تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست


http://xs540.xs.to/xs540/09232/31405173.jpg


"نه اینکه شما فکر کنید بازیگری را دوست دارم من مردم را دوست دارم. برای اینکه بیشتر به مردم نزدیک باشم... هر موقعش بوده با فقر زندگی کردم ولی با شرافت زندگی کردم. با شرافت زندگی کردن برای من افتخار است. صدها فرشته بر آن دست بوسه می‌زنند که از کار خلق یک گره وا کند..." این‌ها را پروین سلیمانی بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون ایران می‌گفت در گفتگو با خبرنگاران برنامه‌ی تلویزیونی در منزلش. پروین سلیمانی در هفته‌ای که گذشت در کهنسالی سکانس آخر را به پایان برد.

فیلم را بدون هیچ شرحی از اینجا ببینید:
http://www.youtube.com/watch?v=s05uLr7YbtU


بدرود مادر آسپیران غیاث آبادی، زن دردمند گوزن‌ها، خانم چنگالی، مادربزرگ "دیگه چه خبر"، "هنرپیشه" و....
"ما پیرزن بیریختا دختریامون هزار خواهون داشتیم" [دیالوگی از نقش پروین سلیمانی در فیلم "هنرپیشه"]
هفته‌ای که گذشت با خاموشی هنرمندی همراه شد که بیش از شصت و پنج سال را بر زمین ناهموار تئاتر، سینما و تلویزیون ایران نقش آفرینی کرد. به گزارش رسانه‌ها، پروین سلیمانی با نام اصلی بتول سلیمانی فرد در حالی در سن 87 سالگی بر اثر تومور مغزی و کهولت سن خاموش شد که در وضعیت نامساعد اقتصادی و محروم از حمایت‌های رایج از یک هنرمند پیشکسوت بود.

 اگر سالهایی پیش از این "دایی جان ناپلئونٍ" دل‌های ایرانیان در شرایط ناگوار پس از مرگ همسر و دشواری معیشتی روزهای آخر را به شماره تلخ رقم زد حالا این مادر "آسپیران غیاث‌آبادی" بود که به سرنوشتی مشابه دچار شد و به شماره فراوانند مثال و سخن. تفاوتی نمی‌کند آنکه با هنر سودای دیگر کردن جهان داشت تا او که نقش آفرین دل‌های ایرانیان بود.  از پدر تئاتر نوین ایران، دکتر مصطفی اسکویی و همسرش مهین اسکویی  تا ستاره‌ای از ستاره‌های "آناهیتا" مهدی فتحی و تا مهری مهرنیا که چندی پیش در گوشه‌ای از آسایشگاه سالمندان رفت.  حدیث مرگ باوری ماست که با رفتن انسان‌ها تیتر یک مطبوعات تامین می‌شود و انسان‌هایی که سالها در عرصه‌ی هنر و فرهنگ این مرز و بوم عرق ریخته‌اند تنها پس از مرگ است که برای روزهایی تیتر این گوشه و آن گوشه‌ی رسانه‌ها می‌شوند و تمام.

ادامه مطلب


+ نوشته شده در  Sat 6 Jun 2009ساعت   توسط سهیل آصفی  |