تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

 

             

 

توضیح :درج مطالب رسیده در مورد چالش نظری درباره مباحث مطرح پیرامون ضرورت های پاسداشت ارزش های دمکراتیک توسط نیروهای هواخواه سوسیالیسم و سفر رهبران امریکای لاتین به ایران و رابطه تنگانگ و گرم دولی با داعیه و سمت و سوی دمکراتیک با جمهوری اسلامی در این خانه مجازی الزاما به معنای موافقت یا مخالفت این خانه با مواضع مطرح در مقالات منتشره نیست.

بدلیل عدم اعتقاد به ادامه بازی های مجازی از این دست در کشاکش حوادث عینی و مهم جاری در میهن که بعضا از سوی نیروهای تحولخواه در غربت که شاید به دلیل دور افتادگی از عرصه جاری رزم،بدنبال سوژه برای طرح نظرات مختلف خود و غلبه بر یکنواختی غربت نشینی هستند،دنبال می شود،ادامه بحث های انتزاعی وبلاگی همراه با پرخاش های آشنا را بیهوده یا حتی مضر تشخیص می دهم.انتشار مقالات رسیده در این خانه تنها بدلیل رویکردها و ادبیات غالبا غیر دمکراتیک در مباحث مطرح پیش از این توسط رفقای گرامی است و موضع گیری نگارنده در مقالات پیش و بعد از این بطور روشن درج می شود.

 

