تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

 

       

 

کانون نویسندگان ایران از مردم ایران دعوت کرده است تا به مناسبت هفتمین سالگرد خاموشی احمد شاملو، شاعر بزرگ و آزادی خواه ایران، روز سه شنبه دوم مرداد ماه از ساعت ۵ تا ۳۰/۶ عصر در گورستان امامزاده طاهر – مهر شهر کرج حضور یابند ...

منبع : اخبار روز

کوچه¬ی ما تنگ نیست
شادمانه باش!
و شاهراه¬ ما
از منظر تمامی آزادی¬ها می¬گذرد!

مردم آزاده!
به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت احمد شاملو ،‌ شاعر آزادی ، گرد هم می¬آییم تا خاطره‌ی انسان بزرگواری را پاس بداریم که هستی و شعر خود را صرف پیکار با وهنی کرد که بر تبار انسان می¬رود، شاعر بزرگی که تا واپسین دم حیات هرگز از اندیشه ی بهروزی مردم ، آزادی و نبرد با جهل و سانسور و نابرابری فارغ نبود.

کانون نویسندگان ایران

گورستان امامزاده طاهر – مهر شهر کرج – ۲ مرداد ۱٣٨۶- از ساعت ۵ تا ٣۰/۶ عصر


 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

            

 

چنانچه مه ای را که ایشان تعمدا در فضای پاسخ‌های بی سر و ته خود در آسمان ابری میهن پراکنده‌اند به کناری بزنیم، آنگاه قبله موعود و نیت باطنی ایشان آشکار می‌شود و ما در برابر خود، به روشنی یک روشنفکر نئولیبرال چپ ستیز را خواهیم دید که چون باهوش است، جرات نمی‌کند در مقابل چشم هموطنانش عریان شود! ...

منبع : گویانیوز و اخبار روز

 

اين روزها باز هم هيستری چپ ستيزی به شکل غريبی در ميان جماعتی آشنا در کشور ما عود کرده و فضای سالم بحث و گفت و گو و تعامل منطقی بين نيروهای پيش‌رونده را مسموم ساخته است. به نظر می رسد که در اين هنگامه وظيفه حکم می‌کند، با صبوری و حفظ مواضع عينی و علمی خود با هم و يا برای مخاطبينمان بنويسيم و حرف بزنيم.
اين نوشتار در نگاهی کوتاه به نقد بخش‌هايی از گفت و گوی روزنامه توقيف شده "هم ميهن" چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶ با آقای عباس ميلانی زير عنوان « روزگار سپری شده روشنفکران چپ» می‌پردازد.

 

   

 


آقای عباس ميلانی در پاسخ اين پرسش که « آيا شما اعتقاد داريد که نويسندگان بايد روشنفکر هم باشند؟» و « چرا فکر می‌کنيد اين وضعيت خاص در ايران برای نويسندگان به اين شکل گسترده به وجود آمد؟» ، بی‌آنکه تعريفی از روشنفکر به دست دهد به شيوه غالب ديگر هغفکران خود،عوام فريبانه و طعنه زنانه با مثال آغاز می‌کند و می‌گويد:« روشنفکر کسی است که سلوک خاصی دارد، با قدرت همواره در تعارض است،... نيش فقر را می‌پذيرد، از خنده و لذت پرهيز می‌کند، لباس خاصی می‌پوشد»
بايد از ايشان پرسيد: آيا در طول تاريخ کشورمان فقط يک مورد از قدرت و يا حاکميت می‌توانيد بيابيد که در جهت اهداف ضد ملی و ضد مردمی حرکت نکرده و ابزار سرکوب حتی درخواست‌های حداقلی توده‌های مردم کشورمان نباشد؟! آيا افراد آگاه و تحصيل کرده اين کشور که آشنا به حقوق ملت و وظايف حاکميت‌ها بوده‌اند و هستند می‌بايست به جای تعارض با قدرت، هماهنگ با قدرت در چپاول دارايی‌های مردم شريک شوند؟! و آيا زمانی که در تعارض به حق با قدرت‌های تا کنون کشورمان قرار بگيری ، ناگزير همانند اکثريت محروم جامعه در معرض نيش فقر قرار نخواهی گرفت؟!
آقای ميلانی عنوان می‌کند که « روشنفکر ايرانی اثر گرفته از مفاهيم تجدد روسيه است در حالی که مفهوم ديگری هم از روشنفکر داريم که مفهوم انگليسی يا فرانسه از روشنفکر است که با قدرت در تعارض نيستند».
آقای ميلانی يعنی نمی‌دانند که قدرت‌ها و يا حاکميت‌ها در هر کشوری نمايندگان طبقه و يا طبقات معينی هستند و به همين دليل ساده است که در همان کشورهای مورد قبول ايشان يعنی آمريکا، انگليس و فرانسه احزاب مختلفی وجود دارد که هر کدام طبقه خاصی از جامعه را يعنی کارگران ( فکری ويدی) ، بورژوازی ، و خرده بورژوازی را نمايندگی می‌کنند، برای کسب قدرت مبارزه طبقاتی می‌کنند و احزاب خارج از قدرت با قدرت و حاکميت در تعارض هستند؟! اينها را هر دانش‌آموز دوره ابتدايی هم می‌داند ولی می‌بينيم که همگی مورد مغلطه "انديشمند و پژوهشگر"! ما قرار می‌گيرند.
چنانچه مه ای را که ايشان تعمدا در فضای پاسخ‌های بی سر و ته خود در آسمان ابری ميهن پراکنده‌اند به کناری بزنيم، آنگاه قبله موعود و نيت باطنی ايشان آشکار می‌شود و ما در برابر خود، به روشنی يک روشنفکر نئوليبرال چپ ستيز را خواهيم ديد که چون باهوش است، جرات نمی‌کند در مقابل چشم هموطنانش عريان شود!

 

    

            

          سرکوب تظاهرات مخالفین جهانی شدن امریکایی توسط پلیس


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

"آنها مثل هميشه هاي هوي خودشان را مي کنند. ما هر جا که بتوانيم دستهاي اينها را کوتاه کنيم و راه هاي نفوذشان را ببنديم معلوم است که آنها هياهو مي کنند و ما نبايد بترسيم." متعاقب پخش اعترافات متهمين ايراني امريکايي از سيماي جمهوري اسلامي در قالب فيلمي که در ميانه آن رواياتي از چگونگي وقوع "انقلاب هاي مخملي" در برخي کشورهاي آسياي ميانه و بلوک شرق گنجانده شده بود،نسرين سلطانخواه،از نزديکان فکري رئيس جمهور اسلامي در تشکل "آبادگران ايران اسلامي" و عضو سابق شوراي اسلامي شهر تهران با بيان جملات فوق در گفتگو با "روز" به افرادي اشاره مي کند که "در خدمت دشمن" هستند.

 

        

 

خانم سلطانخواه، اعترافات متهمين ايراني امريکايي از تلويزيون پخش شد.ا رزيابي شما از اين روند چيست؟
بعد از اينکه امريکا به اين نتيجه رسيد که با مقابله و رويارويي مستقيم، يعني حتي با جنگ تحميلي نمي تواند جمهوي اسلامي را از هم فرو بپاشد دنبال روش ديگري رفت که همان استحاله نظام از درون بود.

