي
از اين دره تنگ
فریبرز رئیس دانا

تکنولوژی کار خود را می کند و بالاخره امروز دوست و رفیق نازنین ما ، فریبرز عزیز هم سایت دار شد. شعر بالا ازسایت دکتر رئیس دانا است. می گوید که انبوه مقالات منتشر نشده اش در راه است. تند و پر هیجان و آتشفشانی مثل آنچه خاص خود فریبرز است با همه ی آن شور و شوقش که گاهی اوقات قشقرقی را هم به پا می کند! می گوید که ببین در سایتم همه چیز دارم... هر چه شما بخواهید! ورود دکتر فریبرز رئیس دانا را به دنیای مجازی، مغتنم می شمریم و در انتظار کارهای جدید او در حوزه اقتصاد،سیاست و فرهنگ در این خانه هستیم.
|
ناظران سياسی که روند استحاله آقای نگهدار و همفکرانشان را دنبال کرده اند، خوب بياد دارند که اين دوستان حرکت خود را با حمله به لنين و لنينيسم شروع نمودند؛ با اين ادعا که لنينيسم يک انحراف در مارکسيسم بوده است و بايد به مارکس بازگشت! پس از آنکه توانستند در اذهان کم اطلاع آنچه که می خواستند، را جا بياندازند، شروع کردند به نسبت دادن اصول اصلی و اساسی مارکسيسم به لنين و طرح ادعاهای نادرست مبنی براينکه اين يا آن اصل را لنين وارد مارکسيسم کرده است! پس از طی اين مراحل بود که با خيال راحت، گام به گام، همگرايی با ليبرال دموکراسی را در تئوری و عمل، در پيش گرفتند. رد پای اين برخورد را در پاسخ های آقای نگهدار به پرسش های «دفتر تحکيم» نيز می توان ديد. آقای نگهدار برای اينکه هنوز هم خود را مارکسيست نشان بدهد، ادعا می کند مارکسيست ها دو گروه بودند، يک گروه غير دموکرات و گروه ديگر دموکرات. |
|
الميرا مرادی
|