آقای سهیل آصفی
در سایت شما، نوشته‌ای خطاب به‌ معترضان مصاحبه‌ با آقای رئیس دانا درج شده‌ است که‌ توجه‌ مرا به‌ خود جلب کرد. هر چند در نگاه‌ اول چنین دیالوگی به‌ نظر دوطرفه‌ می آید اما در واقع این بحث ریشه‌یی عمیق در دو نگرش بسیار متفاوت دارد که‌ چپ مدرن با اتکا به‌ تجارب تلخ گذشته‌، می بایست با تجدید نظری جدی و دیدی کاملا متفاوت از گذشته‌ و بر اساس منافع ملی خود به‌ مناسبات بین احزاب و دول بنگرد.
به‌ باور من افرادی که‌ تجربه‌ تلخ انقلاب بهمن، سرنوشت سوسیالیسم واقعا موجود، ناکجاآباد بودن تئوری راه‌ رشد غیر سرمایه‌داری و بالطبع فاجعه‌ اتحاد با نیروها و دولت های ضد امپریالیست و درعین حال دیکتاتورمنش و سرکوبگر را آزموده‌اند نمی بایست ازچنین انتقادهایی به‌ رهبران چپ سوسیالیست در آمریکای لاتین آزرده‌ خاطر شوند. سوسیالیستها و کمونیستهای وطنی می بایست حداقل به‌ درک این مساله‌ ساده‌ رسیده‌ باشند که‌ انتخاب دوست و دشمن نه‌ تنها از مجرای تنگ ایدیولوژیک و حزبی،  بلکه‌ از مجرای منافع ملی و احترام به‌ ارزشهای انسانی و پایبندی به‌ اصول دمکراسی می گذرد. آیا آنهایی که‌ بخاطر منافع خود دست آلوده‌‌ به‌ خون هزاران انسان آزاده‌ ایرانی و نمایندگان ملیتهای مختلف را می فشارند، برای یک لحظه‌ هم که‌ شده‌ به‌ رنج ها و حرمان های برادران هم مسلکشان در ایران, داغدار شدن هزاران مادر پیر، بیوه‌ شدن هزاران همسر در انتظار دلداده‌ دربند و کودکانی که‌ بدور از مهر پدر باید بزرگ شوند اندیشیده‌اند؟!!
می خواهم کمی به‌ عقب برگردم و با نگاهی کوتاه‌ به‌ مواردی ازسیاستهای همزیستی مسالمت آمیز اتحاد شوروی سابق و همپیمانانش در رابطه‌ با دو واقعه‌ تلخ تاریخی، اشاره‌یی کوتاه‌ به‌ این رویکرد کلاسیک در احزاب چپ حاکم داشته‌ باشم که‌ امروز حاکمان سوسیالیست در برخی از کشورهای آمریکای لاتین ادامه‌ دهنده‌ آن هستند.
هر چند دفاع از جنبش های ملی ـ رهایبخش، مبارزه‌ برای خلع سلاح ‌‌‌هسته‌یی و مخالفت با کاربرد سلاحهای شیمیایی  می بایست سیاست اصلی احزاب کمونیست حاکم  در بلوک شرق را تشکیل دهد، معهذا چنین سیاستی مشمول استثناهایی بر اساس منافع دولتی و یک سری روابط و مناسبات بین المللی ـ دیپلماتیک و بی شک تجاری می شد. نمونه‌ بارز آن نادیده‌ گرفتن کشتار جمعی هزاران کرد بی گناه‌ در شهر مرزی حلبچه‌ در جنوب کردستان توسط رژیم سوسیالیست بعث و قتل عام بیش از 5 هزارآزادیخواه‌ ایرانی در شهریور67 توسط دولت  ضد امپریالیست ایران است که‌ در جبهه‌ جهانی ضد امپریالیستی متحد استراتژیک رفقا محسوب شده‌، می بایست در مسیر راه‌ رشد غیر سرمایه‌داری و در جبهه‌ متحد خلق راه‌ رسیدن به‌ سوسیالیسم را هموار سازد!!!
هنگامی که در فاصله‌ کمتر از یکساعت بمبهای شیمیایی حکومت به‌ اصطلاح سوسیالیست و ضد امپریالیست بعث عراق و متحد استراتژیک اتحاد شوروی سابق در مقابله‌ با ایالات متحده‌ آمریکا جان هزاران کرد بیگناه‌ را گرفتند و بازتاب این هیروشیمای دوم قرن بیستم موجب اعتراض تمام نیروهای آزادیخواه‌، مدافع حقوق بشر، جنبش جهانی ضد جنگ و طرفدار صلح جهانی شد،  نه‌ تنها بانگ اعتراضی از سوی مدافعان چپ حاکم بلند نشد بلکه‌ نماینده‌ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در سازمان ملل متحد با وقاحت تمام آن را توطئه‌ رسانه‌های گروهی غرب برضد دولت عراق خواند، دولتی که‌ در دوران حاکمیت خود نه‌ تنها با سیاست نژاد کشی خود هزاران کرد بیگناه‌ را به‌ خاک و خون کشید، بلکه‌ اکثر اعضای رهبری و کادرهای برجسته‌ حزب کمونیست عراق را نیز بیرحمانه‌ به ‌ قتل رسانده‌ بود. 
