تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

       

        

 

چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزم
 وین آتش خندان را با صبح برانگیزم
گر سوختنم باید افروختنم باید
 ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم
 صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد
تا خود به کجا آخر با خاک در آمیزم
چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
 صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم
برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش
وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم
 چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم
ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند
 زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم

ه.الف.سایه

 

     
 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                ۳nfr.jpg

 

 خبرفوری: دادگاه دانشجویان امیرکبیر را تبرئه کرد، نشریات جعلی بودند - خبرنامه امیرکبیر

 

چه خوب! چه خوب که در آوار این خبرکش ،  شنیدیم که بچه ها آزاد می شوند!

 سه دانشجوی  پلی تکنیک احسان منصوری ، احمد قصابان و مجید توکلی بعد از آن سیر ماجراها که گوش فلک را پر کرد سرانجام از کلیه عناوین اتهامی خود تبرئه شدند. در ماشین که رفته بودم ضد یخ زمستانی را بریزم به عبدلله مومنی تبریک گفتم و چه خوب که شنیدم از قول عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی در گفتگو  با "رادیو فردا"! که اکثر رفقای دانشجو نیز قرار است امروز و فردا آزادشوند.

احمد قصابان را به حال پریشانم در ۲۰۹ وقت بازگشت از ملاقات پدر با بازجو دیدم. حال و روزش خوب بود و من خراب خراب و همچنان سرود "رود" و"انترناسیونال" خوان... به فیلم می مانست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

             وبلاگ قبلي من

 

مشت مي‌کوبم بر در
پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان!

من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم،
-آآآآآآي!
با شما هستم!
اين درها را باز کنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم،
لب بامي،
سر کوهي،
دل صحرايي
که در آنجا نفسي تازه کنم.
آه!
مي‌خواهم فرياد بلندي بکشم
که صدايم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفتهء چند،
چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟

ف. مشیری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

   

 

برای بهروز کریمی زاده و دیگر رفقای دربند

 

آشیانه چشم هایت آبادانی جهانیست و دست و دلت سیاره ای دور

آن سوی بند را نبض طپیدن آغاز کن مرد کوچک غمواژه های دور

چشمانت، توان دمیدن سپیده ای که انتظارش را می کشیم دور

و هجای هر سخن، لالایی شیپوری در بی سخنی سلول که خواب از چشم آنان ربوده است

در تو تکثیر شده ام

تکثیر، تا بی نهایت تصویر

در تو و در شما خلاصه شده ایم ما

در خیابان های شهر شلوغ هیچ و در تکاسف سنگین آن جسم حقیر که رو در رویت می نشیند

آینه نیست تا انعکاس تصویر را مهر محاق زند

با چشمانی به تمامی گشاده زیر چشمبند

سایه از رخسار موریانه بر می کشی

تا آشکاره شود موزمار هراسی که اندر بی حاصلی تزلزلی بزرگ چون گرگی حریص له له های آخر خود را می زند

در سورچرانی شکاری پیروزمند که خوب می شناسیمشان ما!

 

      
       

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

        

 

نوشابه امیری - روز

همزمان با دستگيري ده ها دانشجو، متعلق به جناح "چپ" در دانشگاه هاي مختلف کشور، وزارت اطلاعات جمهوري ‏اسلامي در روز 16 آذر با انتشار اطلاعيه اي از دستگيري"تعدادي اخلال گر" و "معاندين نظام" خبر داد که قصد ‏داشتند "فضاي علمي و فرهنگي دانشگاه را به آشوب و اغتشاش بکشانند." درمورد اين اتهامات با ناصر زرافشان، ‏وکيل اين دانشجويان گفت و گو کرده ايم. ناصر زرافشان با تاکيد بر دانشجو بودن دستگير شدگان، مي گويد: "اميدوارم ‏اين مورد هم از آن مواردي نباشد که ابتدا لباس را خيلي گشاد دوخته اند و بعد سعي مي کنند تن را براي اينکه با لباس ‏بخواند، چاق و لاغر کنند." ‏