يعني چه جوري؟
يعني اينکه با روش هايي بتواند نظام را از درون متلاشي کند.براي رسيدن به هدفش هم نياز به يک سري افراد داشتند و چه بهتر که اين افراد ايراني هم باشند.به دنبال اين هدف افرادي مثل اين آقايان و اين خانم را در خدمت گرفتند.

که چه کار کنند؟
نظام را از درون استحاله کنند.

که چه بشود؟
نظام از درون فرو بپاشد.

مي شود در جمهوري اسلامي؟
اعترافاتي که حالا اين خانم و اين آقايان کرده اند خودش بر همين امر دلالت مي کند.

 

      

      صحنه ای از تحولات موسوم به "انقلاب نارنجی" در اکراین

 

بر اساس موازين قانوني ايران، چه تضميني براي صحت اين اعترافات وجود دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

                      

 

با وجودي که وضعيت جسمي محمود صالحي، پويشگر کارگري کشور که در جريان برگزاري مراسم اول ماه مه در سال 1383 در شهر سقز به همراه تعدادي از همراهانش دستگير و محاكمه شده بود، رو به وخامت است، هنوز مقامات ذيربط نيروي قضايي جمهوري اسلامي هيچ واکنش رسمي نسبت به اين مسئله نشان نداده اند.

يك سال حبس تعزيري و سه سال حبس تعليقي براي محمود صالحي، اعتراضات گسترده نهادهاي حقوق بشري در برون و درون مرز و همچنين اتحاديه هاي کارگري در سراسر جهان را به همراه داشته است.بنا به گفته حقوقدانان، حكم صادره به صورت غير قانوني و بدون ابلاغ قبلي به وي و وكلايش، در تاريخ 20/1/1386 به مورد اجرا در آمده است.


در حالي که بيش از سه ماه از دستگيري محمود صالحي مي گذرد، وضع جسماني وي در زندان هر روز وخيم تر مي شود. بنا به گفته اعضاي کميته دفاع از محمود صالحي که تارنمايي به همين نام را نيز براي ايجاد يک کارزار گسترده جهاني در فضاي مجازي تاسيس کرده اند و در پي سامان دادن اعتصاب غذايي براي رسيدگي به وضعيت او هستند، محمود صالحي يك كليه اش را از دست داده و اکنون تنها با 20 % ديگر كليه اش زندگي مي کند.

سابراند صالحي، فرزند محمود صالحي در گفتگو با "روز" آخرين وضعيت پدر خود را چنين تشريح مي کند: "از روز پنجشنبه حالش خيلي بد شده است. البته به حال اغما نرفته اما با تغيير فشار خون، تمام سيستم بدنش از کار افتاده است.ساعت 3 صبح پدرم را به بيمارستان توحيد سنندج برده اند و به مدت 14 ساعت در آنجا نگاه داشته اند. بعد هم او را بلافاصله با همان حال به زندان منتقل کرده اند. در حال حاضر فشارش کمي بالا آمده، اما وضعيت او بحراني است و نياز به رسيدگي جدي دارد."

فرزند صالحي در عين حال خبر از اعتصاب غذايي مي دهد که بصورت پراکنده در شهرهاي مختلف براي پايان بخشيدن به وضعيت وخيم صالحي از سوي پويشگران کارزار دفاع از وي به مدت 24 ساعت ترتيب يافته است. وي نسبت به واکنش مسئولين ذيربط به اين اقدامات با توجه به سوابق پيش از اين ابراز نا اميدي و از مجامع حقوق بشري و کارگري جهان براي ياري رساني به پدرش طلب استمداد مي کند.

 

 

        

 

مرگ تدريجي موکل جلوي چشم وکيل

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

            

  دانشجویان مستقل در پلی تکنیک همزمان با حضور رئیس جمهور اسلامی در دانشگاه ، تصویر  او را به آتش کشیدند.

 

ما حاکمان را به دوراندیشی دعوت نمی کنیم چرا که به حکم ضرورت های تاریخی و اراده ی تمام مردم آزادیخواه مدت هاست که دوره ی چنین انتقادات یا پند و اندرزهای مشفقانه ای گذشته است. همچنین صریحا نسبت به تلاش باندها و جناح های درونی حکومت اسلامی برای استفاده از پیشروی جسورانه ی جنبش دانشجویی به عنوان سوخت عروج مجددشان هشدار می دهیم. دوستان و رفقای دانشجو را به جای برخوردهای سطحی، احساسی و شعارگونه با گسترش سرکوب به تشکل یابی، اتحاد عمل، برنامه ریزی برای گسترش پایگاه اجتماعی و تلاش برای اتحاد با سایر جنبش های اجتماعی فرا می خوانیم ...

 

منبع : اخبار روز

طی چند روز اخیر شاهد بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان به بهانه های مختلفی چون اعتراض به ادامه ی بازداشت دانشجویان پلی تکنیکی بوده ایم. این در حالی است که دوستان و رفقای پلی تکنیکی ما نزدیک به دو ماه است که در زندان به سر می برند. احضار گسترده ی دانشجویان به کمیته های انضباطی، تعلیق تحصیلی تعداد زیادی از دانشجویان، توقیف نشریات دانشجویی، تعطیلی نهادهای دانشجویی (کانون های فرهنگی، انجمن های اسلامی و شوراهای صنفی) کنترل پوشش دختران دانشجو، مانور سیاسی و قدم به قدم طرح انقلاب فرهنگی دوم، ستاره دار کردن دانشجویان برای ممانعت از ادامه ی تحصیل، بازنشسته کردن (اخراج) اساتید دانشگاه و طرح سهمیه بندی جنسیتی برای تضییع حقوق دختران دانشجو از جمله اقدامات سرکوبگرانه ی حکومت اسلامی در قبال جنبش دانشجویی در ماه های اخیر بوده است.

 

 

              

                تجمع ۱۶ آذر دانشجویان مستقل در دانشگاه تهران

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

       

        

 

 

منبع : وبلاگ دنیای واقعی

 

                      

 

خلاصه ای از زندگی پر بار دکتر قاسملو:


 عبدالرحمن قاسملو در شب یلدای‌ سال 1309 شمسی‌، مصادف با 22 دسامبر سال 1930 میلادی‌ در یك خانواده‌ زمیندار ثروتمند در شهر ارومیه‌ چشم به‌ جهان گشود. تحصیلات ابتدایی‌ و متوسطه را ابتدا در ارومیه‌ وسپس در تهران بپایان رسانید. هنوز نوجوانی‌ بیش نبود كه‌ با مسایل سیاسی‌ آ‌شنایی‌ پیدا كرد و افكار آ‌زادیخواهانه‌ در ذهنش جای‌ گرفت. وی‌ در این باره‌ در كتاب "چهل سال مبارزه‌ در راه‌ آ‌زادی‌ " پس از بحث درباره‌ی‌ سفر 30 تن از مالكین و رۆسای‌ عشایر كرد به‌ باكو بنا به‌ دعوت دولت شوروی‌ چنین می‌نویسد:

