
بهاريه
سالی
نوروز
بی چلچله
بی بنفشه می آيد
بی جنبش سرد برگ نارنج بر آب
بی گردش مرغانه ی رنگين بر آينه
سالی
نوروز
بی گندم سبز سفره می آيد
بی پيغام خموش ماهی از تنگ بلور
بی رقص عفيف شعله در مردنگی
روزی
اما در معبر قتل عام، شمع های خاطره افروخته خواهد شد
دروازه های بسته به ناگاه فراز خواهد شد
دستان اشتياق از دريچه ها دراز خواهد شد
لبان فراموشی به خنده باز خواهد شد
و بهار در معبری از غريو تا شهر خسته پيشباز خواهد شد
سالی
آری بيگاهان نوروز چنين آغاز خواهد شد
الف.بامداد.
بهارانی ديگر در غربت "خانه"، غربتخانه!، خانه ای که "خانه" بودن از سر برده است اما از دل نه... به سنت هر سال دست به قلم می شويم برای چند سطری را بهاريه نوشتن. بی که بهاری باز آيد به خانه تا شايد ياد ياران بر خاک خفته را نسيم طنازش به ارمغان آرد. پس "بهاريه " نه که " به جای بهاريه " اش نام می گذاريم. بهاران خانه بيش از هر زمان ديگری غبار کسالت بر تن نشانده است و دست تنگ فرودستان و سفره خالی زحمتکشان بيش از هر زمان ديگری، نوروز باستانی، اين ميراث اقوام آشنای دور را می خواهد تا ميزبان شود، مگر لختی آسودن و بار ديگر حياتی نو در آغاز طبيعت برای تکاپوی سالی که از هم اکنون ماجراها توان ديد در تک و تاز آغازش.
معلمان در بند، کارگران ماهها مستاصل و بی دستمزد و دانشجويان و زنان و پرستاران و روزنامه نگارانی که هر يک چون انبوهان مرغ های بی آشيان، بهارانی آن چنان را برای "خانه" طلب می کنند. سالی ديگر که چون برق و باد گذشت. روند وقايع آتی به گونه ای رقم خورده است که بی شک آبستن بودن ميهن را پيام می دهد . آبستن حوادثی که مسير و سمت و سوی آن را با سرترين جهت نمای عالم نيز به دشواری بتوان گمانه زد.
تحولخواهان ميهن، همگی بر يک رای اند که ايران ما می رود تا در بزنگاهی ديگر از تاريخ ناکام يکصدساله خويش شايد که اين بار، پوستين کهنه از تن به در کند و آغازی باشد برای بسيار شدن ها. برای ساختن و پرداختن. شايد که نويدی نو از خاکستر آن هزار هزار ققنوس که در تاريک روشنای يک روز شب اندود، به مسلخ برده شدند تا آرمان آزادی همچنان سرودخوان باشد و عدالت اجتماعی نيز... به مسلخ برده شدند تا نه آنکه نقش طفلکانی قربانی از سوی جريان هايی مشهور، امروز به آنان محول شود، بل ققنوس وار به آتش زدند تا مگر راه ممکن کردن "جهانی ديگر" را بر بال آرمانهای انسانی خود، ما بعديان ، در تب و تاب هذيان و هنگامه هول بازشناسند... و اين خود سندی گوياست از آن گلزار که روزی پيش مفروش گل سرخ شد تا شايد که بهاری ديگر و نوروزی که ياد ياران، آغشته ی نام فردايش کرده است.
مادران چشم به راه، يک يک سرودخوان آن هزاران گل خفته در سينه رود و نوجويانی که گرادگرد مزار بی نام و نشان با نام و نشانانمان سرود خوان بودند تا شايد که کورسوی فردا را بر آن خاک تا خدا،مهر يادگار زنند. و صدا و صداهايی که می خواست تا آسمان هفتم راه بپويد : ناصر زرافشان وکيل خلق ايران!

عکس از آرش عاشوری نیا

معلمان ایران که در تجمعات مسالمت آمیز خود خواهان رفع تبعیض و تصویب نظام هماهنگی بودند که خود دولت لایحه آن را ارائه داده بود، معلمانی که قلم به دست ما دادند و ذره ذره خواندن و نوشتن و اندیشیدن را به ما آموختند چهارشنبه هفته گذشته ضرب و شتم شدند، اهانت دیدند و بازداشت شدند. هنوز حدود 300 نفر از آنان در زندان و بازداشتگاه هستند. حمایت از آنان کمترین کاری است که ما دانش آموزان دیروز و امروز می توانیم برای آموزگارانمان انجام دهیم. شنبه ، 10 صبح ،تجمع دیگری در برابر مجلس اسلامی.

عکس از آرش عاشوری نیا
تمام شد. آغاز می شود. آغاز خواهد شد. سال نو مبارک.
ناصر ،آزاد شد!
در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان،
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین سرود ها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بوده اند.
ا. بامداد
دشت خاوان آوردگاه عاشقان است. جان باختگان آن سال یعنی تابستان گرم و خونین ۶۷ عاشق ترین زندگان بوده اند. ما برای زندگان خویش می گرییم در دشت خاوران و زیباترین سرود ها را برای آن مردگان که زنده ترین زندگان هستند در تارک درخشان و خونین تاریخ مبارزاتی مان می خوانیم.
هر ساله در آستانه بهار در دشت خاوران جمع می شویم و بر مزار بی نام نشان، با نام نشان ترین انسان های قهرمانانمان گل نثار می کنیم. در دشتی که هزاران لاله سرخ و عاشق خفته اند!
دشت خاوران این گورستان جمعی همواره بیدار است. دشت خاوران وجدان بیدار تاریخ سیاه ماست. داغ ننگی که بر پیشانی کفتاران و کرکسان خون آشام تا انتها نشسته است. هر ساله ما این داغ را بر پیشانی آنان محکم تر از گذشته می نشانیم.
جمعه آخر هر سال خاوران آوردگاه کسانی است که نه فراموش می کنند و نه می بخشند. روز جمعه ۲۵ اسفند ساعت ۹ صبح همه با هم دست در دست هم زیباترین سرود ها را برای این لاله های خفته در خاوران خواهیم خواند.
نقل از وبلاگ کشتار ۶۷
فردا صبح، آخرین آدینه سال، بر مزار زیباترین فرزندان آفتاب و باد در خاوران!


کارتونی از نیک آهنگ کوثر
تصمیم محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي مبني بر حضور در نشست شوراي امنيت سازمان ملل متحد از سوي بسياري از ناظران سياسي "خارج از عرف ديپلماتيک و غير ضروري" عنوان شده است. امير رضا واعظي آشتياني، عضو شوراي مرکزي موتلفه اسلامي و از حلقه نزديکان فکري رئيس جمهور اما در گفتگو با "روز"، ضمن "مهم" ارزيابي کردن اين سفر، تاکيد مي کند که "احمدي نژاد الگويي مانند مصدق ندارد. "

آقاي واعظي، تصميم ناگهاني رئيس جمهور براي حضور در نشست شوراي امنيت سازمان ملل متحد از سوي برخي ناظران سياسي به تلاش براي تکرار الگوي دکتر محمد مصدق در جريان ملي شدن صنعت نفت ايران تعبير شده است. نظر موتلفه اسلامي در اين خصوص چيست؟
من فکر نمي کنم آقاي دکتر احمدي نژاد بخواهد براي خودش الگويي مانند مصدق را انتخاب کند.
چطور؟
ايشان تفکر خودشان را دارند و اين تفکر قابل احترام است. الان بهترين فرصت است که ايشان از تريبوني که مهيا مي شود، حقانيت ايران را در ارتباط با انرژي هسته اي مطرح کند و در عين حال بگويد علم محدود شدني نيست. حق مسلم هر کشوري است که بتواند به خوبي از علم در جهت حفظ حقوق بشر استفاده کند. نمي توانند چند کشور، علم را به خودشان محدود و بعد کشورهاي ديگر را به خود وابسته کنند. انرژي هسته اي حق مسلم ايران و همه کشورهاست. اين صنعت در زمينه هاي مختلف در کشورها مورد استفاده قرار مي گيرد. آقاي دکتر احمدي نژاد، کار بسيار پسنديده اي انجام مي دهند که مي خواهند از اين تريبون براي روشن کردن اذهان عمومي ملت ها استفاده کنند.