زرافشان که خود به علت وکالت پرونده "قتل هاي زنجيره اي" سال هاي زيادي را در زندان گذرانده، در مصاحبه با ‏روز با تاکيد بر عزم راسخ اش بر دنبال کردن اين پرونده، از "استقلال جنبش دانشجويي" از بخشي از جريانات وابسته ‏به حکومت نيز گفته و همچنين اينکه: "اين تغيير نگرش براي برخي هامطلوب نبوده؛ و علت تفاوت نوع برخورد امسال ‏با دانشجويان به اين تحول دروني جنبش دانشجويي باز مي گردد."متن مصاحبه در پي مي آيد. ‏

 

        

 

نظر ناصر زرافشان در مورد دستگير شدگان تجمع دانشجويي 16 آذر که مي گويد برگزار کنندگان آن"دانشجويان ‏آزادي خواه و برابري طلب" بودند، اين است: "همه دانشجو هستند. نام دانشکده ها، سال تحصيلي و مشخصات دقيق ‏همه آنها را داريم.تعداد بازداشت شدگان حدود 32 نفر است؛ که البته در مورد اسامي يکي دو نفر ترديدهايي وجود دارد ‏و قطعيت اينکه دستگير شده باشند، مشخص نيست. به غير از اين هويت بقيه کاملا مشخص است؛ به همين علت من نمي ‏دانم منظور از "مشتي آشوب طلب" و يا "با کارت مجعول" چيست. البته اسمي در بيانيه وزارت اطلاعات نيامده؛ ولي ‏اگر منظورشان، جريان دانشگاه است بايد بگويم دستگيرشدگان مصداق هيچکدام از اين موارد نيستند. همه دانشجو هستند ‏و ديروز و پريروز هم دانشجو نشده اند. تقريبا هويت همه آنها در فعاليت هاي دانشجويي، روشن است. به همين دليل ‏اميدوارم اين مورد هم از آن مواردي نباشد که ابتدا لباس را خيلي گشاد دوخته اند و بعد سعي مي کنند براي اينکه تن با ‏آن لباس بخواند، آن را چاق و لاغر کنند. در واقع تند رفته اند و حالا با اين عناوين غلاظ و شداد مي خواهند برخوردي ‏را که با اين جريان شده، توجيه کنند".‏

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

ما نوشتیم و گریستیم
ما خنده کنان به رقص بر خاستیم
ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ...

کسی را پروای ما نبود.
در دور دست مردی را به دار آویختند :
کسی به تماشا سر برنداشت

ما نشستیم و گریستیم
ما با فریادی
از قالب خود بر آمدیم

الف.بامداد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

بسیار سرفه می کنم این روزها.آشیانه مجازی دیر به دیر به روز می شود و اگر هم می شود بازی بامزه ای است. هوای آلوده ی شهر از مرز خفگی نیز دارد می گذرد و تو باز سرفه می کنی و می چرخی و می آیی.پاییزی که بیرون آمدم بارانی نبوده است و حالا رو به زمهریر زمستان که سردتر.به شکل غریبی کمتر صورتم را اصلاح می کنم و این بامزه است.برتولت برشت می گوید با گچ نوشته شده بر دیوار"آنان جنگ طلبند"و نویسنده اکنون خود در میدان جنگ از پا در آمده. و از این حرفها.

هوای تهران سردتر و آلوده تر شده است.حجم دود ،استنشاق لحظه ای را نیز از اکسیژن دریغ می کند.بازیگرانی در دو سو می رقصند و هیاهوی سرسام از خانه بالا می رود و در پستوی هیچ غوطه می خورد تا مرز انفجار را کس خبردار نیاید.جرج مایکل می خواند still love you و تو می رانی و عبور می کنی از ازدحام راههای پرتردد هیچ که امیدش چراغی را به سوسو هنوز بر پا داشته است.

 بی کاری.کاری نداری انگار! و امید فوران تعلیق را پس می زند دو دستی. می ایستی و باز انتظاری خردکننده که مکرر می شود.و چشم هایی عاشق در میانه روز ازدحام برای روز انتظار.

سال بي باران
جلپاره ئي ست نان
به رنگ بي حرمت دلزدگي
به طعم دشنامي دشخوار و
به بوي تقلب

ترجيح مي دهي که نبوئي و نچشي ٬
ببيني که گرسنه سر به بالين نهادن
گواراتر از فرو دادن آن ناگوار است .