"اگرچه‌ من در آ‌ن زمان یازده‌ ساله‌ بودم، لیكن مانند بسیاری‌ از كودكان آ‌ن دوره‌ سیاست توجه‌ مرا به‌ خود جلب كرده‌ بود. پدرم یكی‌ از اعضای‌ آ‌ن هیأت بود. بیاد دارم موقعی‌ كه‌ از سفر باكو برگشت، چند عدل قند و یك تفنگ ته‌پر شكاری‌ خوب همراه‌ آ‌ورده‌ بود. چنین می‌نمود كه‌ شورویها قند و تفنگ و وسایل دیگر را به‌ عنوان هدیه‌ به‌ همه‌ی‌ اعضای‌ هیئت داده‌ بودند. به‌ ویژه‌ قند خیلی‌ با ارزش بود. چون آ‌ن زمان در ایران كمیاب و گران بود. این كار بنظر من بسیار عجیب می‌نمود. زیرا در خانواده‌ ما برادران و عموزاده‌هایم كه‌ از من بزرگتر بودند، از این سخن به‌ میان می‌آ‌وردند كه‌ پدرم همراه‌ چند نفر دیگر به‌ باكو رفته‌اند تا حقوق و آ‌زادی‌ كردها را طلب نمایند. به‌ همین علت رك و صریح از پدرم پرسیدم: پس حقوق كردها چه‌ شد؟"
(چهل سال مبارزه‌ در راه‌ آ‌زادی‌. چاپ دوم كردی‌ 1367 صفحات 62 ـ 61)

 

       

      

 

كاك عبدالرحمن قاسملو در سال 1324 فعالیت سیاسی‌ خود را با تشكیل اتحادیه‌ی‌ جوانان دمكرات كردستان در شهر ارومیه‌ آ‌غاز كرد. سال 1325 جمهوری‌ كردستان در مهاباد سقوط كرد. متعاقب آ‌ن وی‌ نیز جهت تحصیل راهی‌ تهران گشت و در سال 1327 برای‌ ادامه‌ تحصیل به‌ پاریس، پایتخت فرانسه‌ رفت. رسیدن به‌ پاریس مصادف با تیراندازی‌ به‌ سوی‌ شاه‌ در دانشگاه‌ تهران (15 بهمن 1327) بود كه‌ منجر به‌ ازبین رفتن آ‌زادیهای‌ دمكراتیك در سراسر ایران شد.

 

       

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

 

منبع: فدراسیون بین المللی کارگران حمل ونقل

 

بعد از دو روز انکار از محل نگهداری منصور اسانلو، مقامات ایران امروز بعداز ظهر (پنجشنبه 21 تیرماه) اذعان کردند که منصور اسانلو در زندان اوین در تهران زندانی است.

اسانلو دو روز پیش، از داخل اتوبوس توسط مهاجمان ناشناسی دزدیده شد. از آن پس خانواده، همکاران، وکلا و دوستان ایشان در مقابل این پرسش از مقامات که چه کسانی او را در اختیار دارند با دیواری از تکذیب مواجه شدند.


اعتقاد بر این است که دستور بازداشت اسانلو توسط قاضی دادگاه انقلاب؛ سعید مرتضوی صادر شده است که تا دیروز هر نوع اطلاع از محل نگهداری اسانلو را تکذیب می کرد.

دیوید کاکرافت؛ دبیر کل آی تی اف گفت: "حداقل ما الان می دانیم که منصور در کجا نگه داشته شده است. ما برای آزادی ایشان با تجدید قوا مبارزه می کنیم، و تا زمانی که دولت افسار گسیختگان مسئول در این حمله بی شرمانه اخیر را کنترل کند به مبارزه خود ادامه میدهیم".


 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

 

رفعت بيات، عضو فراکسيون زنان مجلس اسلامي در گفتگو با "روز" به ضرورت پيگيري سخنان اخير رهبر جمهوري اسلامي در خصوص اصلاح اسلامي برخي از قوانين مربوط به زنان اشاره مي کند و معتقد است کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين نابرابر در مورد زنان، "چهارچوب فکري غربي" دارد. وي دليل نارسايي ها و بن بست هاي قانوني موجود در مورد زنان کشور را نبود تجربه "حکومت اسلامي" عنوان مي کند.

 

      

 

خانم بيات، در سخنان اخير مقام رهبري اشاراتي به مساله زنان کشور شد که شايد بتوان با استفاده از احکام مجتهدين، برخي قوانين را اصلاح کرد، به نظر فراکسيون زنان مجلس اجرايي شدن اين طرح چه نيازهايي را لازم دارد؟
من فکر مي کنم اول بايد کارشناسي هاي دقيق از مشکلات حقوقي در خانواده ها، چه در مورد زن و چه مرد انجام بپذيرد تا معلوم شود اين مشکلات نتيجه قوانين موجود است يا عدم اجراي قوانين موجود. اين مسائل بايد کاملا کارشناسي شود و نتايج در اختيار قوه قضاييه و خود آقا قرار گيرد که براي تغيير برخي از قوانيني که مبتني بر ديدگاهاي شرعي و مسائل ثانويه است اقداماتي صورت بگيرد. برخي از قوانين هست که بعد از سالها اجرا مشخص مي شود که نحوه اجراي آنها درست نبوده است.

بيش از يک سال است که جمعي از زنان و مردان طرفدار برابري حقوق زنان در کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين...
نه، ببينيد بحث کمپين اصلا فرق دارد.

بفرماييد.

 

           

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

      

 

 

می گويند بگذاريد رييس دانا، آصفی، هاتف رحمانی، هژير و پاکزاد لحن و شيوه دلخواهشان را انتخاب کنند، ولی شما مواظب باشيد لحن و شيوه آنها را بکار نگيريد!

  منبع : دنیای ما

 

اگر انتقاد را بر خود نمی پسنديد، آن را بر چاوز و اورتگا هم "روا" مداريد!

آقای هادی پاکزاد جوابيه ای به مقاله «تماشايی تر از رقص خرس بر نوک سوزن!» به نشانی «دنيای ما» فرستادند و بلافاصله آن را در سايت خود «فرهنگ توسعه» نیز درج نمودند! بعنوان اختتامیه بر بحثی که متاسفانه برخی دوستان به جای پرداختن به محتوا و مضمون در "حاشیه آن" قلم فرسایی می کنند، ذکر چند نکته را ضروری می دانیم.

جوابيه آقای پاکزاد از دو بخش اصلی تشکيل می شود. در بخش اول ارزيابی همکاران «دنيای ما» از جنگ روانی که نوليبرال ها و " چپ همه چیز غیر از طبقه" پيرامون سفر رهبران رژيم های انقلابی و مستقل جهان به ايران را تاييد می کنند، و در بخش دوم می گويند:
«کم‌ترین تردید نیست که شما انسان‌های ویژه و بسیار مترقی‌ای هستید و کم‌ترین تردید نیست که با استمرار شیوه‌ی کنونی خود می‌توانید به مخرب‌ترین اشخاص بدل شوید درحالی که هدفتان نفی مخرب‌ها بوده است... پس، اجازه دهید درد و غم آنانی را که به اورتگا نیز انتقاد دارند شنیده شود...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

            

 

درست است که ما بسیاریم... و به همین دلیل باید بکوشیم تا نه تنها اورتگا، چاوز، مورالس، و کاستروها را داشته باشیم، بلکه باید قدر و ارزش‌های تنها دارایی‌های ملی و انترناسیونالیستی خود را که همان المیرا مرادی‌ها، انوشه کیوان‌پناه‌ها، رئیس داناها، هاتف رحمانی‌ها، سهیل آصفی‌ها و بسیار هژیرها هستند...، بدانیم و نقد و انتقاد را، هم معنا با ستیز و دشمنی تعریف نکنیم.

 

منبع :دنیای ما

 

حرف حساب جواب ندارد! آن چه از محتوای نوشته ی «تماشایی تر از رقص خرس بر نوک سوزن!» بر می آید... بیش ترش حرف حساب است.