حضور رئيس جمهور در سازمان ملل خلاف عرف ديپلماتيک نيست؟
اصلا بحث "خلاف عرف ديپلماتيک" را خود اين آدم ها درست مي کنند. دليل ندارد که روساي جمهور کشورها خودشان را محصور يک سري مسائل بکنند. من فکر مي کنم اصلا هيچ دليلي وجود ندارد که ما براي خودمان محدوديتي مانند "عرف ديپلماتيک" درست کنيم. در دنيايي که زورگوها مي خواهند به زورگويي خودشان ادامه دهند، اين تريبون بهترين فرصتي است که ما مي توانيم از آن از حقانيت خود در دستيابي به انرژي هسته اي دفاع کنيم و نگاههاي يک ملت را در آنجا منعکس کنيم.
در مدت آغاز به کار تيم هسته اي دوم جمهوري اسلامي، اخباري مبني بر اختلافات جدي بر سر روش ها ميان لاريجاني و احمدي نژاد منتشر شده است. حتي آقاي لاريجاني گفته اند که بهتر است احمدي نژاد بيشتر فکر کند تا عمل. موتلفه در اين باره چه فکر مي کند؟
من فکر نمي کنم اختلافي باشد. اين اختلاف زاييده تفکر آن کساني است که مي خواهند تفرقه ايجاد کنند. به هر جهت همه بايد فکر بکنند. طبيعي است. رئيس جمهور فکر مي کند. وزرا فکر مي کنند...
جدي؟
بله، حتي مردم بايد در کارهاي روزمره خود فکر کنند. اينکه حرف بدي نيست.
اعترافات زير فشار

آقاي واعظي، در روزهاي گذشته، اخبار مختلفي مبني بر پناهندگي و يا ربودن عليرضا عسگري، معاون وزير دفاع سابق جمهوري اسلامي، در رسانه ها منتشر شده است. برخي از ناظران سياسي معتقدند روند ريزش نيروها در جمهوري اسلامي با اوج گرفتن بحران هاي داخلي و خارجي در حال شدت گرفتن است. موتلفه در اين مورد چه فکر مي کند؟
نه، اين هم باز از همان بحث هاي ژورناليستي است که بخصوص صهيونيست ها و عمدتا خيرگزاري هاي وابسته به آنها در مورد پناهندگي آقاي عسگري راه انداخته اند. اصلا چنين چيزي نيست. اگر آقاي عسگري مي خواست پناهنده شود، طبيعتا اول وضعيت خانواده خود را براي اقامت در کشوري خاص ساماندهي مي کرد. اصلا چنين چيزي نيست.
پس چه هست؟
الان آنگونه که تحقيقات نشان مي دهد، اين حرکت اسرائيل، امريکا و انگليس است. ما فکر مي کنيم آنها، ايشان را گرفته اند و دارند با برخورد زورمندانه و تحت فشار قرار دادن ايشان، مسائل بي ربطي را به جمهوري اسلامي ايران نسبت مي دهند.

کریستین امانپور، خبرنگار ایرانی تبار امریکایی
اگر ايشان آمدند و گفتند داوطلبانه اطلاعاتي را در اختيار امريکايي ها قرار داده اند چه؟

کمتر از ده روز به نوروز باستاني مانده. پشت چراغ قرمز، هر روز پسرکي خسته، پارچه بدست مي خواهد تا شايد غبار زيستن بر بستر تاريخي ناکام را از پيش چشمان تو بزدايد. قدش هنوز به سقف اتومبيل هم نمي رسد و آن سو تر دخترکي ژوليده که در ميان همهمه مردي سراپا قرمز با کلاه بوقي و صورت ذغالي، "حاجي فيروز"، اصرار دارد فال حافظش را ميزبان شوم تا شايد تفالي در روز فردا... چراغ، سبز ميشود، اتومبيل پشتي بوق ممتد ميزند، دست دخترک هنوز در ماشين است با ورقه هاي فال... آن طرفتر برجهاي الهيه است. متري چهار تا شش ميليون تومان. بستگي به شماره طبقه دارد. پنت هاوس هايشان هم جاهاي بدي نيستند!...
"کودکان کار و خيابان"، کودکان کارگر، که رنج را بس زودتر لمس کرده اند و تا به خود جنبيده کودکي کردن از کفشان رفته است.
سقوط از ساختمان جان کودک کار را گرفت... 15 کودک کار در کارگاه هاي کفاشي فلج شدند... کودکان 5 ساله کارگران آجرپزي ها... بيماري هاي تنفسي ارمغان کارگاه هاي قالي بافي... دختران عليل، پسران عليل...
اين، تنها نمونه هايي کوچک است از انبوه سياهه تيترهاي هر روزه رسانه هاي مکتوب، ديداري و شنيداري کشور پيرامون "کودکان کار و خيابان".
گفته مي شود که در سلسله مراتب کار و نيروي مولد که تعيين کننده شيوه زندگي در جوامع بشري است، يکم مردان، دوم زنان کارگر و در نهايت کودکان قرار گرفته اند. خشونت، رابطه هاي مبتني بر سلطه و تحميل کار اضافه توسط کارگران بزرگسال، تنها بخشي از روند زندگي "کودکان کار" محسوب مي شوند.
.gif)
بچه هاي اعماق
واکس زني، شيشه پاک کني، فال فروشي، پلاستيک فروشي، بادکنک فروشي، آدامس فروشي، روزنامه فروشي، جمع آوري نان خشک، دعا فروشي، کوره هاي آجرپزي، بلور سازي و شيشه گري... از جمله کارهايي هستند که توسط کودکان کارو خيابان و "بچه هاي اعماق" در ايران انجام مي شود.
کار در غبار قالي بافي، نفس کشيدن را از آن ريه هاي کوچک سلب کرده است، کار با استنشاق مواد شيميايي کفاشي، فلجي را براي کودک نحيف به ارمغان آورده و کار در نجاري، مکانيکي، فيلتر سازي، خياطي، کوره پزي، دستان پر پينه اي را بر جاي گذاشته که تو گويي هر شيار آن به هزار سالگان مي ماند.
در تارنماي انجمن حمايت از کودکان کار، منظور از کار کودک آن نوع کاري عنوان شده است که مانع تحصيل و برخورداري از سير امکانات اوليه رشد فردي و اجتماعي او شود. نوعي از کار که غالبا با بهره کشي همراه است. کودکان کار شامل کودکاني هستند که پيش از رسيدن به سن قانوني کار، ناگزير وارد بازار کار شده و درآمد خانواده وابسته به کار آنان است.
به گواه کارشناسان، کار زودرس، مانع رشد طبيعي در عرصه اجتماعي، رواني و حتي جسماني آنها و باعث محروميت کودک از آموزش، بازي و زندگي معمول به اقتضاي سن او مي شود.

