هر روز هر روز مي آيي و اين آمدن نيامدني است بزرگ كه تكرار مي شود و رنگ زندگي بخود مي گيرد و مي غلتدو باز نمي شود. و نشدن هايي كه شدن در بطن خود مي پرورد. صداي تو هم كه انگار زنداني است. و رباعي ابولخير با صداي فرهاد:
امروز در اين شهر چو من ياري نيست
آورده به بازار رو خريداري نيست
آنكس كه خريدار ، به دو رايم نيست
و انكس كه به دو راي خريدارم نيست ...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سهیل آصفی
|
من،نام کوچکم سهیل،نام فامیلم آصفی . زاده شدم در سیزدهم آبان ماه یک هزار و سیصد و شصت و یک خورشیدی. شناسنامه ام را یک سال بزرگتر کردند تا زودتر به مدرسه بروم،تا زودتر بزرگ شوم،بزرگ!،اما من همچنان کوچک ماندم... روزنامه نگارم و دانشجوی رشته سینما. جستجو ،مرا به هر وادی می کشاند. رهای رهای رها... باشد که تقوای ما خاموشی نباشد...