هر کس نظری دارد و البته داشتن نظر و چگونگی آن، خود دلایلی دارد که در تحلیل نهایی آشکار کننده‌ی بینش و پایگاه طبقاتی شخص نظر دهنده است. از این ریشه‌یابی سفت و سخت که بگذریم، حقیقت این است که اندیشه و تفکر آدم‌ها براساس همان ریشه‌های طبقاتی، که واقعا هم ده‌ها و شاید هزاران رشته را در گستره‌ی خود در حرکت و رشد دارد، ابدی و ازلی و جاویدان نیستند و می‌توانند به حسب بسیاری از شرایط، در نظر و دیدگاه‌های خودشان تجدید نظر کنند که البته چنان کاری نیز بستگی به مجموعه‌ای از دلایل و عواملی دارد که باز همان ریشه‌های گسسته و یا در هم تنیده‌ی طبقاتی‌اش نقش ایفا می‌کنند و این داستان ادامه می‌یابد تا هر ریشه‌ای کم و بیش از رشته رشته بودن به‌در آید و ضخیم شود تا با هر مانعی راه کج نکند و روز دیگر... به‌طور کل، موجود دیگری نشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                 

 

 

        

 

مردم شریف و آزاده!
چنان که در بیانیه های پیشین کانون نویسندگان ایران هشدار دادیم موج سرکوب، اختناق و تشدید فضای ارعاب هم چنان گسترش می یابد.
بازداشت غیرقانونی دانشجویان، زنان، کارگران و معلمان، همراه با ضرب و شتم و پرونده سازی های واهی؛ توقیف و سرکوب مطبوعات و سانسور بی امان کتاب و جمع آوری کتاب های تاثیرگذاری که باب طبع حکومت گران نیست؛ سنگسار زنان و مردان، صدور و اجرای احکام اعدام برای نوجوانان، و احکام سنگین حبس و تازیانه برای آزادیخواهان و فعالان سیاسی و اجتماعی؛ همه حکایت از گسترش برنامه ریزی شده و مداوم سرکوب و فشار و کوشش در جهت بستن هر چه بیشتر فضای سیاسی و فرهنگی جامعه دارد.
کانون نویسندگان ایران ضمن محکوم کردن این یورش ضدمردمی، همه نیروهای آزادی خواه و مردمی را به اعتراض و مقاومت همدلانه در برابر این روند ضدانسانی سرکوب و اختناق فرا می خواند.

کانون نویسندگان ایران
۱۹ تیر ۱٣٨۶

منبع : اخبار روز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

           

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                    

 

هشتمین سالگرد فاجعه 18 تیر در حالی پشت سر گذاشته شد که فضای سیاسی و دانشگاهی کشور یکی از انقباضی ترین فصول تاریخی خود را در دولت نهم اسلامی طی می کند.موج فزاینده دستگیری پویشگران دانشجویی همزمان با صدور احکام سنگین برای دیگر پویشگران جنبش های اجتماعی مانند جنبش زنان و جنبش کارگری و فرهنگیان، چشم اندازی از عبور در راههایی صعب تر را پیش چشم ناظران صحنه سیاسی ایران ترسیم کرده است.

 

*"اصلاح طلبان" فرصت طلب*

 

       

 

مهندس علی اکبر معین فر،وزیر نفت دولت موقت بعد از انقلاب بهمن سال 57 معتقد است که 18 تیر نقطه عطفی در روند تحولخواهی معاصر ایران بود که متاسفانه با "کم کاری ها" و "فرصت طلبی ها"ی برخی جریان ها، فرصت دیگری برای هجوم و تثبیت "تمامیت خواهان" فراهم شد.      

« همزمان با فاجعه 18 تیر گروه موسوم به "اصلاح طلبان" که آن زمان در قدرت حضور داشتند به ابراز همدردی با فاجعه پرداختند اما به محض اینکه دیدند حرکت بسیار جدی تر از آن است که آنها بتوانند در این وسط چیزی نصیب خود کنند و امکان این هست که همبستگی دانشجویان همه گروههای حکومتی را پشت سر بگذارد با خالی کردن پشت آنها،ضربه دیگری وارد کردند.» فاطمه راکعی ،عضو شورای مرکزی حزب مشارکت اسلامی ضمن رد این مطلب معتقد است که «برخورد اصلاح طلبان با 18 تیر ،مسله ظریفی است و فرصت بیشتری برای بحث نیاز دارد.» اما علی اکبر معین فر معتقد است که "سیاست بازان" همواره از حضور دانشجویان سواستفاده کرده اند.

 

                

 

«هر زمان به حضور دانشجویان نیاز است و نام آنها می تواند در جامعه موثر باشد ،جنبش دانشجویی سوگولی این جریان های در قدرتند اما زمانی که همین دانشجویان بطور اصولی و زیر بنایی کل یک سیستم را زیر سوال می برند،بلافاصله پشت آنها را خالی می کنند ،همانطور که در 18 تیر دیدیم با چه شدتی سرکوب شدند.هجده تیر فرصتی را هم برای بازگشت "تمامیت خواهان" فراهم کرد. در حالیکه مدعیان "اصلاح طلبی" که آن زمان در قدرت بودند عملا با سکوت خود دانشجویان مظلوم را رها کردند.هر زمان که مانند امروز مساله انتخابات و سهم خواهی آنها از قدرت پیش می آید ،باز با سخنانی در جهت تحریک مردم،جوانان و دانشجویان بر می آیند تا آنها را به هر شکل ممکن سر صندوق های رای جمهوری اسلامی بکشانند و آنها را وسیله قدرت گرفتن خود و تکرار روند بیهوده گذشته قرار دهند.بدبختی این است که الان دانشجویان حکم مرغی را پیدا کرده اند که در عزا و عروسی سر بریده می شوند و این جای تاسف دارد.»

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

      

      

 

هشت سال باز بسته را از هنگامه دود و شور و امید و هشت سال باز بسته را از خون که شتک زد بر آرزوهای دیرپای ما از سر گذراندیم. ۱۸ تیر امسال در حالی فرا می رسد که سرکوب جنبش دانشجویی ایران در بحرانی ترین فصل تاریخی خود قیقاژ می کند و از سوی دیگر جنبش دانشجویی مستقل کشور به فاز نوینی از توهم زدایی های خود برای پویش در مسیر سنگلاخ پیش رو، ورود کرده است.

 اینک ، در تمام قد آن آینه،ساقه های ترد و جوان تکاپوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میهن ما رخ نمایانده و هم از این روست که اصلاحاتی و غیر اصلاحاتی را به چالشی جدی در درون خود فرا خوانده است. توهم زدایی از جنبش دانشجویی ایران بمثابه بخشی از پویا ترین و آگاه ترین اقشار اجتماعی یک جامعه در حال گذار، نویدبخش روزهایی روشن تر تواند بود که مهر تحول را بر پیشانی نشانده اند.

 

         

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

    

 

حميدرضا حاجي بابايي، عضو هيات رئيسه مجلس اسلامي در ارتباط با تازه ترين تحولات پرونده هسته اي جمهوري اسلامي، سهميه بندي بنزين و برخوردهاي اخير با مطبوعات و پويشگران جنبش زنان در با "روز" سخن گفته و با اين تاکيد که: "هيچ مشکلي وجود ندارد".