با اين حال، کارشناسان خاطر نشان مي کنند که شرکت کودکان و نوجوانان در فعاليتهايي که بر سلامت يا رشد شخصيتي يا بر تحصيل کودک تأثير منفي نمي گذارد، به طور کلي مثبت تلقي مي شود. اين فعاليتها به کودک مهارت نگرش و تجربه مي دهد تا خود را به عنوان يک فرد فعال و مفيد در اجتماع و در بزرگسالي آماده کنند. اما وضعيت آنچه به "کودکان کار" در جهان و کشور ما مشهور شده است، حکايتي است ديگر.

کودکان کار به روایت آمار
بنا بر آمار موجود، در حال حاضر، اشکال مختلفي از کار کودک درا يران و جهان وجود دارد و اين در حالي است که علاوه بر کار کودکان در کارگاهها، منازل، مزارع و بنادر که از ديرباز وجود داشته اشکال کارهاي خياباني نيز به اين سياهه افزوده شده و حتي در سطحي پست تر سوء استفاده از کودکان در کارهاي سياه، مواد مخدر، انواع قاچاق، بهره کشي جنسي و... مرسوم است.
"کودک کار" به کودک زير 18 سال اطلاق مي شود که در خيابان يا کارگاه ها کار مي کند و بعضا نسبت به خانواده نيز احساس تعلق دارد. در حال حاضر 352 ميليون کودک کمتر از 18 سال در سراسر دنيا کار مي کنند، 246 ميليون کارگر هستند، 175 ميليون اشکال اجباري مخاطره آميز به شيوه استثماري به کار گرفته مي شوند، 8 ميليون و 400 هزار کودک نيز به بردگي گرفته شده يا به کار قاچاق اشتغال دارند.

بنا بر آمارهاي موجود، سالانه يک ميليون و 200 هزار کودک قاچاق مي شوند، 300 هزار کودک تحت استخدام اجباري نيروي هاي نظامي قرار داشته و مجبور به خدمت رساني به هنگام تنش هاي نظامي هستند بيش از 600 هزار کودک در سطح جهان به فعاليت هاي غير قانوني مشغولند. بر اساس گزارش يونيسف، از هر دو کودک در جهان يک کودک مجبور به کار اجباري تحت فشار است.
در کنار اين آمارها، کاري اگه نماينده صندوق کودکان سازمان ملل متحد در ايران با مطرح کردن اين سوال که "ايران درآمد متوسط دارد اما چرا همگان نمي توانند از اين ثروت استفاده کنند؟ نسبت به وضعيت موجود کار کودکان در ايران به شدت اعتراض مي کند. بر مبناي اطلاعات سازمان مديريت و برنامه ريزي در سه سال پيش 380 هزار کودک 10 تا 14 ساله در سراسر کشور کار ثابت دارند، 370 هزار کودک 10 تا 14 ساله کار فصلي مي کنند و بيش از 700 هزار کودک رسماً کار مي کنند.
بر اساس آمار، در دنيا 352 ميليون کودک و نوجوان در سنين 5 تا 17 سال کار مي کنند.
بنا بر آمارهاي رسمي، 58 درصد از کودکان کار غير خياباني از خدمات حمايتي و اجتماعي نهادهاي دولتي وغير دولتي برخوردارند و بر اساس بررسيهايي که در سال 82 در منطقه شوش از کودکان خياباني و کار صورت گرفته، 60 درصد از اين کودکان بر اثر از هم گسيختگي خانواده ها مجبور به کار در خيابان شده اند. اين آمارهاي غير رسمي مي گويند که 36 درصداز کودکان اين منطقه سيگار مصرف مي کنند در حاليکه آمارهاي رسمي کودکان معتاد به مواد مخدر را تنها 2 درصد عنوان مي کنند.
گفته مي شود که طبق آخرين آمار، در خصوص کودکان خياباني و کار، تعداد آنها بين 200 تا يک ميليون و 200 هزار کودک تخمين زده مي شود.

مواد قانوني

کارتونی از جمال رحمتی
"مسئولان مهرورز مرحمت کنند سري به مغازههاي عرضه لباس، روپوش، ميوه، شيريني و آجيل فروشي، آرايشگاه و… در شهر بزنند و ببينند که افزايش قيمتها چطور بيداد ميکند. تازه هنوز مانده به شب عيد، چه شب عيدي شود امسال!"

ثريا، معلم بازنشسته اي که در فيش حقوقي او مبلغ 250 هزار تومان ثبت شده است، با اين آغاز، از نوروزي مي گويد که "باستاني" است و به هر ترتيب بايد اسباب آن را فراهم کرد.
به رغم انتشار اخباري مبني بر داير شدن مراکز فروش و عرضه مستقيم کالا در سطح شهر، وي معتقد است اين اقدام هيچ تاثيري بر ميزان قيمتها نخواهد داشت.

در حالي که کمتر از دو هفته به آغاز سال نو ايراني باقي مانده است، اقشار مختلفي از مردم، در تکاپو براي تدارک سفره خود در نوروز باستاني يک هزار و سيصد و هشتاد و شش خورشيدي هستند. نوروز امسال اما بيش از هر سال ديگري در دوران پس از انقلاب، حکايت تنگي دستهاست. سفره هاي خالي و قيمت هايي که کمر راست کردن را براي اقشار فرودست جامعه، بسي صعب کرده است.
حتي قدرت خريد طبقه متوسط نيز به شدت نزول کرده و به گواه آمارهاي رسمي موجود، مهم ترين چيزي که در طول دوسال اخير، روند صعودي داشته، همين افت بيش از پيش قدرت خريد شهروندان و بخصوص به حاشيه رانده شدن طبقه متوسط ايران است.