سال بي باران
آب
نوميدي ست
شرافت عطش ست و
تشريف پليدي
توجيه تيمم

به جد ميگوئي (( خوشا عطشان مردن ٬
که لب تر کردن از اين
گردن نهادن به خفت تسليم است ))

تشنه را گرچه از آب ناگزير است و گشنه را از نان٬
سیر گشنگيم سيراب عطش
گر آب اين است و نان است آن !‌

الف.بامداد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

         

    

دیشب در میانه انبوه خبرهای خبرکش بی خبرخانه شنیدم که ژاله  هم رفت.ژاله اصفهانی.

 شاعر "امید" و شاعر "پرندگان مهاجر".دورتر از خانه اش که آتشباران سرسام.  و هزار خنجر و خون و امید و امید. خانه ، خاموش!

و هوای من باز سرد سرد است.

شعر ارسالی رفیق گرامی علیرضا جباری را اینجا می گذارم و سپاس همه یاران و همراهان دور و نزدیکی راکه  از "من" گفتند و نوشتند و سرودند.و  همین.

 

کجا ترنم نوا ؟                   

برای سهیل و با آرزوی ماند گاری اش

شتابگون نمی رود، به راه خود جهان ما
که نیست جرعه باده ای، کنون به جام جان ما

نماندآذری به جا،شرار اخگری خوشا
هزارگل شد ونما ند شهد در دهان ما

کجا ترنم نوا، سخن کجا، نواکجا؟
کجا خروش رودها، به دشت بی کران ما؟

چکاوک ازنوافًتاده، بوف وای می زند
کجاست می، کجاست نی، به خوان خون فشان ما؟

کمین گران به راه ها، کمان گران به چاه ها
نه گرمی و نه شعله ای ، زمهر دل ستان ما

به هر قفس هَزارها، خزان به لاله زارها
چسان تپد دلِ ِ، همیشه خون چکان ما؟

دل فسرده را دلا،به غیر آب و گل مبین
 مباد کفسرد د می،، دل شررفشان ما

شبانه گام می زنیم،  در ره دراز خود
به سوی صبح روی ما، سپیده دم نشان ما 

بهار می شکوفد و بسا، هََزار نغمه می زند
گلان چو بشکفد به ره، به دشت و بوستان ما


سپیده می دمد خوشا، ستبر رهروان شب
نوید هور و سرخی ِ، دم سحرگهان ما

دلا زشوق گریه کن ، به ره نوید می دهد
شررزنان ستارگان، کنون به کهکشان ما

شتا بگون شود جهان، زپرتو امید ما
وطن وطن شود دگر به همت جوان ما

                                               علی رضا جباری{آذرنگ}
                                             27/6/96{07/11/18}
 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

      

 

۹سال گذشت...

 

"نگاه ميهنم پيرم كرده است

چراغ ماتم است گلايل!"

زنده ياد محمد مختاري

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

منبع : فرهنگ توسعه

هموطنان، مردم آزاده و صلح دوست جهان

 

ديو مهيب جنگ بر خاورميانه چنگ انداخته و هر روز عرصه را بر مردم اين منطقه تنگ تر مي کند. نزديک به چهار سال است که عراق در آتش و خون دست و پا مي زند، و اکنون سايه شوم جنگ بر ايران افتاده است. اما در ميان مردم هنوز واقعيت اين خطر آنگونه که بايد و شايد احساس نشده و جامعه تصوير درست و دقيقي از عواقب واقعي يک جنگ احتمالي و حساسيت لازم نسبت به آن پيدا نکرده است.

 

از يکسو برخي فريفتگان سياست خارجي امريکا تبليغ مي کنند که اقدام نظامي احتمالي امريکا، تنها عليه رژيم جمهوري اسلامي صورت خواهد گرفت و تصور مي کنند نتيجه نهائي آن سلطه هواداران امريکا و سياست آن در منطقه خواهد بود. آنان گمان مي کنند که اصولا چنين جنگي مي تواند مانند يک پروژه سنجيده، در قالب پيش انديشيده اي اجرا شود که نتايج آن قابل پيش بيني باشد. آنگاه چنين چشم اندازي را بستر دموکراسي براي ايران معرفي و بر اين اساس، آشکار يا پنهان از حمله نظامي به ايران، زير پوشش هواداري از دموکراسي، جانبداري مي کنند. اين تصورات موهوم و غير واقعي است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت   توسط سهیل آصفی  |