 

      

 

آقاي حاجي بابايي، پيرو جديدترين واکنش هاي واشنگتن نسبت به جمهوري اسلامي، خانم رايس ايران را کشوري با "سياست هاي خطرناک"توصيف کرده است. از طرفي سخن از دور سوم تحريم هاي جامعه بين المللي در ارتباط با پرونده هسته اي عليه جمهوري اسلامي هم هست. ارزيابي کلي هيات رئيسه مجلس در اين مورد چيست؟
ما معتقديم اصلا بردن پرونده ايران به شوراي امنيت يک خطاي محض بود و پيشنهاد ما بازگشت پرونده به آژانس بين المللي انرژي هسته اي است. اين اقدام به حل مساله کمک مي کندو به اقدامات غير قانوني عليه ايران پايان مي دهد. ما راهي جز بازگشت پرونده به آژانس را منطقي نمي دانيم. از هر جايي جلوي خطا را بگيريم باز به نفع است و بيش از اين هم جايگاه شوراي امنيت زير سئوال نمي رود.

ما الان شاهد تلاش واشنگتن براي تشديد تحريم هاي مالي عليه جمهوري اسلامي هستيم. با توجه به ادامه ديپلماسي هسته اي فعلي، گمان مي کنيد دور جديدي از تحريم ها اعمال شود؟
ببينيد، ما فکر مي کنيم هر قدمي که امريکا در اين رابطه بر مي دارد به نوعي با اشتباهات بزرگتري رو به رو مي شود.

يعني گسترش تحريم ها تاثيرگذار نيست؟
تحريم اقتصادي تاثير گذار است اما اينکه بتواند تاثير زيادي بگذارد قطعا اينگونه نيست.

يعني چي؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

            

 

منبع: اخبار روز

 

چنین وضعی، حاصلی پوچ را در پی دارد و اصرار در آن «چپ» را که همیشه و به حق تحول‌ساز بوده است، از محتوا تهی می‌گرداند و او را به توقف مجبور می‌سازد. برای اجتناب از چنین وضعی، آیا لازم نیست تا به خود بیش‌تر بپردازیم و حداقل با احتیاط بیش‌تری راجع به هر موضوع ریز و درشتی نظر نهایی را ابراز داریم و بابت هر کاری مسئولیت‌های آن را متوجه شویم ...

می‌گویند اگر نادان گوهری با ارزش در چاهی اندازد، هزار عاقل توان پیدا کردنش را نخواهند داشت!

شاید این‌بار قضیه به‌عکس شده باشد. عاقل جوانی، نه گوهر، سنگی را و نه در چاه، بلکه به هوا پرتاب کرده است و بسیار شده‌اند آنانی که دستان را به سوی آسمان بلند کرده‌اند و با شتاب و عجله تلاش می‌کنند تا آن سنگی را که گوهر می‌پندارند و هنوز به زمین فرود نیامده و هرگز هم فرود نخواهد آمد!! از دست هم بربایند و مدال افتخار را از آن خود سازند.

متاسفانه، حکایت همان ‌گشت که چگونه می‌شود «رقص یک خرس را بر روی سوزنی ته گرد» به تماشا نشست!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

             

 

منبع : نوید نو

 درد سهیل آٌصفی ها صرفا چاوز و اورتگا و... نیست که درد سانسور، درد کشتار رسانه ها و رسانه نویسان در این دیار و درد حمایت (موجه یا غیر موجه) مدعیان پرنسیب های انقلابی از ارتجاع حاکم است. درد ما و آنها در این میهن بلاکشیده تثبیت ارتجاع است. درد ما این است که آنها در آغوش ارتجاع وسیله ای برای نشان دادن انگشت شست به چپ می شوند.

تقدیم به هادی پاکزاد ارجمند ودغدغه های وحدت جویانه اش

مقاله ای به قلم انوشه کیوان پناه والمیرا مرادی در نقد سهیل آصفی -که بیشتر البته بهانه ای است برای نویسندگان – در نقد "چپ همه چیز غیر از طبقه " قلمی شده است .

این نوشتار که ازسوی برخی ازدوستان طیف چپ نیز مورد استقبال قرار گرفت دارای ایرادهای جدی چندی است که در زیر تلاش می شود بارویکردی انتقادی به این ایراد ها پرداخته شود.

قبل از ورود به بحث ضروری است به ویژه در مورد یکی از مدعیات این نوشتارمبنی برسکتاریستی بودن نوشتارنویسندگان فوق، شرح مختصری از سکتاریسم ومراد ما از این کلام بیان شود . طی بيش از 160 سالی که از پيدايش سوسياليسم علمی می گذرد، سکتاریسم در زمان ها و مکان های مختلف با نام های گوناگونی ظاهر شده است. اصطلاح سکتاریسم را برای توصيف آن چپی بکار می برند که با ادعای دقت علمی و در عين حال بطور ساده و روشن، وجه مشترک انواع «نو»،  «مدرن»، «دموکرات»، «مستقل»، «غير سنتی» و غير آن رادر عمل مخدوش نشان می دهد.این چپ همیشه با کتاب مقدس اصولش در زیر بغل به داوری دنیا وما فیها می نشیند وبه جای توجه وکنکاش در واقعیت عینی وتطبیق این واقعیت با تفکرات وذهنیات برای کشف حقیقت ، واقعیت عینی رابا ذهنیات خویش محک می زند ودر صورت عدم انطباق، این واقعیت است که محکوم به تمکین است ونه ذهنیات . این چپ ایدالیسمی است در جامه فاخر مدعی ماتریالیسم . متر ومعیار این چپ در اصول دگمی خلاصه می شود که جزبه خواسته های ذهنی خود وگروه همگرایانش خدمت نمی کند. این چپ ید طولایی در محکوم کردن وصدور انواع واقسام صفت های بیانگر رذالت طرف مقابل در زرادخانه تعطیل ناپذیر خود دارد. این مدعی چپ تمام شعارهای نیک وعلمی ودقیق چپ را به خدمت می گیرد ولی اگر گمان کنید که قصد استفاده دارد سخت در اشتباهید ، که او این همه را فقط وفقط درراستای بهره برداری های فرقه ای خویش مورد سو استفاده قرار می دهد. از اتحاد می گوید ، ولی شرط مسلم آن تعبیر واجرای اتحاد با من است . چپ سکتاریست همچون اصولگرایان مذهبی ما دارای ذهنی کاملا مذهبی است وخودرا محور هستی قلمداد می کند. چپ سکتاریست بی حوصله است . برای هر پیش آمدی توپخانه ای آماده شلیک دارد وجالب آنکه خود از این شلیک بی هدف خود خسته شده وحوصله اش سر می رودمدتی رها می شود، امابازروزاز نو روزی از نو .

چپ سکتاریست هر روز بر مفاهیم ویژه ای که خورند حرکت مرحله ای ذهن اوست  متمرکز می شود وآن مفهوم را متر ومعیار داوری همه چیز وهمه کس قرار می دهد وجالب آنکه خود کمترین باوری به آن مفاهیم نشان نمی دهد.