نوسان قيمت ماهي
همزمان با نزديک شدن به روزهاي پاياني سال، تقاضا براي خريد ماهي براي آراستن سفره شب عيد، افزايش يافته. در همين ارتباط قيمت انواع ماهي پرورشي با نزديک شدن روزهاي پاياني سال 85 و شب عيد، 20 تا 30 درصدرشد کرده است.
اين درحالي است که در بازار عمده فروشي ماهي در شهرهاي شمالي کشور، هر کيلو ماهي کپورمعمولي پرورشي 1700 تومان، هر کيلو ماهي آمور يا سفيد 2500 تومان و هر کيلو ماهي آزاد پرورشي 1100 تومان به فروش مي رسد.قيمت هايي که دربازار تهران با احتساب پنج تا شش درصد کرايه حمل و نقل تعيين مي شود.
البته گفتني است که قيمت انواع ماهي درخرده فروشي هاي سطح شهر و با توجه به ريز يا درشت بودن ماهي متغير است. به گزارش شبکه خبري صنايع غذايي ايران، محمد گشتاسب زاده رييس هيات مديره صنايع همگن شيلات با تاييد افزايش قيمت ماهي در ايام نوروز تاکيد مي کند که افزايش مصرف با توجه به نزديکي به روزهاي پاياني سال ازيکسو و کاهش عرضه به دليل پايان فصل عرضه ماهي و آماده شدن براي توليد سال آينده، ازموارد عمده افزايش قيمت ماهي پرورشي در روزهاي پاياني سال است.
به گفته گشتاسب زاده، نوسان قيمت ماهيان دريايي به دليل وابستگي صيد به شرايط جوي و امکان صيد در دريا ، بسيار بيشتر است به طوري که اين نوسان قيمت گاهي به 200 تا 300 درصد نيز مي رسد.
به اين ترتيب قرار گرفتن ديگر محصولات دريايي چون ميگو بر سر سفره خانوار ايراني، حرف و حديث خود را دارد. اگر روزي ايران، صادر کننده نمونه خاويار در جهان بود، امروز به گواه آمار موجود، توليدات محصولات آبزي کشور، به کمتر از 10 تن در سال تنزل پيدا کرده است.
مديرعامل صندوق توسعه صادرات آبزيان کشور در مراسم اختتاميه جشنواره آبزيان استان قزوين اعلام کرده است که "سرانه مصرف ميگو در کشور کمتر از يک گرم است."
وي اضافه مي کند که: "در بخش توسعه آبزيان کمتر به فرهنگسازي براي بالا بردن سرانه مصرف توجه داشتهايم که بايد در راستاي جبران عقب افتادگيها تلاش کنيم."
به گفته اين مقام مسئول، در حال حاضر 108 مزرعه سردآبي و 49 مزرعهگرم آبي در استان قزوين وجود دارد که امسال از مزارع سردآبي 830 تن و از مزارع گرمآبي 110 تن ماهي برداشت شده است..
شيريني، خشکبار و ميوه

"برخورد اخير با جنبش زنان، حرکت اين جنبش بسوي مردم را تسهيل کرد." دکتر فريبرز رئيس دانا، اقتصاددان و عضو کانون نويسندگان ايران، با ذکر جمله فوق، در 8 مارس، روز جهاني زن، در گفتگو با "روز" از فراز و فرودها، نيازها و ضرورت هاي ارتقاي جنبش و چشم انداز آن سخن مي گويد. متن گفت و گو را مي خوانيم.

در آستانه 8 مارس روز جهاني زن، خبرهاي ناگواري از برخورد با فعالين جنبش زنان ايران منتشر شده است. ابتدا اگر موافقيد به تعامل دولت ها در طول بيش از نيم قرن گذشته با روزهاي مهم جهاني مانند روز جهاني زن يا اول ماه مه، روز جهاني کارگر بپردازيم.
من متاسفم که در ايران، سالهاي سال است، از نظام گذشته بگيريد تا جمهوري اسلامي، عناد و کينه ورزي عجيب و عميقي بين دولتمردان نسبت به روزهاي جهاني وجود دارد. حاصل جمع همه اينها در تمام دولت ها از زمان رضا شاه به اين سو نشان مي دهد که همه آنها وجه مشترکي دارند و آن اينکه اين روزها موجب مي شود گروههاي اجتماعي به انديشه هاي مستقل تر و آزادانه تر دست پيدا کنند. احساس کنند که در جهان تنها نيستند. اتکا به نفس شان بالا برود و بر قدرت مردمي استوار شوند. از دام ها و حيله ها و سلطه هاي پدرسالارانه، تبليغات دروغين، ايدئولوژي سازي ها و وجدان هاي کاذب آفريني رها شوند و نيرو بگيرند. با روز جهاني کارگر به بدترين شکل برخورد مي شود. روز جهاني دفاع از محيط زيست همين طور است. 8 مارس، روز جهاني زن که يکي از مهم ترين روزهاي جهان است هم همين طور. يادمان باشد که در ميان روزهاي جهاني، روز جهاني زن و روز جهاني کارگر مهم ترين ها هستند. بقيه روزها، مانند کريسمس يا عيد نوروز باستاني، از روزهاي سنتي به شمار مي آيند. روزهاي جهاني که با اراده مردم برگزيده شده اند اهميت خاصي دارند و همين برگزيده شدن و اراده مند بودن است که خشم دولت ها را بر مي انگيزد. اين برخوردها در ايران هميشه بوده است.

جريان اصلاح طلب به عرصه هاي بازتر براي جنبش هاي اجتماعي مانند جنبش کارگري، دانشجويي و زنان در دوران زمام داري خود اشاره مي کند. تا چه حد با اين ديدگاه موافقيد؟
در دوره اصلاحات حکومتي هم ما نديديم که "دولت اصلاحات" اجازه اي بدهد، حمايتي بکند، سينه خود را جلو دهد و بگويد من ايستاده ام تا مردم بتوانند اين روزهاي مهم جهاني را جشن بگيرند. در چهار سال گذشته، زماني که علائم فرتوتي اصلاح طلبان ظاهر شد، وقتي جريانات جديد که مي خواستند به کرسي قدرت تکيه کنند و تماميت خواهي را متحقق کنند فعاليت جديد خود را شروع کردند، از آن زمان برخوردها خيلي تندتر شد.

سپس، در سال 1385، دو برخوردبسيار زننده با زنان ايران انجام شد که اگر از زاويه ديدهاي مختلف به قضيه نگاه کنيم، تامل برانگيز و رنج آور است. اگر با زاويه ديد انساني نگاه کنيم، به اين سوال مي رسيم که چرا بايد واقعا با زنان ما ـ برخي از نمايندگان زنان ما، چون خودشان هم معتقدند نماينده برخي از اقشار زنان و انديشه ها هستند ـ که تنها به شيوه صلح آميز مطالباتشان را مطرح کردند، آنگونه برخورد شود؟ ضرب و شتم شديد، پرونده سازي، دادگاهي کردن و بازجويي هاي طولاني. آنها را به دادگاه انقلاب کشانده اند. اصلا من نمي دانم چرا بعد از نزديک به سي سال، بايد هنوز دادگاه انقلاب وجود داشته باشد و چهل پنجاه زن معترض را که پيشنهاد قانوني دارند، به آنجا بکشانند؟ روز 14 اسفند هم تعدادي از خانم ها رفتند که ببينند سرنوشت دوستانشان که به دادگاه احضار شده اند چه مي شود، و اين برخوردها صورت گرفت. شماري از اين خانم ها دوستان و همکاران من بودند، شماري شاگردان من. آنها به طور صلح آميز دم درب دادگاه ايستاده اند، دوباره به آنها حمله مي شود، دوباره پرونده سازي، دوباره بازجويي، دوباره بي خبري خانواده ها... اين مسائل به لحاظ انساني براي من که در اين سرزمين زندگي مي کنم و به وفاداري به ارزش هاي غني، به زحمت و تلاش، به توانمندي، به روحيه شاد و سازنده اين زنانمان آگاهم، رنج آور است. بخش بزرگي از جامعه ما که اين اخبار را شنيده اند فقط افسوس خورده اند.