هنگامی که‌ بازتاب کشتار جمعی زندانیان سیاسی در شهریور 67 که‌ شامل قتل عام اکثر رهبران سالخورده‌ و کادرهای جوان حزب توده‌ ایران و سازمان فدائیان اکثریت نیزمی شد اعتراض جهانی نیروهای چپ و دمکرات غیر حاکم را بر ضد این حرکت ددمنشانه‌ برانگیخت، حزب کمونیست اتحاد شوروی سکوت مطلق اختیار کرد و تنها پس  از ارسال دو نامه‌ از سوی رهبران سازمان فدائیان اکثریت و حزب توده‌ ایران به رهبری حزب‌ برادر، حزب کمونیست اتحاد شوروی در اطلاعیه‌یی کوتاه‌ و تنها در چند سطری که‌ در روزنامه‌ پراودا به‌ چاپ رسید، بدون هیچگونه‌ اعتراضی اظهار داشت "‌ طبق اطلاعاتی که‌ بدستشان رسیده،‌ گویا عده‌ایی از آزادیخواهان ایرانی در زندان های ایران کشته‌ شده‌، خواهان قطع ادامه‌ آن هستند." (نقل به‌ معنی) این کشتار بزرگ نه‌ تنها بازتابی در رسانه‌های عمومی اتحاد شوروی نداشت ( به‌ غیر از نوشته‌یی کوتاه‌ در نشریه‌ لیتراتورنایا گازیتا، آن هم بر اساس نامه‌ یکی از رفقای فدایی از تاشکند)  بلکه‌ هر گونه‌ حرکت اعتراضی برخی از ایرانیان مهاجر برای انجام راهپیمایی در مقابل سفارت ایران در باکو و مسکو و مراجعه‌ به‌ دفتر سازمان ملل در مسکوبا مخالفت برادران حاکم و از جمله‌ مسئولین حزب توده‌ ایران مواجه‌ شد؟؟!!!. نگارنده‌ این سطور که‌ در آن زمان مشغول به‌ تحصیل در کالج پیش دانشگاهی پزشکی راستف کنار دن بود به‌ همراهی چند تن از ایرانیان دانشجو مبادرت به‌ افشای این جنایت از طریق روزنامه‌ دیواری در یکی از خوابگاه‌های دانشگاه‌ کرد. این امر با توجه‌ به‌ آن که‌ مغایر با سیاست وقت دولت شوروی در رابطه‌ با ایران ضدامپریالیستی بود و در شهر دورافتاده‌یی در روسیه‌ میتوانست !!! موجب خدشه‌دار کردن سیمای مردمی و ضدامپریالیستی دولت ایران در میان دانشجویان خارجی شود  بلافاصله‌ با مخالفت مسئولین، احضار و پاره‌ کردن لیست شهدای 67 مواجه‌ شد. متاسفانه‌ امری که‌ در کشورهای سرمایه‌داری جزو حقوق طبیعی مردم آن کشورها و از جمله‌ مهاجرین سیاسی محسوب میشود در کشورهای سوسیالیستی سابق جزو گناه‌های کبیره‌ محسوب می شد.
اکنون این سناریو مجددا به‌ شیوه‌یی دیگر تکرار می گردد و چپهای حاکم به‌ خاطر منافع خود در مبارزه‌ با آمریکا تنها یاوران واقعی دولت ایران در جهان هستند، آنها به‌ خاطر منافع خود مسائل مربوط به‌ هم مسلکهایشان را نادیده‌ می گیرند، سرکوب جنبشهای کارگری، دانشجویی و نهضت های ملی مردم کرد،آذری، بلوچ و عرب در ایران خاطر برادران را آزرده‌ نمی سازد. آنها در مبارزه‌ ضد امپریالیستی دنبال متحد استراتژیک    می گردند و ماهیت واقعی رژیم های ایران و سوریه‌ نمی تواند مانعی برای این پیوند راستین باشد چرا که‌ رفقا بر پایه‌  شعار کهنه‌ " دشمن دشمن من دوست من است" همپیمانان واقعی خود را می یابند.
استاد عبدالرحمان شرفکندی" هژار" شاعر و مترجم نامدار کرد در مقدمه‌ کتاب " برای کوردستان " در جمله‌یی خطاب به‌ خالد بکتاش دبیر وقت حزب کمونیست سوریه‌  که‌ در عین کرد بودن، بخاطر ضد امپریالیست بودن دولت سوریه،‌ سرکوب برادران و خواهران کرد خود و پایمال شدن دمکراسی را در سوریه‌ و بویژه‌ در کردستان نادیده‌ می گرفت   می گوید: " اگر کمونیست هم هستی، کرد کمونیست باش نه‌ کمونیست کرد".  آیا کمونیستهای وطنی بهتر نیست از دانیل اورتگا و چاوز این نکته‌ ساده‌ را بیاموزند اگر   می خواهند کمونیست باشند حداقل" ایرانی کمونیست باشند نه‌ کمونیست ایرانی".

   با بهترین آرزوهای نیک
     کامران امین آوه‌

 

+ نوشته شده در  Sat 30 Jun 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  |