وبازقبل آغاز، یادآوراین تذکر بسیار مهم باشد که : غرض این مقاله دفاع از سهیل آصفی نیست وبه موقع خود به دیدگاه خطای اوهم شاید درمقاله ای دیگرپرداخته خواهد شد ، به نظر نگارنده سهیل آصفی بعنوان یک نیروی تازه نفس بالنده باید درراستای قبول مسئولیت رفتارش حرکت نماید ودر صورت لزوم حتی تاوان آن را بپردازد. این امر برای بالندگی بیشتر سهیل آصفی اجتناب ناپذیر است . امااین مقاله  از سهیل آصفی ها در کل بعنوان جوانان چپ گرای نسل جدید ایران در به چالش کشیدن وضعیت موجود وبر خورداری کامل از حق انتقاد دفاع می نماید .

 

               

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

         

 

از سلسله برنامه های پالتاکی
شورای هم آهنگی جنبش جمهوریخواهان دمکراتیک و لائیک ایران

جایگاه ۱٨ تیر در جنبش دانشجویی ایران

با شرکت
سهیل آصفی-علی افشاری-مهرداد درویش پور- مهرداد مشایخی

شنبه ۷ جولای۲۰۰۷

شروع: ساعت ۷شب به وقت اروپا, ۱۰صبح به وقت غرب امریکا

Address: Iran Jonbesh Jomhouri Khahan democratic va Laeek
www.paltalk.com >Middle East > Iran

 منبع: اخبار روز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 


 

رفیق فقید احسان طبری

 

ترانه خوابگونه

شریان رودها

عضلات زمین را

بارور می کنند،

و در سکوت کرکس ها و صخره ها

باد، به زبان امواج سخن می گوید.

بیشه ها آن جا از خاموشی سرشارند

و در صلح بیابان ها

چکه شقایق وحشی می درخشد.

بید بن , عروس آسا

سیل رام نشدنی گیسوان را

بر گل کف های موج می پاشد.

و از ستیز موج و سنگ

بر رشته گل ها و نیزه های ارغوانی گیاهان

مشتی کبوتر بلورین می پرند.

و عطری که از آن بر می خیزد

در ریشه های هستی ام رخنه می کند.

زمان زاینده

زمان دگر ساز

زمان طوفان زا

هر دم با پویه ابر ها همراه است

و تار های سیمین باران

بر سرونازهای همیشه جوان

و بر طرقه های جنوبی که بر درخت انجیر نشسته اند،

و بر فریبای رؤیا رنگ بوته ها

فرو می نشیند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

 

 منبع : اخبار روز

 

این نسل، نسلی است کامل تر، معتقدتر و زبده تر از نسل ما! یادمان باشد که ما با این نسل باید در تعامل باشیم؛ یاد بگیریم از آنها و سپس یادشان بدهیم. از من و شما بعید است که با چماق به رویارویی این نسل – نسلی که مانند گلوله آتش می‌گدازد، یاد می‌گیرد و در این زندان بزرگ عمل می‌کند!- برویم ...

خانم المیرا مرادی و آقای انوشه کیوان پناه! با اعتقاد به احتراز از رویارویی های مضر و تفرقه افکن بین رفقا، وقتی اولین به اصطلاح نقد شما با عنوان "«چپ همه چیز غیر از طبقه» و انقلاب ونزوئلا" را خواندم مایل نبودم که بنویسم و پاسخی داده باشم. ولی زمانی که با عجله به وعده خود وفا کردید و مقاله دیگرتان با نام «جایی که جوان و پیر با خشت خام بر آینه می‌کوبند» باز در ارتباط با آقای سهیل آصفی منتشر شد، بهتر دیدم مواردی را به شما رفقا گوشزد کنم:
چیزی که مرا سخت متعجب و متاثر کرد و واداشت که بنویسم، لحن بسیار کینه توزانه شما بود که به قول دوستی، در حاشیه امن نشسته و با اطلاع اندک از آقای سهیل آصفی و فضای جامعه میهنتان، انگار با این نقدها در واقع رنج دوری از میهن و کوتاه بودن دستتان از کار عینی در میهن را خواسته اید کاهش دهید و حتما با خودتان گفته اید که اگر در ایران مانده بودید تا به حال به تاسیس تشکلی فراگیر به رهبری «عنصر آگاه» برای تحقق آنچه که مارکس «تغییر جهان» و «همایش اجتماعی جهان»، «ساختن جهانی دیگر» ... تعریف و تعیین کرده است، موفق می‌شدید!


شما نوشته اخیر آقای سهیل را بهانه ای کرده اید تا به رفقایی که چراغ عمل و تئوریشان فقط در میهن روشن می‌ماند و - مانده است !- درس سوسیالیزم واقعا موجود، ناپدید شدن مجموعه ای از افکار و اندیشه ها در نتیجه حذف کلمات معینی از گفتمان عمومی [چپ]، امتیازات طبقاتی، جامعه طبقاتی، قدرت طبقاتی، دولت طبقاتی، شناخت طبقاتی، تحلیل طبقاتی، تحلیل های سوسیال دمکرات ها از دمکراسی و سنت، اشکال مختلف جنگ طبقاتی؛ احکام دادگاه، قوانین ضد کارگری، سرکوب پلیسی، سرکوب سندیکا، لغو قراردادهای کار، اضافه کار غیرقانونی، عدم ایمنی در محیط کار، اذیت و اخراج کارگران معترض، کاهش دستمزدها و مزایا، عدم افزایش حداقل دستمزدها، کاهش مزایای بازنشستگی سوء استفاده از صندوق های بازنشستگی، خصوصی سازی و تعطیل کارخانه ها، تمرکز بر تجارت به جای تولید و حفظ محیط زیست را بدهید.

 

         

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

      

     عکس از : خبرگزاری فارس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

 

بهروز بهزادی،سردبیر روزنامه اعتماد: دوره نشريات الکترونيکي

 

         

 

آقاي دکتر بهزادي، روز و روزنامه نگاران کوشنده در آن را در اين پانصد شماره اي که دنبال کرديد، از نظر استانداردهاي حرفه اي روزنامه نگاري به چه شکل مي بينيد؟
به عقيده من دوره، دوره نشريات الکترونيکي است. به ويژه اينکه مخاطبين اين نشريات هم در واقع انتخاب شده هستند؛يعني افرادي که با کامپيوتر آشنايي دارند. اين آشنايي آنها با کامپيوتر نشان مي دهد، روزنامه نگاراني هستند، که در شمار نخبگان جامعه قرار دارند. به کار سياسي و مباحث خبري و تحليلي کشش دارند. در نتيجه نشريه اي با مخاطبين ناخودآگاه انتخاب شده، هم وظيفه اي بر عهده خود نشريه الکترونيکي مي گذارد که آنچه مخاطبين مي خواهند را به آنها بدهد و هم وظيفه اي به عهده مخاطب مي گذارد که مطالب ديگري را که از نشريات کاغذي مي خواهد در اين روزنامه ها نخواهد.

به هر حال طيف مشخصي از جامعه غالبا مخاطب روزنامه الکترونيکي روزهستند. به گمان شما، اين طيف مخاطبين چقدر در روندهاي سياسي و اجتماعي جامعه تاثير گذار هستند؟
اين نشريات، برشي از طيفي از جامعه را پوشش مي دهند که اين طيف در جامعه بسيار تاثيرگذارند و هر کدام از آنها را بايد در عددي مثل صد ضرب کرد. به عقيده من کار نشريات الکترونيکي، روز به روز بهتر مي شود و مخاطبين بيشتري پيدا مي کنند. آنها بايد به مخاطبين خود توجه داشته باشند.