کدام اقدام عليه امنيت ملي؟
جشن روز جهانی زن، تهران، اسفند ۱۳۵۸

بانوان و دوشیزگان ارجمند !
دوستان بسیار عزیز !
از جانب خود و بنام همرزمان سیاسی خود ، جشن فرخنده هشتم مارس را با قلبی سرشار از مهر و آرزو و امید به همة شما عزیزان شادباش می گوئیم . اینکه بار دیگر زنان آزاده میهن ما توانسته اند جشن بزرگ جهانی خود را در شرایط ایران پس از انقلاب برپا دارند ، شگون نیکی است برای روزگاری بهتر، که امید است در راه باشد .
دوستان و یاران عزیر و رزمنده ! خواهران و دختران گرامی ما ! موافق برنامه ای که برای این مجلس ترتیب داده شده ، مسائل مربوط به جشن هشتم مارس و وظایف روز زنان و رزمندگان کشور ما و مسائل مربوط به حقوق اجتماعی و سیاسی و اقتصادی زنان ایران و مسئله برابری زن و مرد در جامعه پس از انقلاب از طرف سخنرانان ( بویژه رفیق گرامی بانو مریم فیروز ) مطرح میشود .

لذا من سخن خود را به یک موضوع محدودتر اختصاص میدهم و آن معرفی کوتاه و فشرده ای از چهره زن در تاریخ کهن سال کشور ما و یادآوری از مسئله زن در جامعه گذشته و امروزی کشور ماست . مقصد از این گفتار آنست که در این تاریخ سرسپید ، با همه آزارها و تحقیرها که در حق زن _ که خود نیمی از اجتماع است و پدید آورنده و پرورندۀ نیمی دیگر _ روا داشته شده و علیرغم ستم دوگانه ( یعنی ستم طبقاتی و ستم جنسی ) جامعه ایران از سه هزار سال پیش تا امروزه ، زنان برجسته در تاریخ کم نداده است ، وقت اقتضا نمی کند که در این باره به تفصیل بپردازیم ، لذا بناچار گفتار ما فهرست وار می شود .
از قدیم ترین ایام ،که دوران اسطوره ای تاریخ ماست ، آغاز کنیم . در آن هنگام که گاتها و یشت ها و دیگر بخشهای اوستا کتاب مقدس زردشت، نوشته شد، ما بنام زنان نام آور متعددی برخورد می کنیم.
در اساطیر زرتشتی بعضی از ایزدان زن مانند "آناهیتا " ( یا ناهید ) که الهه زیبای نمو و فراوانی بود و " چیستا " ، که رب النوع دانش است و تقریباً هم سنگ است با مینروا . الهه خرد در یونان و همتای او آتنا ، الهه خرد در اساطیر قدیم رم ، و احتمالا " رتا " خدای دارائی نیز الهه ایست زن .
در اوستا و دیگر کتب مذهبی زرتشتی ، که به زبان پهلوی نوشته شده ، نام زنان بسیاری بمیان می آید ، مانند " دغدو " ( که نام مادر زرشتت است ) " هوی " " همسر زرتشت " " " پوروچیستا " ( دختر کوچک و محبوب زرتشت ) " مشیانه " ( نخستین زن آفریده اهورمزدا ) مانند حوا در اساطیر سامی و " شهرناز " و " ارنواز " ( که دختران جمشید بودند ) ، و " جهیکا " ( دخت اهریمن و زن نابکار ) در قبال " نائیریکا " که مظهر زن نیکو کار است و غیره و غیره .
از این اساطیر دینی که بگذریم ، در حماسه ملی ما نیز چهرۀ زن فراوان است . در داستانهای حماسی منظوم و منثور به چهرۀ زن گاه بمثابۀ مظهر عشق ، گاه بمثابۀ مظهر دلاوری ، گاه بمثابۀ مظهر مکر و دغل برخورد می کنیم . در حماسة عظیم منظوم فردوسی چهرۀ زن جای برجسته ای دارد . مانند فرانک ، رودابه ، جچریره ، سودابه ، تهمینه ، گردآفرید ، بانوگشسپ ، فرنگیس ، منیژه و غیره .
د ردوران اشکانیان و ساسانیان داستانهای منظوم و منثور دیگری در بارة عشق نگاشته شده است ، که در آن چهرة زن دارای نقش مرکزی است ، مانند داستانهای خسرو و شیرین ، ویس و رامین ، زال و رودابه و نیز ورقه و گلشاه ، همای و همایون ، رابعه و بکتاش و غیره . که پس از اسلام تنظیم شده است .

همراه شو عزیز،
تنها نمان به درد
کین درد مشترک
بی رزم مشترک
هرگز،جدا،جدا
درمان نمی شود!...
فردا،همزمان با هشتم ماه مارس ،روز جهانی زن،زنان و مردان تحولخواه ، از ساعت ۲ تا ۳ بعد از ظهر در مقابل درب اصلی مجلس اسلامی، در میدان بهارستان، ساعاتی پس از تجمع خیل عظیم معلمان، برای گرامیداشت روز جهانی زن و تاکید دوباره بر مطالبات خود، دست به تجمع آرام خواهند زد.

![]() | ||
|
| ||
۹۸ درصد بازنشستگان فرهنگی زيرخط فقر زندگی میکنند!
تجمع بزرگ معلمان آزاده ایرانی با حضور چند ده هزار معلم زحمتکش در برابر مجلس اسلامی.

برخی شعارهای معلمان :
ما به تو راى نداديم که پشت شيشه باشى!
عادل بى عدالت بده جواب ملت!
مشکل ما حل نشه مدرسه تعطيل ميشه!
وزير بى کفايت اخراج بايد گردد!
مدرسه را بستين امشب همينجا هستيم!
مدعى عدالت خجالت٬ خجالت!
مجلس به اين بى غيرتى هرگز نديده ملتى!
معلمان کشور اتحاد٬ اتحاد!
رسانه خصوصى ملى بايد گردد!
رسانه... خاموش بايد گردد! (راديو تلويزيون دولتى)
در اين کاخ کذائى آدم زنده اى نيست!
غارتگران ديروز فراريان امروز! (منظور شهرام جزايرى است)
![]() | ||
|
| ||
هر ساله با نزديک شدن به چهارشنبه سوري، بازار خريد و فروش مواد محترقه رونق فراواني پيدا مي کند. از قبل اين رونق است که پول هنگفتي نصيب سوداگران مي شود و صدمات جبران ناپذير و بعضا مرگ متوجه هموطنان.
در طول همه سالهاي پس از استقرار جمهوري اسلامي، آئين هاي سنتي ايران مانند چهارشنبه سوري چندان مورد توجه تريبون هاي رسمي نبوده و حتي در مواردي به طور مثال از اين جشن به عنوان "آتش پرستي" ياد شده است. با اين همه، در سخت ترين سالهاي حيات جامعه ايراني، شب چهارشنبه سوري شب پريدن از آتش بوده است و شب جشن و سرور ايرانيان.
متوليان امور امسال هم همچون سالهاي قبل، از اقدامات گسترده براي جلوگيري از عرضه مواد محترقه خبر دادهاند، با اين وجود، با نزديك شدن به روزهاي پاياني سال، انواع مواد محترقه به سهولت و فراواني در دسترس جوانان و نوجوانان ايراني قرار دارد.

از هم اکنون صداي نارنجكهاي دستي، سيگارت، ديناميت، هفت ترقه و غيره در معابر شهر به گوش مي رسد و درحالي كه رييس مركزاطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ پيشتر از كشف و ضبط هفت ميليون و ۴۸۸هزارعدد انواع موادمحترقه درپايتخت خبرداده بود، بنا برشواهد موجود، حجم زيادي از اين مواد همچنان در شهر وجود دارد.
سر بيشتر چهارراههاي بزرگ با چراغ قرمزهاي طولاني مانند ميدان توحيد، سه راهآذري، چهارراه وليعصر و ميرداماد مي توان کساني را ديد که در حال عرضه مواد محترقه هستند. آنها با حركت در لابهلاي خودروها، انواع موادمحترقه را با قيمت هاي متفاوت به جويندگان مي فروشند.

سه راه ناصرخسرو تهران، يكي ديگر از مكانهايي است كه اينگونه مواد بطور پنهان و آشكار در آنجا عرضه ميشود. سيگارت بستهاي ۱۲۰۰تومان، موشك بستهاي ۸۰۰تومان، هفت ترقه ۶۵۰تومان و ديناميت مشكي و بنفش ۱۵۰۰تومان. خيل جوانان و نوجوانان هم گرد دستفروشان را مي گيرند و بستههاي كوچك وبزرگ موادمحترقه را خريداري ميكنند.
واکنش اعتراضي

چنين است که از هم اکنون صداي مواد محترقه در جاي جاي شهرهاي بزرگ کشور و خصوصا پايتخت به گوش ميرسد. کاري که در بسياري از موارد، موجب سلب آرامش ساکنان محله هاي مختلف مي شود. ساقي، زن ميانسالي که در يکي از محله هاي شمال پايتخت ساکن است با ابراز بیزاری از اين صداها که برايش يادآور جنگ است، مي گويد "ديگر صداي ترقه نيست. صداي انفجارهاي ميدان جنگ است!"
شهروز، که در خانه کار مي کند و سگ کوچکي هم دارد، ضمن ابراز بي اطلاعي از انگيزه افراد در انجام چنين حرکت هايي، مي گويد: "سگ کوچک من، به قدري از صداي اين انفجارها مي ترسد که به محض شنيدن آنها، به کنجي مي خزد و حتي حاضر نيست براي راه رفتن به خيابان بيايد."

با اين همه برخي از کارشناسان، انگيزه نسل جوان و نوجوان کشور از چنين اقداماتي را بيش از آنکه در ارتباط با آئين سنتي پارسيان و چهارشنبه سوري بدانند به نوعي رفتار واکنشي و اعتراضي نسبت به شرايط موجود خود تفسير مي کنند: "جوان ها خسته اند. بي انگيزه اند. سرگرمي هاي کوچکي هم که در همه جاي جهان به راحتي در اختيار نسل جوان است، در ايران و زير فشارهاي مختلف، از آنها گرفته شده است."

۱۴ اسفند ، سالروز خاموشی دکتر محمد مصدق ،از رهبران اصلی جنبش ملی ایران است. بیش از نیم قرن از کودتایی در ۲۸ مردادماه سال ۱۳۳۲ خورشیدی که سپهر تحولات آتی میهن ما را بسویی دیگر برد می گذرد و میهن در یکی از بغرنج ترین مقاطع حیات تاریخی پر فراز و نشیب خود قرار گرفته است. بر آنم که تجربه ناکام جنبش ملی ایران و سرانجام کار دولت ملی دکتر محمد مصدق درسها تواند داد برای امروز و برای فردا...
اندوه
( اندیشه هایی در بارۀ یک عکس )
و هر روز در سراشیب روز
اندوه به دیدارش می شتافت :
اندوه میهنی که پس از چندین سپیده دم ،
هنوز در شب استبداد است .
و گنجی که پس از رستن از راهزن ،
هنوز بر باد است .
اندوه مرغ آتشکام " فرصت " نام
که عبث گریخت.
اندوه رده ها و پرچم ها
که ز هم گسیخت.
اندوه شهیدان در خاک
و پلیدان در کاخ
همدلان کم دل
و دشمنان گستاخ.
اندوه یاران رانده و فراق زده
و پیروان پراکنده و نفاق زده.
اندوه افتخاراتی سرفراز ، ولی پامال،
و آرزوهایی چون شهباز ،ولی بی پر و بال،
اندوه سالاری سالخورده در آستان زوال !
ای برادران من ، ای گیاهان بدرود !
اینست نغمۀ آن آشنا ، که در خاک وطن غریب بود .
ولی آن سایۀ خاموش که بر شما پویید
تا گنبد تاریخ فرا خواهد رویید
زیرا کیست که چنین پای افشرد چون کوه
در میدان رزم و در میدان اندوه ؟
فعالان زن ایرانی که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند پس از بازداشت به زندان اوین منتقل شدند.
عکس ها :کسوف،آرش عاشوری نیا
رادیو زمانه
تجمع عدهای از فعالان جنبش زنان ایران که صبح امروز کنار در ورودی دادگاه انقلاب گردآمده بودند، با ورود نیروهای انتظامی و امنیتی به خشونت کشیده شد و در پایان بیش از سی نفر از تجمعکنندگان بازداشت و به اداره مفاسد اجتماعی نیروی انتظامی فرستاده شدند.
خبر قطع صدها اصله درخت در شرق تهران در حالي منتشر مي شود که طرفداران محيط زيست و فعالان نهادهاي غير دولتي پيش از اين نيز بارها در مورد روند تخريب محيط زيست و از بين بردن درختان جنگلي توسط شهرداري تهران و ديگر نقاط کشور هشدار داده اند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران [ايسنا] تنها طي يک هفته گذشته، بولدوزرها و دستگاههاي راهسازي، شبانه به قطع درختان و درختچههاي پارک ملي سرخهحصار در وسعتي با عرض بيش از ۱۰۰ متر پرداخته اند.
مديرکل محيط زيست استان تهران گفته است قطع درختان اين پارک، که از ريههاي تنفسي تهران بهشمار ميآيد، با دستور قاضي دادسراي ناحيه ۷ ويژه امور شهرداريها متوقف شد.
درختان قطع شده که از گونههاي کاج تهران و سرو نقرهاي بودند در مقابل ترمينال اتوبوسراني شرق تهران قطع شدند. در اعتراض به اين عمل، روز جمعه جمعي از طرفداران محيط زيست به همراه استادان و دانشجويان محيط زيست در مقابل ترمينال شرق اجتماع کردند.