گمان مي کنيد به چه شکل مي توان به استانداردهاي ژورناليسم جهاني در رسانه هاي الکترونيکي فارسي زبان دست پيدا کرد؟
من حتي در کار روزنامه کاغدي هم که کمي عقب افتاده تر از روزنامه الکترونيکي است، معتقدم کل کار، ارتباط بين منبع و مخاطب است. هر کسي بتواند بهترين ارتباط را با مخاطب برقرار کند، بهترين کار حرفه اي را انجام داده است. مانند شعراي ما که از نيما به بعد شعر نو مي گويند و قافيه و اينجور مسائل را در شعر دور ريخته اند.

يعني همگام با زمان و اقتضائات آن براي حرکت در مسير استانداردهاي جهاني ژورناليسم بايد در بسياري از رويکردها و شيوه هاي سنتي در روزنامه نگاري تجديد نظر کنيم؟
بله، به عقيده من الان زماني است که ما خيلي از قوانين خودساخته روزنامه نگاري يا ژورناليسم را بايد دور بريزيم و به کيفيت ارتباط دقت کنيم. هر چقدر ما بتوانيم اين ارتباط را بين منبع و مخاطب بهتر کنيم تا هر دو بتوانند ارتباط نزديکتري با هم داشته باشند، کار، حرفه اي تر انجام مي شود.

چطور مي توان در ميانه عوامل بازدارنده مختلف در جوامع توسعه نيافته مانند هنجارها، سنت ها، فرهنگ و... جامعه و انواع و اقسام سانسور که در بسياري از موارد روزنامه نگار اين جوامع را به خودسانسوري هم مي کشاند، به طور نسبي فعاليت کرد؟
خب در مملکت ما برخي مشکلات هم براي اين نوع نشريات وجود داردکه بخشي از آن به خودسانسوري بر مي گردد و بخشي به نگراني هايي که از بيرون به روزنامه نگاران تحميل مي شود. اما به عقيده من، آينده نشريات الکترونيکي بسيار بهتر از نشريات کاغذي و حتي در يک حدي بهتر از راديو و تلويزيون است. در اين نوع از رسانه ها مخاطب دستچين شده نيست ولي در نشريات الکترونيکي، فرد، آگاهانه روي مطالبي که مي خواهد کليک مي کند و دنبال منابعي که دوست دارد مي رود. تاثير اين شيوه در فرايند ارتباط منبع و مخاطب بسيار بالاست که روزنامه نگاران اين نشريات بايد از آن آگاه باشند.

 

فريبرز رئيس دانا، اقتصاددان و عضو کانون نویسندگان ایران:"روز" تريبون ليبرال هاست

 

 

     

 

آقاي دکتر رئيس دانا، پانصدمين شماره روزنامه الکترونيکي روز روي دکه مجازي مي رود. رويکرد کلي اين روزنامه را به چه شکل ارزيابي مي کنيد؟
اين گرايش هاي اصلاح طلبانه و ليبرالي از برخي جهات فرصت هايي فراهم مي کند تا دگرانديشان نظرشان را بگويند. اما ما هيچ وقت يادمان نمي رود و مطمئن هستيم و بارها تجربه کرديم که اين نگرش ليبرالي در يک جاي معيني مي ايستد. يعني ظاهر زيبا و روشن و دعوت کننده اي دارد و مباحثي را مطرح مي کند که به نظر مي رسد مي خواهد به همه انديشه ها فرصت دهد. اين يک طرف قضيه است. اما در جاي ديگري، وقتي نهادي ترين مقدسات ليبراليسم نقد مي شود در مقابل نقطه نظرات به شدت مي ايستد و خشمگين مي شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

             

 

توضیح :درج مطالب رسیده در مورد چالش نظری درباره مباحث مطرح پیرامون ضرورت های پاسداشت ارزش های دمکراتیک توسط نیروهای هواخواه سوسیالیسم و سفر رهبران امریکای لاتین به ایران و رابطه تنگانگ و گرم دولی با داعیه و سمت و سوی دمکراتیک با جمهوری اسلامی در این خانه مجازی الزاما به معنای موافقت یا مخالفت این خانه با مواضع مطرح در مقالات منتشره نیست.

بدلیل عدم اعتقاد به ادامه بازی های مجازی از این دست در کشاکش حوادث عینی و مهم جاری در میهن که بعضا از سوی نیروهای تحولخواه در غربت که شاید به دلیل دور افتادگی از عرصه جاری رزم،بدنبال سوژه برای طرح نظرات مختلف خود و غلبه بر یکنواختی غربت نشینی هستند،دنبال می شود،ادامه بحث های انتزاعی وبلاگی همراه با پرخاش های آشنا را بیهوده یا حتی مضر تشخیص می دهم.انتشار مقالات رسیده در این خانه تنها بدلیل رویکردها و ادبیات غالبا غیر دمکراتیک در مباحث مطرح پیش از این توسط رفقای گرامی است و موضع گیری نگارنده در مقالات پیش و بعد از این بطور روشن درج می شود.

 

آقای سهیل آصفی
در سایت شما، نوشته‌ای خطاب به‌ معترضان مصاحبه‌ با آقای رئیس دانا درج شده‌ است که‌ توجه‌ مرا به‌ خود جلب کرد. هر چند در نگاه‌ اول چنین دیالوگی به‌ نظر دوطرفه‌ می آید اما در واقع این بحث ریشه‌یی عمیق در دو نگرش بسیار متفاوت دارد که‌ چپ مدرن با اتکا به‌ تجارب تلخ گذشته‌، می بایست با تجدید نظری جدی و دیدی کاملا متفاوت از گذشته‌ و بر اساس منافع ملی خود به‌ مناسبات بین احزاب و دول بنگرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 
 
 
       قرمز، سبز، آبی، زرد: رنگهای تند و زنده!
 طرحی از آنتونیو ماراس (Antonio Marras)
Bildunterschrift:

   خیره کننده : قرمز، سبز، آبی، زرد: رنگهای تند و زنده! طرحی از آنتونیو ماراس (Antonio Marras)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

              

 

باید بتوان در برخورد با هر نمود یا پدیده ای، براساس منافع «انسان»، جنبه های مثبت را مال خود کرد و قسمتهای منفی آن را به دور ریخت و یا با آن جنبه های منفی مبارزه ای سالم و هدفمند انجام داد، در این صورت همه ی پروسه ی هدف که همان زندگی بهینه و واقعی برای هر انسان و به ویژه «چپ» است، تحقق می یابد. نکته در این است که اگر امروز ، جمعی از ما با حرارت و البته با دلسوزی از اورتگا، چاوز و کاسترو گله مند می شویم و آن را با هر صدا و فریادی، چه تند و چه ملایم، اعلام میکنیم و جمعی در دفاع از آنها حرفها ابراز میداریم که به نظر بسیاری از دوستان و رفقا «لزومی ندارد که ما هزینه ی کارها و رفتار آنان را بپردازیم» در خوشبینانه ترین حالت که باور داشته باشیم که همه؛ «چپی» بی شیله پیله هستیم، پس باید درک کرد که چرا در هر قضیه ای از قضایا که در این زمان به خصوص، واقع میشود؛ «چپ» نظر و حضوری چند صد پاره دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

               

 

روبرت بگلريان، عضو کميسيون اقتصاد مجلس اسلامي، در گفتگو با "روز" طرح سهميه بندي بنزين در کشور را که با واکنش هاي مختلفي از سوي مردم و کارشناسان مواجه شده است، "آزمون و خطايي" عنوان مي کند که ممکن است يک سال طول بکشد. وي از ضرورت روشن شدن مساله "بنزين مازاد بر مصرف" براي مردم، از سوي دولت مي گويد.