هدف از قطع اين درختان، تعريض بزرگراههاي منطقه و حذف قوس اتوبان اسبدواني عنوان شده است. از روز پنجشنبه، عوامل گارد محيط زيست استان تهران به همراه يگان حفاظت از جنگل به طور شبانهروزي در منطقه مستقر شدهاند و به گفته مديرکل محيط زيست استان تهران "از هرگونه فعاليت جديد تا روشن شدن موضوع جلوگيري ميکنند." اما خطکشيها و گچريزيهاي درون اين جنگل نشاندهنده برنامه گسترده شهرداري براي ادامه اين کار است.
طرح گذر شبکه اتوباني منطقه از محدوده قديميترين پارک جنگلي ايران در شرايطي مراحل اجرايي را طي مي کند که قرار است ترمينال شرق با اختصاص ۳۰ هکتار زمين، جابجا شود.
مهندس بزرگيان، مديرکل محيط زيست استان تهران در گفت و گو با ايسنا تخريب درختان سرخهحصار را بدون مجوز قانوني دانست و افزود: "هرگونه دخل و تصرف اعم از احداث جاده و فعاليت عمراني در پارکهاي ملي بدون مجوز شوراي عالي محيط زيست ممنوع است."
اما مهندس محمدهادي حيدرزاده، مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست نيز در اين باره گفتهاست: "اين طرح مربوط به چندين سال قبل است و تصميمگيري آن در زمان دکتر قاليباف انجام نشده است. اگر مشکلي وجود داشت چرا محيط زيست آن زمان اعتراض نکرد؟"
گفتني است که پارک ملي سرخهحصار طي چند سال گذشته به طور مرتب در معرض ساختوسازهاي متعدد و تخريب و قطع درختان بودهکه اين اقدامات اعتراضات گوناگوني را هم از سوي نهادها و تشکلهاي مردمي در پي داشتهاست.
تجاوز به محيط زيست
به گواه تحقيقات و مشاهدات کانون ديده بانان زمين و نيز خبر ها و گزارش هاي منعکس شده در رسانه ها، بيش از يک دهه است که تجاوز به پارک هاي ملي، مناطق حفاظت شده، جنگل هاي باستاني شمال، جنگل هاي زاگرس، سواحل شمالي و جنوبي کشور و پس کرانه هاي آن، آبخيز ها [ کوه ها ] و... ادامه دارد. اين در حالي است که مباشران اين پروژه ها و سياست گزاران کلان شهرداري ها غالبا اهداف خود را يکي پس از ديگري به نام توسعه محقق مي کنند.
به گزارش کانون ديده بانان زمين، از 609 دشت کشور، بيش از يک سوم آن از نظر کمي به دليل اضافه برداشت از سفره هاي آب زير زميني در شرايط بحراني قرار گرفته و مناطق آبي در سواحل جنوبي و پس کرانه هاي تالابي بسيار با ارزش و نادر آن، با آلودگي هاي وسيع نفتي مواجه شده اند.

مناطق آبي سواحل شمالي و تالاب هاي بي نظير پس کرانه آن همچنين در معرض تهديد توسعه صنايع نفت و پتروشيمي قرار دارند.
در حالي که هواي پايتخت و شهر هاي بزرگ ايران به دليل حضور بيش از اندازه خودروها بارها از مرز بحران نيز گذر کرده و آسيب هاي جسمي و رواني جدي متوجه سلامتي و زندگي مردم شده است به گفته کارشناسان، روند قطع هزاران اصله درخت در چنين وضعيتي جز بحراني تر شدن شرايط، حاصل ديگري ندارد.

به گواه آمار موجود، خسارت سالانه آلودگي هوا در ايران به يک ميليارد و 810 ميليون دلار يعني معادل 14 هزار و 420 ميليارد ريال رسيده است. هنوز راهکارهايي براي معضل عظيم زباله اجرا نشده و زباله هاي رها سازي و دفن مي شوند. فاضلاب هاي صنعتي، کشاورزي و مسکوني و بيمارستاني هم در داخل خاک يا در رودخانه ها و تالاب ها و دريا رها مي شوند.

اعتصاب آرام معلمان در سراسر کشور در واکنش به تصميم دولت در استرداد لايحه خدمات کشوري، بازتاب هاي مختلفي در ميان فعالين جامعه مدني و مسولان امور به همراه داشته است. هاجر تحريري نيک صفت، نايب رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات و نماينده رشت در مجلس اسلامي در گفتگو با "روز" ضمن تاکيد بر اينکه وضع فعلي پرداخت حقوق فرهنگيان کشور مناسب نيست، اظهار اميدواري مي کند که در تصميمات دولت، در ارتباط با لايحه نظام پرداخت هماهنگ حقوق "اتفاقات خوبي" رخ دهد. اين گفتگو در پي از نظرتان مي گذرد.
خانم تحريري، هفته گذشته در واکنش به تصميم دولت در استرداد لايحه خدمات کشوري، معلمان اعتراضات جدي داشتند و به اعتصاب آرام در سراسر کشور دست زدند. سرنوشت اين لايحه در مجلس چه شد؟
استرداد الان منتفي شده است. چون دولت درخواست استرداد را داشته است اما در جلساتي که بين رئيس مجلس و رئيس جمهور برگزار شد دولت اين درخواست خود را پس گرفت و بنابراين دولت مکلف شده است آئين نامه اجرايي اين را تنظيم کند.

در اعتصاب معلمان، لايحه نظام پرداخت هماهنگ حقوق هم مطرح بوده است...
در ارتباط با تحصن آرام معلمان عزيز کشورمان بايد عرض کنم اسم اين لايحه، لايحه مديريت خدمات کشوري است. اسم آن لايحه نظام پرداخت هماهنگ حقوق نيست. من نمي دانم چرا بعضي از افراد اين مساله را در ذهن مردم جا انداختند. اين لايحه، بحث مديريت کل ساختار را در مورد خدماتي که بايد به مردم ارائه شود مطرح مي کند.
به هر حال بحث پرداخت حقوق هم در آن مطرح است.
همه مسائل در آن هست از جمله بحث حقوق. يعني يک دهم اين لايحه به بحث حقوق پرداخته است. تازه اين حقوق هم که به آن پرداخته شده است فقط مربوط به حقوق فرهنگيان نيست. مربوط به حقوق کل کساني است که در سيستم دولتي مشغول کار هستند؛ که يک بخش آن مي تواند شامل حال فرهنگيان محترم شود. هنوز اتفاقي نيفتاده است که کسي بخواهد اعتراض کند. يعني الان به دولت اين اجازه داده و از او خواسته شد که آئين نامه اجرايي را در کليه قسمت هايي که مربوط به اين لايحه مي شود، تنظيم کند؛ از جمله بحث مربوط به پرداخت حقوق.

در ارتباط با مساله پرداخت حقوق، پيش بيني کميسيون آموزش مجلس در موردتصميم دولت چيست؟
با تصميم گيري هايي که دولت مي کند اميدواريم در ارتباط با پرداخت حقوق معلمان اتفاق خوبي بيفتد. اما ما بايد به دولت اجازه بدهيم با توجه به مشکلاتي که الان دارد و امکاناتي که در دست دارد بتواند تصميم درستي را اتخاذ کند.