 

       

 

آقاي بگلريان، طرح سهميه بندي بنزين بالاخره توسط دولت احمدي نژاد اجرا شد و واکنش هاي مردم هم از روزهاي گذشته همچنان ادامه دارد. کميسيون اقتصاد با توجه به جلسه غير علني مجلس که آقاي باهنر اجازه بحث طرح سه فوريتي برخي نمايندگان در مورد توقف سهميه بندي بنزين را نداد، چه چشم اندازي را مي بيند؟
طرح سه فوريتي برخي نمايندگان مجلس به دلايل فني که از حيث قانون نويسي اشکالاتي داشت از سوي آقاي باهنر اجازه طرح پيدا نکرد. اين موضوعي است که طبعا براي همه نمايندگان اهميت دارد. به هر حال ديدگاهها در مجلس متفاوت است. کساني هستند که از همان اول به رويکرد سهميه بندي به اين شکل انتقاد داشتند و معتقد بودند همان 150 تومان مناسب تر است. اگر چه ديدگاههاي ديگري هم وجود دارد ولي اکثريت مجلس هنوز به جمع بندي نرسيده تا اجماع نظري ايجاد کند که حاصلي داشته باشد و با عزم جدي پيگيري شود.

گمان مي کنيد اجراي طرح سهميه بندي به اين شکل که بخش عمده آن به نهادهاي انتظامي و امنيتي سپرده شده است، اساسا چقدر کارشناسي است؟
در اين خصوص من اطلاعي ندارم اما مي توان گفت در مجلس نظريات مختلفي بود واين اقدام گام نخستي محسوب مي شود که دولت و تصميم گيرندگان، افکار عمومي و کارشناسان نسبت به مساله سوخت، جدي تر برخورد کنند. تعامل و تضارب آرايي که پديد آمد، فارغ از کشاکش هاي طبعا اداري و بوروکراتيک و قدرت سياسي در جمع بندي به اينجا رسيده است.

 

       

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

        

 

فقط من نمی دانم چرا انوشه و المیرا هنوز در غربت مانده اند. چرا نمی آیند تا از نزدیک جنبش ضدامپریالیستی را تقویت کنند. من قول می دهم از نفوذم در محافل لیبرال استفاده کنم و یک استقبال رسمی با حضور رفیق محمود احمدی نژاد، رفیق رحیم پورازغدی، رفیق حاج داوود رحمانی، رفیق علی فلاحیان، رفیق روح الله حسینیان، رفیق حسن گشتاپو، رفیق ماشاالله قصاب و دیگر رفقا ترتیب بدهم. قدمتان سر چشم!

رفقای قهرمان و دلاور و مبارز «انوشه کیوان پناه» و «المیرا مرادی» در سایت دنیای ما مطلبی نوشته اند با عنوان: «جایی که جوان و پیر با خشت خام بر آینه می کوبند». راست این است که مطلب آنچنان من را تکان داد که تصمیم گرفتم در پیشگاه نمایندگان خلق و رهبران داهی جنبش چپ اعتراف کنم.

اینک در کمال صداقت و سلامت عقل و جان و با آزادی کامل اعتراف می کنم: من هژیر پلاسچی، دارنده ی شماره شناسنامه ی چه می دانم، وابسته به یک «محفل» پیچیده هستم. ما را در این محفل با چشم بسته به خانه های امن می برند. حتا در خانه هم حق نداریم چشم بندهایمان را برداریم. من البته صدای سهیل آصفی و الناز انصاری را می شناسم و به همین دلیل شهادت می دهم هر دوی آنها از وابستگان این «محافل» هستند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

      گراميداشت روز بازنشستگان

 

در حالي که پرداختي 200 هزار تومان از سوي قانوگذار به عنوان حداقل مستمري بازنشستگان تامين اجتماعي براي 2 ماه آخر سال گذشته در مجلس اسلامي تصويب شده بود، در متمم قانون بودجه اثري از تامين منابع آن به چشم نمي خورد.

بنا بر آمار رسمي منتشره در رسانه هاي داخلي 95 درصد از بازنشستگان کشور، زير خط فقر قرار دارند.نظام همسان سازي حقوق، تنها اعتراضات معلمان کشور را در بر نداشته بلکه مساله 45 ميليارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده سازمان تامين اجتماعي براي اجراي همسان سازي حقوق بازنشستگان نيز هنوز آنگونه که بايد جامه عمل نپوشيده است. در حاليکه به گفته کارشناسان شاخص ميزان حقوق و رسيدگي به بازنشستگان در هر جامعه اي محکي براي شاخص هاي ديگر در حوزه رفاه، امنيت و تامين اجتماعي شهروندان محسوب مي شود.

وزير رفاه و تأمين اجتماعي جمهوري اسلامي با ذکر اين نکته که سازمان تأمين اجتماعي منابع محدودي دارد از تامين منابع مالي لازم اين طرح ابراز ناتواني کرده است.عبدالرضا مصري که از وزراي پرحاشيه کابينه محمود احمدي نژاد محسوب مي شود، پرداخت حداقل 200 هزار تومان مستمري به بازنشستگان تأمين اجتماعي را در سال جاري يك واقعه بزرگ در كشور عنوان کرده و گفته است وقتي دولت پرداخت حداقل 200 هزار تومان مستمري براي بازنشستگان را تصويب مي‌كند منابع مالي آن را هم از منابع عمومي كشور تأمين مي‌كند اما سازمان تأمين اجتماعي به منابع داخلي خود متکي است.

 

                       

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

                

     
          مهستی در دوبی. عکس از اردوان روزبه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

             عکس : آرش عاشوری نیا ، کسوف

 

چلچلی

من آن مفهوم مجــّرد را جسته ام.

پای در پای آفتابی بی مصرف
که پیمانه می کنم
با پیمانه روزهای خویش که به چوبین کاسه ی جذامیان ماننده است.
من آن مفهوم مجــّرد را می جویم.
پیمانه ها به چهل رسید و آن برگشت.
افسانه های سرگردانیت
- ای قلب در به در! -
به پایان خویش نزدیک میشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

                  

در آغازسومين سالگرد روي کار آمدن دولت نهم جمهوري اسلامي و در حالي که روند انتقادات از دولتي که با شعار "مهرورزي وعدالت محوري" روي کار آمد، حتي طيف وسيعي از همفکران سابق را هم در برگرفته است، همفکران احمدي نژاد بر اين باورندکه: "ما الان در صدر اخبار خوب دنيا هستيم."

امير رضا واعظي آشتياني، از نزديکان فکري رئيس جمهور و عضو شوراي مرکزي حزب موتلفه اسلامي ضمن اينکه "انتقادات وارده" به دولت را "غير اصولي و خصمانه" مي خواند، در خصوص سياست خارجي دولت نهم مي گويد: "دنيا اذعان مي کند که ايران مقتدرانه عمل مي کند و من نمي دانم در انزوا قرار نگرفتن يعني چه؟ يعني خودباختگي؟ به فرمان دنيا بودن يعني سياست خارجي قابل قبول؟ ما الان در صدر اخبار خوب دنيا هستيم. در جهان اسلام و در ميان آزاديخواهان همه جهان، ايران مورد احترام است."

 

                

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  |