مقايسه اي بين حقوق کارکنان شرکت نفت و معلمان صورت گرفته است. آقاي فرشيدي، وزير آموزش و پرورش اخيرا گفته اند که کارکنان اين وزارت خانه براي کشور درآمد زا هستند و معلمان نبايد اين مقايسه را انجام دهند. در ارتباط با اين قياس وزير آموزش و پروش، چه فکر مي کنيد؟...
|
|
مهدي تقوي، اقتصاددان و استاد دانشگاه در تهران در گفتگو با "روز" از وضعيت اقتصاد ايران متعاقب پيگيري ابلاغ سياست هاي اصل 44 قانون اساسي در جمهوري اسلامي و چشم انداز ها، در صورت گسترش تحريم هاي اقتصادي مي گويد.
آقاي دکتر تقوي، پرونده جمهوري اسلامي در شوراي امنيت مطرح است و امکان صدور قطعنامه دوم و گسترش تحريم ها عليه ايران وجود دارد، اقتصاد ايران در اين وضعيت چقدر مي تواند آسيب پذير باشد؟
ببينيد، اينکه چه اتفاقي مي افتد بستگي به نوع و جدي بودن آنها دارد. ما قبلا هم با تحريم مواجه بوده ايم. در همان زمان کالاهاي مورد نياز خود را از طريق کشورهاي ثالث مي خريديم. مثلا از ترکيه، اتريش و اسپانيا.
الان با تحريم بانک ها هم روبه رو هستيم...
بله، الان هزينه هاي بانکي ما زيادتر شده است. وقتي کالاهاي ديگري را هم تحريم کنند، هزينه هاي ما اضافه مي شود. ولي اگر تحريم هاي جدي، اعمال شود مانند تحريم محصولات پتروشيمي يا ماشين آلاتي را که لازم را داريم به ما ندهند، آن زمان مساله جدي مي شود. ولي اگر کالاهاي مصرفي باشد، مساله اي بوجود نمي آيد. الان امريکا در تحريم، قطعات يدکي براي هواپيماهاي بوئينگ ايران نمي دهد، يا هواپيماهايي که قطعات امريکايي در آنها به کار رفته به ما فروخته نمي شود، خب مجبور مي شويم هواپيماهاي روسي بخريم که در واقع فاقد آن کيفيت هستند. يا هواپيماهاي دست دومي که چندي پيش از ترکيه خريداري شد. اين مسائل مي تواند به اقتصاد ما لطمه بزند. اما ميزان لطمه بستگي به نوع تحريم ها دارد که هنوز اعلام نشده است.
چندي پيش ما شاهد ابلاغ سياست هاي اصل 44 قانون اساسي تحت عنوان "آزاد سازي اقتصادي" از سوی رهبر جمهوري اسلامي بوديم و اخيرا با پيگيري هاي جريان رفسنجاني و... رئيس جمهور اسلامي و مجلس اسلامي به تکاپوي جدي براي پیگیری این ابلاغیه افتاده اند. اين ابلاغيه را در چه راستايي مي بينيد؟
اين ابلاغيه در ذات خودش چيز خوبي است، چون مي گويد شرکت هاي دولتي را به بخش خصوصي واگذار کنيد. دقت کنيد که اکثر اين شرکت هاي دولتي زيان ده هستند. يعني مديريت دولتي باعث زيان دهي آنها شده است. بنابراين اگر اينها را به بخش خصوصي واگذار کنند اين حجم عظيم کسري بودجه کم مي شود. اين تصميم بار دخالت دولت را کم مي کند. فرض بر اين است که بخش خصوصي از بخش دولتي کارآمدتر است. کارايي اين شرکت ها بالا مي رود. علاوه بر اين بايد توجه داشت که اين شرکت ها ملي هستند. يعني متعلق به مردمند. اگر شما اين شرکت ها را به مردم مي فروشيد ديگر بحث ارزاني و گراني مطرح نيست.

کدام "مردم" آقاي دکتر؟ در دوران آقاي رفسنجاني هم با همين استدلال ها برنامه تعديل اقتصادي و سياست هاي نئوليبراليستي پيش رفت... نه؟
ببينيد اگر منظور از آن سرمايه داران، دولت نباشد، خب شرکت ها را مي خرند و با کارايي بهتر اداره مي کنند. آن وقت اشتغال ايجاد مي شود. ماليات بيشتر پرداخت مي کنند. اين مساله موجب رونق فعاليت هاي اقتصادي است. حالا در ابلاغيه گفته شده سهم ها را به دهک هاي پايين و تعاوني ها بدهيد. با نصف قيمت يا قسطي. خب، اين دهک هاي پايين جزو مردم هستند ديگر. ببين، آنکه شما مي گوييد نئوليبرال هاي زمان رفسنجاني، آن زمان در واقع به مردم گران فروشي مي شد. متوجه هستيد؟ قيمت گذاري هايي که آن زمان انجام گرفت اصلا به نئوليبرال ها مربوط نيست. آن برنامه خصوصي سازي يکي از جنبه هاي خوب سياست تعديل بود که در دوره آقاي رفسنجاني ايجاد شد، جنبه بد آن، آزادسازي تجاري بود که پدر اقتصاد را درآورد. آن زمان گران فروختند. در واقع زماني که به نقدينگي نياز بود و مردم رفتند در بورس سهام بفروشند، کسي از آنها نمي خريد. قيمت ها بالا بود. آن عده اي هم که اطلاعات داشتند ديدند سهم آن شرکت هايي که مردم خريده اند، اصلا نمي ارزد.
نوع اجراي اين سياستها در جمهوري اسلامي حتي مورد انتقاد موسسات مالي مانند بانک جهاني و صندوق بين المللي پول هم قرار گرفت...
اصلا بانک جهاني و صندوق بين المللي پول اين سياست ها را به جمهوري اسلامي ديکته کردند. آنها غلط مي کنند اعتراض کنند. جريان هايي هم که به آنها مي گوييد نئوليبرال هاي وطني، پيروان سياست هاي بانک جهاني و صندوق بين المللي پول هستند. من با سياست تعديل مخاف بودم اما مخالفت من بيشتر با بعد "آزادسازي تجاري"آن بود. ايراني ها مي گويند يک دفعه لنگش را باز کرد پريد توي خزينه. ايراد من به نئوليبرال هاي وطني اين است که شما آقاي رفسنجاني را هل داديد، او هم يکهو لنگش را باز کرد پريد... من در کتابي که ترجمه کردم گفته ام اجراي سياست هاي تعديل در برخي کشورها شورش هايي را بوجود آورد و از جمله در آرژانتين 300 نفر در عرض يک هفته مردند. اين دوستان انگار اين مطالب را نخوانده اند. در تجربه کشورهاي ديگر مي بينيم که آنها اجزايي از سياست هاي تعديل را گرفته اند که زيان اجراي آن کمتر بوده يا مزيت داشته است. بعضي از کشورها هم که اصلا دنبال سياست تعديل نرفتند و رشد هاي بالا دارند ماند آسياي جنوب شرقي؛ اما برخي ديگر مانند امريکاي لاتين لنگشان را باز کردند پريدند تو خزينه و بدبخت شدند.
نرخ سود بالا

خب يکي از نتايج اوليه پيگيري سياست هاي مشهور به "خصوصي سازي" در جهان افزايش بيکاري است. اين مساله در ايران هم به شکل جدي مطرح است...

هنر شهادتی است صادقانه/ نوری كه فاجعه را ترجمه میكند/تا آدمی حشمت موهونش را بازشناسد
احمد شاملو
علیرضا اسپهبد هم رفت...
برگریزان این قافله را انگار سر پایانیدن نیست.نسلی که می رود. برهوتی از هیچ بر زمین هیچستان. هنرمند گنگ. انسان پست مدرن بی انگیزه ی افیونی. بی هدف.بی آرمان. بی ایدئولوژی.انسان هوا. انسان تسلیم و ادعا! ...
و زمین برهوت میهن که شوره زاری را می ماند همه باد. و بذرهایی!... و بذرهایی که هر چند اندک،در میانه شب هول امید را به دل باز می تابانند...
سالها پیش در آن مهمانی چند نفره، که "احمد"شبی را آمده بود منزل خیابان نفت،منزل کس و کار خود که عمه من باشد و مقیم ینگه دنیاست، با دوست دیرین خود، علیرضا اسپهبد، نقاش و گرافیست پرآوازه آمده بود و آن لب تر، آمد و شد تا امروز...
وقتی که به پدر خبر دادم که اسپهبد در ۵۵ سالگی رفت لحظه ای درنگ کرد و سکوت.
بدرود علیرضا اسپهبد...
| 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | ||
![]() | ||||||
|
06 |
07 |
08 |
09 |
10 | ||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() | ||
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | ||
![]() |
![]() |
![]() |
||||